بررسی جایگاه نوروز در ادبیات عرب

 شاعران بزرگ عرب در گرامیداشت نوروز قصاید فراوانی سروده و آن را همپایه و همگام با دیگر اعیاد مسلمانان قرار داده‏اند و با همان سنن و آداب پیش از اسلام به پا می‏داشتند. تا جایی که «بحتری» در تبریک گفتن این روز به «المعتضد» شانزدهمین خلیفه عباسی می‏گوید:

ان یوم النیروز عاد الی العهد

الذی کان یسنه اردشیر

أنت حولته الی الحالة الآولی

و قد کان حائراً یستدیر (1)

می‏گوید:

«نوروز به همان روزگار پیشین خود بازگشت، همانطور که اردشیر آن را مرسوم کرد. تو آن را به همان حالت اول خود بازگردانی، در حالی که پیش از این، آواره و سرگردان بود.»

دکتر محمد التونجی در کتاب خود آورده است که: « قدم للامام علی (ع) طعام، فسأل:

ما هذا؟ قالوا: هذا النوروز فقال (ع): نورزونا کل یوم». (2) غذایی برای امام علی (ع) آورده شد. حضرت پرسید: این به چه مناسبت است؟ گفتند: این به مناسبت نوروز است. حضرت فرمود: هر روزمان را نوروز گردانید.

در کتب مختلف تاریخی آمده، گروههای زیادی از مردم مصر و شام نیز نوروز را جشن می‏گرفتند (3) و سرآغاز آن را 21 ماه مارس می‏دانسته و آن را روز را «شم النسیم» می‏نامیدند.

مورخ معروف عرب «المقریزی» صاحب کتاب «الخطط» می‏گوید:

«ما رأیت قط أجمل من أیام النوروز و الغطاس والمهرجان... من الایام التی کانوا یسخون فیها بأموالهم... ولا یبقی صغیر و لاکبیر الاخرج الی البرکة متنزهاً...». (4)

«در تمامی عمر خود، هرگز زیباتر از جشن نوروز و مهرگان ندیدم... در این روزها، مردم به یکدیگر هدیه می‏دادند... و همه، بزرگ و کوچک به قصد تفریح از منزل‏ها خارج می‏شدند...».

با مطالعه نوشته‏های مختلف، در می‏یابیم که نوروز و جشن بهار در میان قوم عرب رواج داشته و شاعران عرب از قدیم الایام از آن، در سروده‏های خود نام می‏برده‏اند و اگر بخواهیم نمونه‏های را ذکر نماییم با «جریر» یکی از سه شاعر بزرگ اموی که در سال 33 هجری به دنیا آمده، آغاز می‏کنیم:

عجبت لفخر التغلبی و تغلب

توءدی جزی النیروز خضعاً رقابها (5)

گوید: «در تعجبم از این مرد مسیحی تغلبی «الاخطل) که چگونه بر مردم فخر می‏فروشند و حال آن که مردم قبیله او در هر نوروز (آغاز سال) علی‏رغم میلشان به مسلمانان، جزیه پرداخت می‏کنند».

به خوبی دریافت می‏شود، که نوروز یعنی سرآغاز سال شمسی به عنوان سررسید دریافت جزیه محسوب می‏شده و این روز معروف و آشنا بوده است.

ابوتمام دیگر سردمدار شعر عرب و سرآغاز نیوکلاسیک‏ها دوره عباسی نیز آورده:

سیقت الی الخلق فی النیروز عافیة

بها شفاهم جدید الدهر من خلقه

ابونواس، بزرگ شاعر نوپرداز عصر عباسی اول، در وصف نوروز می‏گوید:

یباکرنا النوروز فی غلس الدجی

بنور علی الأغصان کالأنجم الزهر

می‏گوید:«نوروز در اواخر تاریکی شب با شکوفه‏هایی که بر روی شاخساران، همانند ستارگان درخشان، ما را غافلگیر می‏کند.»

ابوتمام، نوروز را سلامتی و کامیابی می‏داند و می‏گوید: «در نوروز (خداوند) به مردم سلامت و عافیت هدیه داد و این روز نو را، شفا و درمانی برای مردمان».

بحتری، دست پرورده ابوتمام و استاد مسلم وصف در میان شاعران عرب، بهار و نوروز را اینطور به تصویر می‏کشد:

أتاک الربیع الطلق یختال ضاحکاً

من الحسن حتی کاد أن یتکلما

و قد نبه النوروز فی غلس الدجی

أوائل ورد کن بالأمس نوما (7)

«بهار، گشاده روی خرامان و خندان به پیش آمد و آنقدر زیبا جلوه نمود گویا دهان به سخن گشوده. نوروز در پایان تاریکی شب آمده است، که گل‏های به خواب رفته دیروز را بیدار کند.

و اما ابن الرومی، وصف نوروز را که قرین با عید قربان گشته است را، چنین می‏سراید:

أسعد بعید أخی نسک واسلام

و عید لهو طلیق الوجه بسام

عیدان: أضحی و نوروز کأنها

یوما فعالک من بوءس و انعام

أضحت یمینک فی النوروز فائضة

بالمال لا الماء فیضاً غیر ارهام (8)

«شادزی در روز عید مسلمانان و عید خوشی و شادکامی و فرخ‏رویی دو عید: «عید قربان و عید نوروز». گویا این دو روز همانند کارهایت روز سختی و نعمت‏اند، دست کرمت در نوروز پربار گشت و فراوان ثروتی بر ما جاری ساخت».

نوروز، حتی در شعر بزرگترین شاعر عرب یعنی «المتنبی» نیز راه یافته است و از سروده‏هایش این نکته به نظر می‏رسد، که به خوبی با نوروز آشنا بوده:

جاء نیروزنا و أنت مراده

و ورت بالذی أراد زناده

... عظمته ملوک الفرس حتی

کل أیام عامه حساده

می‏گوید:

«نوروز فرارسید و با آمدنش تو را قصد کرده و به این خواسته‏اش که دیدن روی توست، دست یافت.

نوروز، روزی است که پادشاهان ایران آن را بزرگ داشته‏اند، به طوری که روزهای دیگر سال به نوروز، رشک می‏برند».

درسروده‏های دو برادر شاعر وگرانقدر شیعی، که خدمات آن دو، به مکتب تشیع و زبان عربی بی‏حد و اندازه است، شریف رضی و شریف مرتضی، «نوروز» به کرات آمده است. شریف رضی می‏گوید:

أبعد الأسی عاد عید الغرا

م و قرف من الشوق بعد اندمال (9)

(نوروز) عید عشق است، که پس گذران سختی، بازگشت و عشق و شوق فراوانی است، پس از تنگدستی».

و شریف مرتضی می‏سراید:

و أتاک النیروز بالسعد و الیم

ن و نیل الأوطار و الآداب

«نوروز با طالع سعد و خوشبختی به سویت آمد و تو به خواسته‏ها و آرزوهایت، دست خواهی یافت».

وشاعران بسیاری دیگری از نوروز بهار درشعر خود یاد کرده‏اند و تنها به نام آنان بسنده می‏کنیم، همانند: الأبیوردی، سبط بن التعاویذی، ابن المعتز، ابن حیوس، البارودی و...

و نکته پایانی قابل ذکر، که می‏توان آن را دلیلی برپذیرفتن این روز فرخنده درمیان قوم عرب دانست، استخدام کلمه «نوروز» درصیغه‏های مختلف و کاربرد آن است، همانند کلمات عربی درمعانی مختلف، مانند مشتق کردن فعل «نوروز» یعنی «عیدنوروز را بپا داشتم». شاعر می‏گوید:

نورز الناس و نورز

تُ ولکن بدموعی

«مردم، عید نوروز بپا داشتند و من نیز، اما نوروز من با اشک‏هایم بپا داشته شد».

یا ابن الرومی کلمه «المنورز» یعنی «عید گیرنده نوروز» یعنی اسم فاعل:

تملیت فی النیروز عیش المنورز

و عمرت اعمار السعید المفرز

«روزگار درنوروز برتو خوش و زندگی همیشه نوروزی باد و عمرت با خوشی و عزت دراز.»

شریف مرتضی کلمه «نواریز» را به عنوان جمع کلمه «نوروز» به کاربرده است.

ولا زالت نواریز اللیالی

تعود لما ترجیه مزارا

و درپایان همانطور که شاعر عرب می‏گوید:

و ما النیروز الا خیر یوم

أنت بشراه فیک بخیر عام

سال خوب و خوشی را برای جمیع دوستان خاصه دوستداران ادبیات عرب آرزو می کنم.

حاشیه:

1- دیوان البحتری، ج1، ص 443.

2- معجم المعربات الفارسیة، محمد التونجی، ص 180.

3- الأدب فی العصر المملوکی (مصر)، محمد زغلول سلام، ج1 ص 89.

4- الخطط المقریزیة، ج 2 ص 369.

5- دیوان جریر، ص 50.

6- الرائد فی الأداب العربی، انعام الجندی، ج 1، ص 399.

7- دیوان ابن الرومی، ج 6، ص 14.

8- شرح دیوان المتنبی، ابوالعلاء المعری، ج 4، ص 291.

9- دیوان شریف رضی، ج2،ص 156.

 

/ 1 نظر / 2 بازدید
هادی امیدی فر

سلام حاج امین. به قول مسلم مطلبتون عالی و پربار بود. فقط نمیدونم چرا در طی خوندنش مدام چهره یه نفر(غ.ع.ر.ه) به ذهنم میومد!! خیلی زحمت کشیدی.دستت درد نکنه. سال نو را به شما و خانواده محترم تبریک عرض میکنم. یاعلی مدد