ارمغان زمین

اگر از من بپرسند
" از زمین که آمده ای ره آوردت چیست؟ "
بگویم درخت؟ درخت هوا می خواهد
خورشید می خواهد
 پاییز و بهار و آب می خواهد.
اگر از من بپرسند:
" از زمین که آمده ای نشان تو چیست؟ "
بگویم سایه؟
سایه همزاد درخت است.
اما نه هوا می خواهد نه خورشید
نه پاییز و بهار می خواهد نه آب
همه چیز در سایه گم است.
اگر از من بپرسند:
" از زمین که آمده ای نشان تو چیست؟ "
بگویم رسن؟ رسن از آن همه ی زمین نیست
رسن ننگ درخت است
رسن تا فردا می پوسد.
ای همه پرسندگان بپرسید
" از زمین که آمده ای
از تاریخ که آمده ای
از ساعت که آمده ای
نشان  تو چیست؟ "
تا بگویم :" سخنِ؛
سخن، که می روید و می تابد و از آن همه زمین است "

ارسالی از دوست عزیز؛جناب آقای عزیزی

/ 4 نظر / 4 بازدید
هادی امیدی فر

بسم الله ضمن عرض سلام.باتشکر از همکاری شما. امیدوارم همچنان پایگاه را جهت انتشار آثارتان قابل بدانید. یاعلی مدد

امامزاده(ع)

سلام علیکم امیدواریم که ایام بروفق مرادتان باشد ولی خوشحال نباش چون یه هفته دیگه حالتومی گیرم

امین عزیزی

با عرض سلام البته این شعر مال شاعری است معاصر به نام پور بخش. از اظهار لطف آقای امامزاده هم ممنون.

منتظر المهدی (عجل الله)

سلام علیکم بسیار شاکر و خوشحالم که همکلاسیان محترم وبلاگ را لایق مطالب ارزنده ی خود می دانند ضمن عرض قدردانی از متن ارسالی تان امیدوارم همکاری تان را همچنان با وبلاگ حفظ بفرمایید با تشکر یا حق...