برایت گریستم ...(ارسالی از سرکار خانم صالحی)

تنها نه همچو شمع به پایت گریستم ..... هرجا که دست داد برایت گریستم

 در کربلای عشق تو دوشینه یک فرات ..... ای جان تشنه ام به فدایت گریستم  

هر جا که داد تشنه لبی پیش یار جان  ..... بر کشتگان کرب و بلایت گریستم  

در شام هجر از دل تنگ خرابه ام ..... هی ناله کردم و به عزایت گریستم

 هر جا که مرغ نوحه سرا نوحه کرد سر  ..... پرپرزدم من و به هوایت گریستم  

هرکس به سینه میزد و میگفت یا حسین(ع) .....  همراه او به زیر لوایت گریستم  

در راه شام همره یک کاروان اسیر  ..... بر آن سر ز جسم جدایت گریستم

 زمزم شدم ز گریه سر کوی ماتمت ..... دل سعی کرد و من به صفایت گریستم

  ای تشنه لب که آبروی عشق خون توست ..... بر خون تو به خون خدایت گریستم

  فردا که هیچ جز غم عشقت نمی خرند ..... شاها گواه باش برایت گریستم

(برگرفته از پایگاه سوره ی مهر)

/ 2 نظر / 4 بازدید
منتظر المهدی (عجل الله)

شوریده سری که شرح ایمان می کرد هفتاد و دو فصل سرخ عنوان می کرد با نای بریده نیز بر منبر نی... تفسیر خجسته ای ز قرآن می کرد دست شما درد نکنه بسیار عالی بود التماس دعا یا حق ...

س.دهقانی

سر انگشتی بر خاک می نویسد این قبر حسین است پیش از آن سری بر نیزه قرآن می خواند و پیش از آن زنی از همهمه دشت کودکان را می جست و پیش از آن اشک بود و آشوب و آتش و خاکستر اینجا کربلاست سالها گریه کردیم به یاد آن دستی که بر خاک آن جمله را نوشت سالها موئیدیم به یاد داری آن صدای تشنه ای که بریده بریده برنی قرآن خواند سالها ضجه زدیم بیاد ضجه هایی که کودکان تو تازیانه خورده می زدند سالها می گرییم به یاد کربلای حسین