آتش گرفته

سرمیکشد از خنجری آتش گرفته

غم ناله های خواهری آتش گرفته 

 

 

اینجا کبوتر بچه ها را یک کبوتر 

پیچیده در بال و پری آتش گرفته

 

فریاد عصمت شعله میگیرد دمادم

از تار و پود معجری آتش گرفته

 

بشتاب زینب!در میان شعله ها باز

دامان طفل دیگری آتش گرفته

 

آن سوی فریادعطش صد حنجره درد

در لای لای مادری آتش گرفته

 

از داغ این آلاله های غرق در خون

هرگوشه چشمان تری آتش گرفته

 

پیش نگاه خسته ی پروانه شمعی

افتاده بر خاکستری آتش گرفته

 

بی شک تمام این وقایع ریشه دارد

در اتفاقات دری آتش گرفته

 

شاعر:سیدمحمدبابامیری

/ 0 نظر / 7 بازدید