منجی عالم

جمعه می آید ز ره، ای کردگار!

 

پس نباشد جمعه ای دیگر به کار

 

چشم های منتظرها بر ره است

 

روزها   نه   سال های   آزگار!

 

کی تو ای خورشید می تابی به ما؟

 

کی شود پائیز ما با تو  بهار؟

 

دست های ما تو را انداخت چاه!!!

 

چشم یعقوب ازخطای ماست زار!!

 

گر به مصری گو بیایم سوی مصر

 

یا بسازم کلبه احزان ؟  هوار!!!

 

گشته دنیا پر ز ظلمت پر ز دوز!

 

کی تو می گیری به دستت ذوالفقار؟

 

چند روز و چند ماه و چند سال؟!

 

کی به پایان می رسد پس انتظار؟

 

بیت و مصرع با تو می گیرندجان!

 

نام این "بی نام" نام از نام یار

 

منجی عالم توهستی،مردعدل!

 

ای که هست و نیست اما آشکار

 

 

/ 2 نظر / 10 بازدید
موحد

یوسف از جرم زلیخا چند سالی حبس بود حبس مهدی از گناه ما هزاران سال شد

مسلم سلیمانی

سلام هادی عزیز هی می گفتی چرا نظر نمی دی !!! بالاخره تصمیم گرفتم دل تو رو شاد کنم و به قول عرب ها رایمو اضف (منظورم همون اضف رایکم خودمونه اضف )کردم امیدوارم تو هم به کلبه فقیرانه ما سری بزنیو رایتو اضف کنی . قربانت مسلم سلیمانی یاعلی به قول خودت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!