سال 88

یه سال دیگرهم گذشت با همه ی خوبیها و بدیهاش،با همه ی خاطره های تلخ و شیرینش

آره...امسالم گذشت ولی مطمئنم سال دیگه فرق داره

بچه ها می خوام همین الان هرکی به خودش قول بده بهتر بشه،بالاتر بره

بچه ها سال دیگه،تو همین روز،همین ساعت،«ما» دیگه این «ما» نیستیم

«ما»یی شدیم که همه بهمون افتخار میکنن.باور کنین که به همه ی چیزایی که دوست داریم،به همه ی آرزوهامون میرسیم.

بیاین...

بیاین همه با هم قرار بذاریم سال جدید سبز بشیم،رشد کنیم،متحول بشیم، تفکر نو پیدا کنیم

همه چیز باید برامون معنی خوب داشته باشه

آدما،دید و بازدیدا،گلها،درختها حتی هدیه دادنا و هدیه گرفتنا

بیاین به زندگی قشنگ تر نگاه کنیم

بیاین هر چیزی رو بهونه کنیم برای درست زندگی کردن

بیاین سال جدید رو با امید ها و آرزوهاو فکرهای قشنگ شروع کنیم

با دعاهای خیر برای خانوادمون،دوستامون،عشقامون و ...

بیاین به همه ی عزیزانمون بگیم که چقدر دوستشون داریم.

خداجون شکرت

امسال هم هوای هممون رو داشته باش

بچه ها فقط یه خواهش کوچیک!

اگه قبول کنید برای من هم دعا کنید

شاید برای آرزوهای خوب کردن،دعاهای خیر کردن،برای پرواز توی قلب آسمونها و عروج تا عرش خدا فرصت خیلی کوتاه باشه

اگه آسمون دلتون ابری شد برای من هم دعا کنید

 

روزهایتان بهاری و بهارتان جاودانه باد

/ 7 نظر / 5 بازدید
خاتون

سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش، اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام

علی بهروز

سلام خوبی منم خوبم شعرت قشنگه وبلاگتون خیلی شلوغه البته از نظر اینکه هر کی برا خودش می نویسه نمی دونم موفق باشین اینجوری یه طوریه من دوست ندارم موفق باشی

هادی امیدی فر

بسم الله دعا کنیم که در سال جدید یک مناسبت به تقویممان اضافه گردد ***************روز ظهور امام زمان(عج)************** دعای خیرمان را از یکدیگر دریغ نکنیم...... یاعلی مدد

عسل

سلام عزیزمممنون که به من سر زده بودی

Sara

Salam maede jan mamnoon az matne besyar zibaee ke baraye ma neveshti.weblogetoon kheili jazzabtar az ghabl shode omidvaram az iniam ke hast behtaram beshe.

َArash

ممنون، واقعا زيباست، براتون آرزوي سالي خوب و خوش دارم، موفق باشيد.

مائده

سلام مائده خوبم، سال نویت مبارک باز می آید بهار و می دمد سبزه ها ، گل ها ز قلب سرد خاک باز می آید بهار و می برد رنگ غم از چهره های خوب و پاک باز خورشید قشنگ و مهربان دستهای گرم خود وا میکند می نشیند گوشه ای و باز هم کوچ سرما را تماشا می کند برفها را در بغل جا می دهد تا ز شرمی آتیشن آبش کند چشمه را سیراب از چشمان برف بید را با باد بی تابش کند با دوچشمانی خمار آنسوی تر می نشیند در تماشای بهار عطرباد و رقص ناز نسترن مستی آن آهوان بی قرار با نگاهش ناز نرگس می خرد تا ز جامی باز سر مستش کند خنده ی سرخ شقایق را ببین باز می آید زغم هستش کند باز می خندد به چشم روزگار باز می بوسد گل روی زمین باز هم با دست گرمش می کشد عاشقی در لحظه های واپسین می رسد از ره بهار و باز عشق بر رخ عالم تبسم می کند عالمی دیدم که از لبخند عشق باز دست و پای خود گم می کند می رسد از پیچ و خم های زمان میکند با قلب عالم گفتگو می شود با با باد و باران همسفر مهربانی را کند او جستجو