Redirect Code

Page has moved

Redirector Code

دانشجویان رشته ادبیات عرب دانشگاه تهران ورودی 1387

هل للحـسین مع الروافـض من نسب|للشاعر نزار قبانی
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳٩۱
 
هذه القصیدة الرائعة تغنى بها وانشد الشاعر الکبیر نزار قبانی حینما اشتدت البغضاء من النواصب الذین عادوا مذهب اهل البیت على مرالعصور، فانشدها بکل جرأة وکبریاء فی محافلهم!!!
واترککم مع القصیدة

نزار قبانی
(( هل للحـسین مع الروافـض من نسب ))

سأل المخـالف حین انـهکـه العـجب
هل للحـسین مع الروافـض من نسب
لا یـنـقضی ذکـر الحسین بثـغرهم
وعلى امتداد الدهـر یُْوقِـدُ کاللَّـهب
وکـأنَّ لا أکَــلَ الزمـــانُ على دمٍ
کدم الحـسین بـکـربلاء ولا شــرب
أوَلَمْ یَـحِنْ کـفُّ البـکاء فــما عسى
یُـبدی ویُـجدی والحسین قد احــتسب
فأجـبـتـه ما للـحـسین وما لـــکم
یا رائــدی نــدوات آلـیـة الطـرب
إن لم یـکن بین الحــسین وبـیـنـنـــا
نـسبٌ فـیـکـفـیـنا الـرثاء له نــسب
والحـر لا یـنـسى الجـمــــیل وردِّه
ولَـإنْ نـسى فـلـقــد أسـاء إلى الأدب
یالائـمی حـب الحـسین أجــــــنـنا
واجــتاح أودیــة الضـــمائر واشرأبّْ
فلـقد تـشـرَّب فی النــخاع ولم یــزل
سـریانه حتى تســـلَّـط فی الـرُکــب
من مـثـله أحــیى الکـرامة حـیــنـما
مـاتت على أیــدی جــبابـرة الـعـرب
وأفـاق دنـیـاً طـأطـأت لـولاتــــها
فــرقى لـذاک ونـال عــالیة الـرتــب
و غــدى الصـمـود بإثـره مـتـحفزاً
والـذل عن وهـج الحیـاة قد احتـجـب
أما الـبـکاء فــذاک مــصـدر عـزنا
وبه نـواسـیـهـم لیـوم الـمنـقـلـب
نـبـکی على الــرأس المـــرتـل آیـة
والــرمح مـنـبـره وذاک هو العـجـب
نـبـکی على الثـغـر المـکـسـر ســنه
نـبکی على الجـسـد السـلیب الـمُنتهـب
نـبـکی على خـدر الفــواطـم حــسرة
وعـلى الـشـبـیـبة قـطـعـوا إربـاً إرب
دع عنـک ذکــر الخـالـدیـن وغـبـطهم
کی لا تــکون لـنـار بـارئـهـم حــطب

 
 
دانلود طلع البدرعلینا باکیفیت عالی+متن شعر
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۱
 

طلع البدر علینا

من ثنیات الوداع

وجب الشکرعلینا

مادعا لله داع

ایهاالمبعوث فینا

جئت بالامرالمطاع

جئت شرّفت المدینة

مرحبا یاخیرداع

نحن انصار نبیّ

نوره عمّ البقاع

قدسعدنا بلقاه

و سعدنا بإتّباع

فی سبیل الله دعنا

کل مال و متاع

و رضینا الدین ذخرا

و هو کنز لایباع

صل یارب على من

حلّ فی خیرالبقاع

حسب للسترعلینا

ماسعى لله ساع

طلع البدر علینا

من ثنیات الوداع

وجب الشکرعلینا

مادعا لله داع

 

» دانلود "طلع البدرعلینا" باکیفیت عالی


 
 
جملات جمیلة
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩۱
 

الحبّ(عشق)
جواز سفر لقلوب الناس دون تأشیرة
مجوزی بدون نیاز به ویزا برای ورود به دلهای مردم

الأنانیة(خودخواهی)
حبّ الذات
خودپسندی

الحنان(مهربانی)
کان سابقاً من أنبل المشاعر ، والآن اکتفى بکونه اسماً لإحدى الفتیات
درابتدا از نجیب ترین احساسات بود و اکنون از اسم های دخترانه به شمارمی آید.

الجشع(آز)
صفة مزعجة معاصرة ، ومرادفة للبخل والطمع
ویژگی آزاردهنده حال حاضر است، مرادف بخل و حرص.

الحق
هو الجندی الذی یحارب بالسیف فی زمن المدرعات ، لکنه فی النهایة سیحقق النصر
سربازی که درزمان زره پوشان باشمشیر نبردداشت اما سرانجام به پیروزی انجامید.


الصداقة(راستی)
مأخوذ اسمها من الصدق فی القول والفعل مع الآخرین
این کلمه از صدق و راستی در گفتار و رفتار باسایرین گرفته شده است.

الکتاب
الأنیس الوحید فی الوحدة
تنها همدم زمان تنهایی

التفاؤل(خوشبینی)
أن تأخذ الدنیا ببساطـــــة
یعنی دنیا را آسان بگیری
القلب(دل)
حصـــــــــــن منـــیــــــع لا تصل إلیه جیوش العالم ، لکنه ینهزم عند أول همسة حب صادق
دژمحکمی که سپاهیان جهان راهی برآن ندارند، بااین حال با اولین درگوشی صادقانه عشق شکست می خورد.

الدموع (اشک)
الرایــة البیضاء ، نرفعها لحظة الاعتراف بالخطأ
پرچم سفید؛ هنگام اعتراف به اشتباه بالا می گیریم.


المال(دارایی)
کماء البحر ، کلما شربت منه ازددتَ عطشاً
مثل آب(شور) دریا؛ هراندازه بنوشی تشنه تر می شوی.

الذکرى(یادبود)
جوازسفر ینقــلنا من الحاضر إلى الماضی
ویزایی که مارا از حال به گذشته می برد.

الحیاة (زندگی)
دمعـتان ، دمعــة لقاء ودمعــة وداع ، والأصعب من ذلک دمعة لقاء بعد فراق
دوبارگریه ؛ اشک دیدار و اشک خداحافظی، و سخت تر از همه این ها اشک دیداری است که بعداز جدائی می ریزد.


 
 
امیدوار باش
نویسنده : خاتون - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ آذر ۱۳٩۱
 

 

امیدوار بودن و یا نبودن ما تنها به خودمان یا در حقیقت به طرز فکر و نگرش ما به زندگی باز می گردد.
بعضی از افراد بیان می کنند که داشتن امید با وجود مشکلات فراوان زندگی امری غیر ممکن به نظر می رسد آیا واقعا داشتن امید در زندگی تا به این حد دشوار است مسلما خیر. داشتن امید به زندگی چیزی نیست که ما بدون هیچ تلاشی بتوانیم آن را بدست بیاوریم قطعا برای داشتن هر چیزی در زندگی باید تلاش کرد امیدواری نیز از این قاعده مستثنی نیست اینکه بگوییم چون در زندگی مشکل هست دیگر نمی توان به زندگی امیدوار بود کلام مناسبی به نظر نمی رسد چرا که اگر بدین شکل به زندگی بنگریم پس قطعا نباید در دنیا هیج فرد امیدواری وجود داشته باشد یقینا داشتن امید در شرایط سخت زندگی کار آسان و راحتی نیست.
بی شک بزرگترین هنر هر انسانی امیدوار بودن در شرایط سخت و دشوار زندگی است البته باید بدانیم که داشتن امید دلیل بر این نیست که ما دیگر هرگز ناامید نخواهیم شد چرا که حتی صبور ترین و مقاوم ترین انسان ها نیز گاهی در زندگی دچار یاس و ناامیدی می شوند بدیهی است افرادی که به زندگی نگاه مثبت دارند کمتر دچار ناامیدی می شوند چرا که این افراد در برابر مشکلات انعطاف پذیری بالایی دارند و خیلی سریع خود را باشرایط پیش آمده وفق می دهند.
پس باید بدانیم که امیدوار بودن نیاز به نیروی خارق العاده ای ندارد و هر انسانی قادر به داشتن روحیه عالی خواهد بود به شرط آنکه نگاه و فکر مثبت داشته باشد پس اگر می خواهید از غصه ها و مشکلات زندگی رها شوید از همین لحظه شروع کنید و برای داشتن روحیه عالی تلاش کنید.
در آخر با کلامی از شکسپیر به این مقاله خاتمه می دهم. هیچ چیز نیک یا بد نیست ولی شیوه تفکّر ما امور را نیک یا بد جلوه می دهد.
 

 
 
بیرنگی
نویسنده : خاتون - ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۱
 
همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند... به جز مداد سفید...
هیچ کسی به او کار نمی داد...همه می گفتند:{تو به هیچ دردی نمیخوری}...
یک شب که مداد رنگی ها... توی سیاهی کاغذ گم شده بودند...
مداد سفید تا صبح کار کرد... ماه کشید... مهتاب کشید... و آنقدر ستاره کشید که کوچک و کوچک و کوچک تر شد...
صبح توی جعبه ی مداد رنگی... جای خالی او...با هیچ رنگی پر نشد
همه در حسرت بیرنگی موندند...

 
 
مدارس آیات خلت من تلاوة
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ امرداد ۱۳٩۱
 

دعبل شنید حضرت رضا (ع ) به خراسان آمده است ، قصیده تکان دهنده و پرشور ((مدارس آیات )) را که به قصیده ((تائیه )) معروف است ، سرود و به قصد ((مرو)) خراسان براى شرفیابى به حضور حضرت رضا علیه السلام عازم گردید، وقتى که خدمت حضرت رسید، عرض کرد:

اى فرزند پیامبر! قصیده اى در شاءن شما گفته ام و با خود عهد کرده ام که پیش ‍ از شما نزد هیچکس نخوانم ، حضرت فرمود:

بخوان ، او آن قصیده را (که بسیار مفصل است).

از اینجا شروع کرد:

مدارس آیات خلت من تلاوة/و مخزن وحى مقفر العرصات

أرى فیئهم فى غیرهم متقسما/و ایدیهم من فیئهم صفرات

 

 تا به اینجا رسید:

و قبر ببغداد لنفس زکیة/تضمنها الرحمن فى الغرفات

 (و قبرى در بغداد است که مربوط به جان پاک (امام موسى بن جعفر) است خداوند مهربان او را در غرفه هاى بهشت جاى داده است).

وقتى که دعبل به اینجا رسید، حضرت رضا (ع ) فرمود: آیا شعرى به قصیده ات اضافه نکنم ؟ دعبل عرض کرد: نهایت افتخار است ، امام فرمود بگو:

و قبر بطوس یالها من مصیبة/توقد بالاحشاء فى الحرقات

الى الحشر حتى یبعث الله قائما/یفرج عنا الهمّ و الکربات

دعبل گفت : اى فرزند پیامبر! این قبرى که در خراسان است ، آنرا نمى شناسم از کیست ؟

امام فرمود: آن ، قبر من است .


 
 
آنکه یاد ما به زشتی می کند/لطف او ما را بهشتی می کند
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱
 

مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند.
ولی آنان را ببخش.

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند.
ولی مهربان باش.

اگر موفق باشی دوستان دروغین ودشمنان حقیقی خواهی یافت,
ولی موفق باش.

اگر شریف ودرستکار باشی فریبت می دهند.
ولی شریف و درستکار باش.

آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند.
ولی سازنده باش.

اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند.
ولی شادمان باش.

نیکی های درونت را فراموش می کنند.
ولی نیکوکار باش.

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.
ودر نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است.
نه میان تو و مردم.


 
 
فاطمة هی فاطمة
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

لا أدری ماذا أقول عنها؟ وکیف أقول؟ وأردت أن أتبع خطى "بوسوءا" خطیب فرنسا الکبیر الذی أراد الحدیث عن "مریم" بوجود الملک لویس فقال: ألف وسبع مائة عام خطباء العالم یتحدثون عن مریم، ألف وسبع مائة عام وجمیع الفلاسفة والمفکرین لشعوب الشرق والغرب یتحدثون عن فضائل مریم، ألف وسبع مائة عام وشعراء العالم، رفعوا عقیرتهم فی مدح مریم.

ألف وسبع مائة عام قام خلالها الفنانون والرسامون بإبداع أروع الأعمال الفنیة لرسم وتصویر الحالات التی کانت علیها مریم.

لکن جمیع ما قیل وسطر وأُتقن و أُبدع على طول القرون الماضیة لم یصل إلى حجم عظمة کلمة واحدة هی "مریم أم عیسى".

وأنا حاولت أن أقتفی هذا الأثر وأقول فی فاطمة، لکنی بقیت عاجزاً:
أردت القول: فاطمة بنت خدیجة الکبرى.
فوجدت أنها لیست فاطمة.
وأردت القول: إن فاطمة بنت محمد (ص).
فوجدت أنها لیست فاطمة.
وأردت القول: أن فاطمة زوجة علی.
فوجدت أنها لیست فاطمة.
وأردت القول: إن فاطمة هی أم الحسنین.
فوجدت انها لیست فاطمة.
وأردت القول: إن فاطمة أم زینب.
وکذلک وجدت أنها لیست فاطمة.
کلا، هی کذلک ولیس کل ذلک فاطمة.
فاطمة هی فاطمة.


 
 
با خدا درد دل نکنیم چکار کنیم؟
نویسنده : خاتون - ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٠
 

وقتی که کارد به استخوانمان می رسد چکار کنیم؟ با کی درد دل کنیم، وقتی شدیدا نیاز به هم صحبت داریم و از گله و شکایت از قضا و قدر هم خسته شده ایم تکلیفمان چیست؟

 


 
 
خدای من چه زیباست
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ آبان ۱۳٩٠
 

دیوارهای خالی اتاقم را
از تصویرهای خیالی او پر می کنم

خدای من زیباست
خدای من رنگین کمان خوشبختی ست
که پشت هر گریه
انعکاسش را
روی سقف اتاق می بینم

من هیچ
با زبان کهنه صدایش نکرده ام

و نه
لای بقچه پیچ سجاده
رهایش

او در نهایت اشتیاق به من عاشق شد و
من در نهایت حیرت

حالا
گاه گاهی که به هم خیره می شویم
تشخیص خدا و بنده چه سخت است

 

منبع : شعر سبز


 
 
* هل جزاء الاحسان الا الاحسان؟ *
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳٩٠
 

سال ها برای کودکان کوفه در تاریکی شب نان و خرما بردی
یتیم نوازی کردی
و روزهای کوفه گذشت و گذشت
آن طفل ها بزرگ شدند
و روزی در کربلا
یتیم نوازی هایت را جبران کردند
* هل جزاء الاحسان الا الاحسان؟ *

 

شهادت امام علی (علیه السلام) را به دوستدارانش تسلیت عرض می کنم.


 
 
ندای هاتف
نویسنده : خاتون - ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠
 

 

 

هاتفی از گوشه میخانه دوش

گفت ببخشند گنه می بنوش

لطف الهی بکند کار خویش

مژده رحمت برساند سروش

این خرد خام به میخانه بر

تا می لعل آوردش خون به جوش

گر چه وصالش نه به کوشش دهند

هر قدر ای دل که توانی بکوش

لطف خدا بیشتر از جرم ماست

نکته سربسته چه دانی خموش

گوش من و حلقه گیسوی یار

روی من و خاک در می فروش

رندی حافظ نه گناهیست صعب

با کرم پادشه عیب پوش

داور دین شاه شجاع آن که کرد

روح قدس حلقه امرش به گوش

ای ملک العرش مرادش بده

و از خطر چشم بدش دار گوش


 
 
کتاب دکتر " زغلول نجار "
نویسنده : عبد الحسین ( سیدالشهداء ) - ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

این کتاب به زبان عربی و درباره ی معجزات علمی قرآن کریم است. البته قالب آن نه ورد و نه PDF بلکه به صورت برنامه اجراشدنی است که کار را برای مطالعه ی آن آسان تر کرده است. دکتر زغلول نجار از جمله فعالان این عرصه است . او آن قدر در این زمینه مسلط است که توانسته است متحجرانی احمق مانند وهابیان سعودی را قانع سازد که در این زمینه نیز به پژوهش بپردازند.

 

 

البته بنده شخصا با تمامی نوشتارهای این کتاب موافق نیستم و اعتقاد ندارم که خیلی از آیات ذکر شده در این کتاب به خودی خود معجزه ی علمی و حجت باشند اما به طور کلی خواندن این کتاب جدای از آشنایی با نظرات این گروه از متفکرین باعث میشود که نزدیکی و عدم تعارض قرآن ( برخلاف دیگر کتب دینی ) با علم برای شما روشن شود.

 

دانلود

 

 


 
 
نباید که نگاه به نامحرم کرد
نویسنده : عبد الحسین ( سیدالشهداء ) - ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

باربارا دی آنجلیس یکی از بزرگترین متخصصین روابط انسانی در ایالات متحده است. کتاب او " آنچه زن ها می خواهند مرد ها بدانند " که با عنوان " رازهایی درباره ی زنان " نیز ترجمه شده است ( انتشارات نسل نو اندیش ) ، یکی از بهترین کتابهایی است که هر مرد متأهل یا در شرف تأهل باید بخواند.

قسمتی از کتاب را از فصل 8 با عنوان " کاری نکنید که زن عاقل و سر به راه خود را به یک دیوانه ی زنجیری بدل کنید!کلافه" و از بخش 5 با عنوان " با زن های دیگر لاس بزنید " را با هم می خوانیم : 

( از دوستان به دلیل صراحت بیش از حد متن زیر عذرخواهی میکنم. نمی شد سانسورش کرد. ضمنا به خاطر طولانی بودن مطلب قسمتهایی از آن را برگزیدم و تایپیدم!)


"بارباری عزیز :

نامزدم که سه سال است او را می شناسم این عادت بد را دارد که با زنهای دیگر لاس می زند. این کار او مرا دیوانه ساخته است. او همیشه به زن ها زل می زند... این تنها یکی از صدها نامه ای است که از زن هایی دریافت کرده ام که از این رفتار نامزد / همسرشان شکایت داشته اند... این نوع سهل انگاری در قبال انرژی جنسی هر چند هم که از لحاظ اجتماعی کاملا قابل قبول باشد یکی از مخرب ترین دشمنان در هر رابطه ی نزدیک و صمیمی است و حتی با اعتماد به نفس ترین، قویترین و مستقل ترین زن ها را نیز به لحاظ روحی از هم می پاشد.

تصور کنید که هر زن و مردی یک حساب بانکی دارند که  در آن میزان انرژی جنسی آنها که تشکیل شده است از مقادیری انرژی احساسی و رمانتیک، شهوت، شور و حرارت، عشق، نیاز جنسی و ... ثبت شده است ... هنگامی که عاشق می شوید، به طرزی جدی با کسی درگیر می شوید، نامزد می شوید یا با کسی ازدواج می کنید ... تعهد می دهید که خود را به طرزی انحصاری چه به لحاظ عاطفی و چه به لحاظ جنسی صرفا روی آن شخص سرمایه گذاری کنید. به طوری که هیچ گونه سرمایه گاری جانبی یا پروژه های کوتاه مدت دیگر را جایز نمی دانید! روز به روز ، ماه به ماه و سال به سال نیز موجودی های بیشتری را مرتبا به حساب خود واریز می کنید ( خواهش می کنم نخندید!) این موجودیها از چه چیزهایی تشکیل شده اند؟ صمیمیت، ارتباط، محبت، علاقه و عشق.

مردان عزیز: حال تصور کنید که متأهل هستید و با خوشبختی با همسرتان زندگی می کنید. مهندس معماری هستید و در شرکت بزرگی مشغول به کار هستید. زن زیبایی با شما همکار است که کمی بیش از حد طبیعی با شما خوش رو، اجتماعی و خون گرم است. احساس می کنید کمی به او جذب شده اید. چرا که بالاخره او زنی زیباست و همواره احساس خوبی به شما می دهد، زیرا مدام از شما تعریف می کند و به شما لبخند می زند. لذا شما خود را متقاعد می سازید که هیچ گونه اشکال یا ضرری ندارد با او بیشتر صحبت کنید و... زیرا بالاخره متأهل هستید و او فقط یک دوست است نه هیچ چیز دیگر. 

اما در واقع هر بار با او صحبت می کنید، E-mail می فرستید و با او مراوده می کنید، در واقع مقادیری از موجودی حساب بانکی جنسی مشترک خود و همسرتان را برداشت می کنید و به حساب آن زن واریز می کنید! .... ممکن است که در ابتدا متوجه تأثیرات آن نباشید، اما ... یک روز صبح از خواب بیدار می شوید و می بینید که جذابیت و ارتباط جنسی چندانی نسبت به همسرتان در خود احساس نمی کنید . شور و حرارت رابطه تان از بین رفته است. این در حالی است که ممکن است ندانید چرا، مگر تا وقتی که دیگر خیلی دیر شده است. 

مردان عزیز: منظور من نیز دقیقا همین است. بیشتر مردها هرگز متوجه این نوع پنهان و نامرئی از تبادل دائمی انرژی های قدرتمند جنسی و عاطفی نیستند که همیشه در پیرامون آنها در جریان است،"

أقول: بالطبع من کاملا با این نوشتار موافقم. این دقیقا همان چیزی است که اسلام به ما مسلمانان می آموزد. نگاه به نامحرم = حرام است. البته نه به صورتی که دیگر افرادی را که با آن ها سر و کار داریم را نشناسیم. اسلام دستورات دیگری نیز دارد که به قول معروف کار را چکش کاری می کند. برای مثال : استحباب تکبر در برابر نامحرم که از ایجاد رابطه ی صمیمی جلوگیری می کند . همچنین نهی اسلام از صحبت با نامحرم مگر در امور ضروری .

من حتی اعتقاد دارم که برای حفظ نشاط و حرارت زندگی مشترک ، هم مردان و زنان ، باید از نگاه به نامحرم به صورت مجازی ( تلویزیون، ماهواره، اینترنت و...) نیز تا حد امکان اجتناب کنند. البته چشم پوشی از بعضی فیلم ها وسریال ها ( مثل مختارنامه ، یوزارسیف یا مثلا اخراجی ها و أمثالهم) امکان پذیرنیست و کلا انسان را از قافله عقب می اندازد افسوس اما من هم گفتم " تا حد امکان " .

در ضمن  از دوستان (هم آقایان و هم خانم ها ) اکیدا درخواست می کنم که این کتاب را مطالعه کنند و در پایان امیدوارم که همگی توفیق اطاعت از خدا را پیدا کرده و  نتیجه ای بگیریم که هر فردی با اجرای احکام اسلام آن را تجربه می کند: ( رضایت خدا، رضایت خود و رضایت مومنان)


 
 
عیدانه
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٩
 

دلم تنگ است و دلتنگ اند دلتنگان و دل ریشان

شب عید است، لبخندی بزن، مولای درویشان!

اگــــر هــــمــــسو نمیگردند با فریــــادهـــای تو

نــــمــیـــگریــند دل ریشان، نمیچرخند درویشان

هــــنــــوز آن سـوی دنیا قدر خوبی را نمیفهمند

فـــراوانـــانــند بـــدخواهان و بسیــارند بدکیشان

رهــــا از خـود شدم آن قدر این شبها که پنداری

نـــه بـــا بیگانـــگانم نسبـتی باشد نه با خویشان

بـه مـرگ زندگی!... من مرگ را هم زندگی کردم

جـــدا از زنـــدگـــانی کــــردن ایـن مرگ اندیشان

شــــب عــید است لــبخندی بزن تا عید فطر من

تـــبــــســــم عـــیدی من باد، بادا عیدی ایشان

**************************************

السلام.

ده دقیقه ای میشود که اخبار رویت "هلال شوال" مسجل شده اما رسانه ها هنوز اعلام نکرده اند!

بنابر این عیدتان مبارک.

این رمضان هم رفت و حسرت لحظات نابی که قدرش را نداستیم بر دل ماند.

امشب و فردا فرصت خوبی برای استجابت دعاست.خوب است دعاکنیم که این آخرین رمضانمان نباشد و همچنین از خدا بخواهیم که با لطفش، سختی ها را آسان گرداند، انشاءالله.

ضمنا دوستان نویسنده! شاید بهره مندی بیشتر و اولویت داشتن عبادات بر سایر اعمال در ماه مبارک، توجیه خوبی برای کم کاری این مدتمان باشد، اما توجه داشته باشید که با رسیدن عید فطر باب توجیهاتمان بسته شد....!


 
 
ما در مکتب تو درس وفا آموخته ایم ...
نویسنده : منتظر المهدی(عجل الله) - ساعت ٢:٥۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٤ خرداد ۱۳۸٩
 

 آنگاه که تو را از ملکوت آسمان به پیشوائى ما ناسوتیان برگزیدند، و تو را چراغ هدایت راهمان قرار دادند؛ آیه قیام را تلاوت نمودى و حاکم دلهایمان گشتى و در جاهلیت مدرن، قیام به بت‏شکنى کردى و «لات‏» طاغوت‏زدگى و «عزاى‏» دین‏ستیزى و «هبل‏» هواپرستى را سرنگون نمودى. ما نیز با اقتدا به تو بر هر آنچه غیرخدا بود «لا» گفتیم و به انقلابت رستگار شدیم.

تحفه و ارمغانى از "نیمه خرداد" که بی صبرانه "انتظار فرج" اش را می کشیدی. و ما اولین شاخه گل تو «الاسلام یعلو اولا یعلى علیه‏» را با تمام وجودمان لمس کردیم و  آشکارا با تو نه با چاه، در نخلستان حکمت گام نهادیم و پیش از نداى دردمندانه ی «سلونى قبل ان تفقدونى‏» ات ،دست ‏بیعت در دستان آسمانیت گذاشتیم و دل در گرو کلامت نهادیم. 

اماما! شرار خطبه هایت با جان های بى‏قرار ما چه کرد و راوی چه حدیثی بود که جز با چهره خونین بر لقاى دوست راضى نمى‏شویم؟!

 چه زیبا بر سرمستان باده ولا، حلاوت شهادت نوشاندى و ما را به جنت‏اللقاى دلباختگى آشنا کردى و با تو تا اوج افلاک بال گشودیم؛

چه کسی این چنین می توانست بى‏انتهاى وصل را نشانمان دهد و دریچه دیگرى بر قلبمان بگشاید و عقائدمان را محکم و ایمانمان را استوار سازد؟!

خالصانه هزار بار جبهه بر آستان حضرت حق می سایم و شکر نعمت این "امام الهدی" را به جا می آورم.

 چه کنیم که برخی نا رفیقان قدر نعمت نمی دانند و اکنون در فراغ تو  دل‏هاى ما را نیش مى‏زنند، بى آن‏که بدانند نوش یار آن‏قدر سرمستمان کرده که زهرشان هیچ بر ما کارگر نمى‏افتد!!!

اى امام حماسه‏هاى شورآفرین! ما در مکتب تو درس وفادارى آموخته‏ایم. پس گوش جان بر فرمانش نهاده‏ایم و هرگز به تکرار سقیفه تن نخواهیم داد.

 


 
 
داوطلب
نویسنده : خاتون - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

 

ریسک

از مسئول ثبت نام پرسید: «ببخشید خانم! شما سال های پیش هم بودید؟ حاجت می ده؟ شما حاجتتونو گرفتین؟!»

نمی خواست ریسک کند!

 

***

 

داوطلب

غذا می داد دست مردم، دست پیرزن ها را می گرفت، کفش ها را جفت می کرد، شب ها هم که همه می خوابیدند، دستشویی ها را می شست.

یک سال منتظر 13 رجب بود. قبل از ثبت نام قرآن را باز کرد، آمد: «عهدنا الی ابراهیم و اسماعیل ان طهرا بیتی للطائفین و العاکفین و الرکع السجود.»

از مسئول ثبت نام پرسید: «خادم داوطلب هم می پذیرید؟!»

 

***

 

رفتن

از بچه های مسجد شنید پسر احمد آقا همسایه بغلی تصادف کرده توی بیمارستان است. می دانست احمد آقا به نان شبش هم محتاج است چه برسد به خرج بیمارستان. توی این شهر کس و کار هم که ندارد به دادش برسد. از آن موقع رفته بود توی فکر. دیگر دل و دماغ نماز خواندن هم نداشت. مجله ای که دستش بود را باز کرد. اول صفحه نوشته بود: «امام سجاد(ع) فرمود: به خدا قسم برآوردن حاجت برادر مومن در پیشگاه الهی محبوب تر از دو ماه روزه متوالی در حال اعتکاف در مسجد الحرام است.»

مجله را گذاشت زمین. بلند شد برود بپرسد روز دوم می شود اعتکاف را شکست.

نویسنده:زهرا قدیانی


 
 
 
نویسنده : خاتون - ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٩
 

 

باز عالم پر ز غوغاى که شد؟
باز دلها مست و شیداى که شد؟

باز گوش اهل دل پر زمزمه
از طنینِ شور و آواى که شد

باز سر دارد هواى عاشقى
طالب روى دل آراى که شد

باز دیده سوى دامم مى‏کشد
پایبند چشم گیراى که شد

باز دل سرشار از شوق که شد
باز این ویرانه مأواى که شد

دل به شوق ازیاد زینب آمده
تهنیت میلاد زینب آمده

نان زینب لرزه بر دل افکند
غیر آن دل که ز سنگ و آهن‏است

گفت‏خیرالناس امر واجبى
احترام او به هر مرد و زن است

کسیت زینب جلوه عشق خدا
عشق او سرمایه دین من است

هست سرى منجلى در روح او
جمع زهرا و على در روح او

هیچ گنجى با غمت‏ همپایه ‏نسیت
غیر عشقت‏شیعه ‏را سرمایه ‏نیست

خواست دل آید به زیر سایه‏ایت
دید اما نور حق را سایه نیست

غیر تو که شیعه زهرا خورده‏اى
هیچ کس با فاطمه همپایه نیست

غیر نام دلربایت زینب
در کتاب عشق حیدر آیه نیست

غیر اشکى که نثارت مى‏کنم
عاشق بى‏مایه‏ات را مایه نسیت

عزت حیدر مدد کن عاشقت
دختر کوثر مدد کن عاشقت

اى درخشنده‏تر از الماس‌ها
اى صفا بخش وجود یاس‌ها

اى تجلى امامت در زنان
مایه‌ی ترس على‌نشناس‌ها

حوریان از درک تو عاجز همه
کى شناسندند یقین خناسها

لطف تو شد شامل هر شیعه‏اى
اى صفا بخشیده بر احساسها

عبد زینب واقعاً عبد خداست
مدعى بگذار این وسواسها

خسته بال دام عشقِ زینبم
من پرستوىِ دمشق زینبم

اى خدا من دوست‏دار زینبم
خسته جانم جانثار زینبم

سال‌ها پرسه به کویش مى‏زنم
کوچه گرد و خاکسار زینبم

مى‏تپد در سینه دل با یاد او
دردمند و بیقرار زینبم

کاش بودم من کبوتر اى خدا
تا نمایى همجوار زینبم

در دم مرگم سوى شامم کشید
آن زمان در انتظار زینبم

کاش من قربان زینب مى‏شدم
خادم طفلان زینب مى‏شدم


 
 
زیر آسمان خدا
نویسنده : خاتون - ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸۸
 

 

توی مصلی کنار ما نشسته بود. زانوهایش را بغل گرفته بود و زل زده بود به قامت سپید در سیاهی شب. چشم های پف کرده و سرخش را زیر نور شمع دیدم. کتاب دعا را گرفتم طرفش:
_ بخون دخترم. دلت آروم می گیره.
گرفت و به سینه اش چسباند. با دست دیگر جلوی صورتش صلیب کشید و زیر لب زمزمه کرد.

 

 

نویسنده:نیلوفر مالک


 
 
فرق تو عقربه های ساعت
نویسنده : خاتون - ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ آذر ۱۳۸۸
 

 

عقربه‌های ساعت را نگاه کن. پر شتاب می‌گذرند.

این شتاب عقربه‌های ساعت، همان لحظه‌های گذر عمرند،

عمری که نمی‌توانی برگردانی‌اش، مثل بهاری که رفته و خزانی جایش را گرفته است...

کاش می‌شد برای لحظاتی هر چند کوتاه، این عقربه‌ها را نگه داشت!

اما تو که مثل عقربه‌های ساعت نیستی، هستی؟

تو می‌توانی لحظاتی بایستی و تفکری و نگاهی شاید، نمی‌توانی؟

می دانم لحظه‌های گذران عمر را نمی‌توان بازگرداند، کودکی از دست رفته، نوجوانی تمام شده

و جوانی را که دارد می‌گذرد...

اما لحظه‌ای بایست، نفسی تازه کن و در آینه ادارکت، نظری به خویشتن بینداز...

نکند در این گذر تند، خودت را جا بگذاری، فراموش کنی، از یاد ببری...

خودت را نگاه کن که تصویری روشن از هدفی،

سرشاری از نشانه‌های روشنی از او، از هدف، از چرایی بودن

و اگر خودت را نبینی، نیابی و نشناسی... چگونه می‌خواهی او را بشناسی، هدف را، راه را، جهان را...

او تو را تجلی گاه حضور خویش خواسته و تو همه جا به دنبال او گشته‌ای!...

حالا در این سرزمین، در این جایگاه هبوط آدم، دمی چشم‌هایت را ببند و با چشم دل، خودت را بنگر

خودت را ببین، بشناس و دریاب تا نشانه های او را ببینی، او را بشناسی و هدف را دریابی...

این شاید کوتاهترین و نزدیک‌ترین راه رسیدن باشد...

 

وَ فِی الأرض آیَاتٌ لّلمو قِنین (ذاریات: ۲۰)

 

و همین زمین پر است از نشانه‌ها! البته برای اهل یقین

 

 


 
 
معرفی سایت
نویسنده : امین - ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ آبان ۱۳۸۸
 

با عرض سلام خدمت بازدیدکنندگان گرامی خصوصا همکلاسیان بسیارعزیزم به خصوص نویسندگان گرامی وبلاگ.اخیرا با سایتی بسیار مفید آشنا شدم که احتمالا بعضی از شما با آن آشنایی دارید. از طریق لینک زیر شما را دعوت به بازدید از این سایت متبرک مینمایم.  www.parsquran.com


 
 
صلوات در روز جمعه
نویسنده : خاتون - ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ مهر ۱۳۸۸
 

 

امام صادق (ع) فرمودند: هیچ عملی در روز جمعه برتر از صلوات بر محمد و آل محد نیست .و همچنین فرمودند:صلوات بر محمد آل محمد در روز جمعه هزار بار و در غیر جمعه صد مرتبه سنت است.

رسول خدا فرمود: هر کس صد بار یا هزار بار در روز جمعه بر من صلوات فرستد خطایای هشتاد ساله اش آمرزیده می شود.


 
 
پیر طریقت گفت:
نویسنده : خاتون - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸۸
 

الهی

از جود تو هر مفلسی را نصیبی است ،از کرم تو هر دردمندی را طبیبی است ،ار سِعَت رحمت تو هر کسی را بهره ایست

الهی

بر سر هر مؤمن از تو تاجیست ،در دل هر محب از تو سراجیست  ،هر شیفته ای را با تو سروکاریست ،هر منتظری را آخر روزی شرابی و دیداریست

الهی

از نزدیک نشانت می دهند و برتر از آنی ،وز دورت می پندارند و نزدیکتر از جانی

الهی

همه از حیرت به فریادند ،و من به حیرت شادم ،دریغا روزگاری که نمی دانستم که لطف ترا دریازم

 


 
 
لیالی قدر
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸
 

شب قدر است بیا قدر بدانیم کمی                                                    

                     خانه دل ز گناهان بتکانیم کمی

شعله افتاده به ملک دلم از فرط گناه                                                

                              دوست را از دل این شعله بخوانیم کمی

روح را صیقل آیینه دهیم از دل و جان                                                 

                     آه را تا ملکوتش برسانیم کمی

عهد بستیم و شکستیم بسی کاش! که ما                                        

                    بر سر عهد وفادار بمانیم کمی

پوشه از بار گناهان شده پر حجم بیا                                                   

                             رمضان است به آتش بکشانیم کمی

نگذاریم زبانه بکشد دوزخمان                                                          

                             بنشینیم و به اشکش بنشانیم کمی

بنشانیم نهالی به امید ثمری                                                     

                             چشمه از چشم به پایش بدوانیم کمی

و ارادت بنماییم و بگوییم " الغوث "                                                    

                        ناله را تا به فلک باز رسانیم کمی

 


 
 
شب قدر
نویسنده : خاتون - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸
 

 

 

  - ما قرآن را، در شب قدر، فرو فرستادیم.

     تو شب قدر را چگونه شبی می دانی؟

     شب قدر، از هزار ماه بهتر است.

     در آن شب فرشتگان و روح (جبرئیل)، به اذن خدا، همه فرمانها و سرنوشتها را فرود می آورند.

     آن شب، تا سپیده دمان، همه، سلام است و سلامت.

 

     آیا کدامین شب؟

     این امر بزرگ چیست؟ و این شب کدام است؟

     آن شب فرخنده، که قرآن فرود آمده است، چه شب است؟

     آن شب که از هزار ماه بهتر است، کدام لحظات گرانقدر است؟

     آن شب، که فرشتگان فرود می آیند، و روح (جبرئیل)1 نیز فرود می آید، کدامین است؟

     آن شب، که فرمانها و تقدیرها را به زمین می آورند، و بر طبق حکمت بر می نهند، و معین می دارند؟

     آن شب، که تا سپیده دمان، همه آنات و لحظات آن، درود است و سلام، و رحمت است و سلامت، و ایمنی است و فرخندگی؟

     این واقعیت بزرگ، که با "فعل مضارع" بیان شده است، و استمرار را می رساند چیست: "تنزل الملائکه و الروح " فرشتگان و روح، همی فرود آیند، و همی فرود آیند، به کجا؟

     آری، فرشتگان و روح، در هر سال، در شب هنگام "قدر" پیوسته فرود آیند، و به "اذن خدا"، هر "امری" و "تقدیری" را فرود آورند این امر چگونه است؟ این فرشتگان نزد چه کسی می روند، و فرمانها و تقدیرها را به چه کسی می سپارند؟ آنجا که روح بزرگ فرود می آید کجاست؟ و آن آستان مقدس، و مطلع نور، و مرکز ناموس، که "کل امر"، به همراه فرشتگان، به جانب آن فرود آورده می شود، کدام آستان است؟ در شب قدر، فرودگاه فرشتگان آسمان، در کدام سرمنزل قدس، و مهبط مطهر است؟

 

 خداوند تبارک و تعالى با نزول سوره اى خاص، شب قدر را به مردم معرفى فرموده است. در دو آیه این سوره مبارکه فرموده است: قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود مىآیند. سپس افزوده است: شب سلامت است. و فرموده است: عمل صالح در او، برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است. فردى به امام باقر (ع) عرض کرد: مراد و مقصود از اینکه شب قدر بهتر از هزار ماه است چیست؟ حضرت فرمودند: ((والعمل الصالح فیها من الصلاه والزکاه و انواع الخیر خیر من الف شهرلیس فیها لیله القدر)) (1)؛ کار شایسته از قبیل نماز و زکات، صدقات و انفاقات و، انواع خوبى ها در آن شب برتر از هر کار شایسته اى است که در مدت هزار ماه که شب قدر در آن نیست، انجام شود. اگر کارهاى نیک بندگان و چند برابر پاداش آن تاثیرى در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد، از گفتن و دانستن آن چه سودى عاید بندگان مى شود؟ اگر نزول قرآن در شب قدر و بیان کردن این مطلب، سود و زیانى را متوجه هیچ کس نمى کند، چه انگیزه اى در اعلام این شب نهفته است؟ اگر دانستن نزول فرشتگان، در نتیجه تلاش افراد سودمند نباشد، چرا باید مردم در جریان آن باشند و دانستن آن چه گره ای از کار بندگان مى گشاید؟ مى دانیم که کار بیهوده حتى از افراد عادى و معمولى پسندیده نیست، چه رسد به پروردگار آسمان و زمین که هیچ کارى را بدون حکمت و مصلحت انجام نمى دهد. حکمت معرفى شب قدر به عنوان شبى که قرآن در آن نازل شده و شبى که مقدرات در آن سامان داده مى شود، این است که بنده سرنوشت و مقدرات خویش را به قرآن پیوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فکر و عمل خویش قرار بدهد،اگر کردارش موافق با قرآن و در جهت آن باشد، عمل کننده به آن سعادتمند است واگر خداى نکرده مخالف با قرآن باشد، فاعل آن شقى خواهد بود.


 
 
پیر طریقت گفت
نویسنده : خاتون - ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸۸
 

ذکر نه همه آن است که بر زبان داری

ذکر حقیقی آن است که در میان جان داری

توحید نه همه آن است که او را یگانه دانی

توحید حقیقی آن است که  او را یگانه باشی وز غیر او بیگانه باشی


 
 
واقعه ای در دل کوه
نویسنده : خاتون - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸۸
 

غــــنوده کعبه و ام القری به بستر خـــــــواب

ولـــــــــی به دامن غار حرا دلی بی تـــــــاب

نخفته، شب هــــــمه شب، دیده خـدا بینش

ز دیـــــــــــده رفته به دامن سرشک خونینش

بســـــــــــــان مــــرغ شباهنگ ناله سر کرده

بــــــــــــه کــــــوه، نــــاله جانسوز او اثر کرده

دلـــــــــــــش، لبالــب اندوه و محنت و غم بود

بـــــــه کــامش، از غم انسان شرنگ ماتم بود

وجـــــــــود وی هـــــــمگی درد و التهاب شده

ز آتـــــــش دل خـــــــود همچو شمع آب شده

کــــــــــه پیــــــــک حضـرت دادار، جبرئیل امین

عیـــــــــان بــه منظر او شد، خطاب کرد چنین:

بخــــــوان به نام خدایـی که رب ما خلق است

پــــــــدیــــــد آور انســـان ز نطفه و علق است

بـــــــــــــخوان که رب تو باشد ز ما سوا اکـــرم

کــــــــــــه ره نمود بشر را، به کاربرد قــــــــلم

بــــــه گوش هوش چو این نغمه سروش شنید

هــــــــــــزار چشمه نـــــــور از درون او جوشید

ز قیــــــد جسم رها شد، به ملک جان پیوست

شـــــــــکست مرز مکان را، به لا مکان پیوست

درون گلشن جانــــــــش شکفت راز وجــــــــود

گــــــــــــشود بـــــــار در آن دم به بارگاه شهود

بـــــــــــه بـــــزم غیب چو تشریف قربتش دادند

در آن مشـــــــــاهده منشـــــــــور عزتش دادند

چــــــــــو غرقه گشت وجودش به بحر ذات احد

غبـــــــــــار میم، بشد زایل از دل احـــــــــمــــد

بــــــــــه بی نشانی مطلق ازو نشان برخاست

حجــــــــاب کثرت موهوم از میــــــــان برخاست

دوبـــــــــــاره چون به مکان، رو، ز لامــــکان آورد

امیـــــــــــد و عشق و رهـــــایی به ارمغان آورد

درود و رحـــــــمـــــــــت وافر، ز کردگار قدیــــــــر

بـــــــــــر آن گزیده یزدان، بــــــــر آن سراج منیر

"محمود شاهرخی"


 
 
میلاد نور مبارک باد...
نویسنده : منتظر المهدی(عجل الله) - ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸۸
 


http://www2.irib.ir/occasions/ImamALi/IMAM-ALI.JPG

ز لیلایی شنیدم یا علی گفت ... به مجنون چون رسیدم یا علی گفت

مگر این وادی دارالجنون است... که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

نسیمی غنچه ای را باز می کرد... به گوش غنچه کم کم یا علی گفت

چمن با ریزش باران رحمت... دعایی کرد و او هم یا علی گفت

یقین پروردگار آفرینش ...به موجودات عالم یا علی گفت

دلا بایست هر دم یا علی گفت ...نه هر دم بل دمادم یا علی گفت

به هر روز و به هر شب یا علی گفت... به هر پیچ و به هر خم یا علی گفت

خمیر خاک آدم را سرشتند... چو بر می خواست آدم یا علی گفت

علی در کعبه بر دوش پیمبر... قدم بنهاد وآن دم یا علی گفت

عصا در دست موسی اژدها گشت... کلیم آنجا مسلّم یا علی گفت

ز بطن حوت ، یونس گشت آزاد... ز بس در ظلمت یم یا علی گفت

به فرقش کی اثر میکرد شمشیر.... شنیدم ابن ملجم یا علی گفت

مگر خیبر ز جایش کنده میشد... یقین آن دم علی هم یا علی گفت

میلاد با سعادت مولی الموحدین ، امیرالمومنین ، امام علی علیه السلام را خدمت همه ی  شیعیان و ارادتمندان آن حضرت تبریک و تهنیت
عرض می کنم.

 
 
گوهر صدف قم
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۸
 

                          زندگینامه حضرت معصومه علیها سلام

نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مکرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از یک مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید که در همان سنین کودکى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.  

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

یک سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. این جا بود که آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب(س) پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبیت (ع) را با حکومت حیله گر بنى عباس اظهار مى کرد. بدین جهت تا کاروان حضرت به شهر ساوه رسید عده اى از مخالفان اهلبیت که از پشتیبانى مأموران حکومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند
.

 

حضرت معصومه(س)


 
 
سلام بربهار!
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٧
 

بازمی گوییم حول حالنا

 

ای دگرگون سازدلها،ای خدا!

 

می رسدنوروز ازراهی دراز

 

سفره های هفت سین شدپهن باز

 

تنگ ماهی،سبزه،قرآن،سکه،سیر

 

بازچشم بچه هابردست پیر

 

باز روی شاخه هابلبل نشست

 

بازهم شاخ درختان غنچه بست

 

باز زنگ خانه ها شد محترم

 

دیدن فامیل و بوس روی هم

 

بازخورشیدبهاری غنچه کرد

 

پس خداحافظ زمستان،ماه سرد!!!

 

باتوهم ماخاطراتی داشتیم

 

رخت تو بردوش توبگذاشتیم

 

ای بهارازما توراصدهاسلام!!!

 

می کنم باجمله ای ختم این کلام

 

هست این "بی نام" دائم یادتان

 

عیدوسال نو مبارک بادتان!!!

 


 
 
شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها تسلیت باد
نویسنده : منتظر المهدی(عجل الله) - ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧
 

رقیه سلام الله علیها

دختر خورشید است... رقیه (سلام الله علیها) از تبار نور و از جنس آبی آسمان است. رقیه (سلام الله علیها) جلوه دیگری از شکوه و عظمت حماسه عاشورا است. حضور این کودک خردسال در متن نهضت سرخ حسینی بی هیچ شک و شبهه‌ای اتفاقی ساده و ناچیز نبوده است، چنانکه هر یک از کسانی که در واقعه نینوا حضور داشته‌اند، چون نیک بنگریم، حامل پیامی شگرف و شگفت بوده‌اند.  

به گواه تاریخ نگاران و مقتل نویسان رحلت شهادت‌ گونه رقیه (سلام الله علیها) اندکی پس از واقعه خونین کربلا در سال شصت و یکم هجری رخ داده است و در این هنگام وی سه یا چهار ساله بوده است و نخستین نکته شگفت درباره حضرت رقیه (سلام الله علیها)، شاید همین باشد که با چنین عمر کوتاهی، از مرزهای تاریخ عبور کرد و به جاودانگی رسید، آن گونه که برادر شیرخوارش علی ‌اصغر (علیه السّلام) به چنین مرتبه‌ای نایل شد.


 
 
اهداف نهضت عاشورا
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٧
 

٣.امر به معروف و نهی از منکر

در قرآن کریم و روایات اسلامی در اهمیت این دو فریضه و نقش اصلاحی آنها و زیان ها و مفاسد ترک آن دو تکلیف بسیار سخن گفته شده است و به عنوان برترین فریضه به شمار آمده که فرایض و احکام الهی دیگر در سایه امر به معروف و نهی از منکر قوام استواری می یابد. در صدر اسلام علم به این تکلیف مهم از سوی مسلمانان واگذاشته شد و مردم به خاطر ترس یا طمع از تذکره های زبانی واقدام های عملی در این راه کوتاهی کردند و در نتیجه دین به ضعف گرایید و فاسقان مسلط شدند.

امام حسین (ع) در ضمن بیان انگیزه های قیام خویش به این عنصر مهم اشاره می فرماید آنجا که می گوید:"ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر" یکی دیگر از درسهای نهفته در این سخن آن است که فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر تنها در تذکراتی نسبت به بعضی از گناهان جزئی از سوی افراد عادی خلاصه نمی شود بلکه قیام بر ضد حکومت ستم و تلاش برای اصلاح ساختار سیاسی جامعه و تشکیل حکومتی بر اساس حق و قرآن نیز از مصادیق این امر است آنگونه که امام حسین (ع) حماسه عاشورایی خود را عبارت از همان دانست.

مرحله ی قبلی این فریضه آن است که انسان در درون دوستدار خوبی ها و معروفها باشد و از منکرات و مفاسد و گناهان بیزار باشد. این محیت و نفرت قلبی به زبان هم جاری می شود و در عمل هم تجلی می یابد. سالار شهیدان نسبت به مرحله قبلی چنین می فرماید:

هنگام وداع با قبر رسول خدا برای بیرون آمدن از مدینه   " اللهم و انی احب المعروف و اکره المنکر"

در یک مرحله جلوتر آن حضرت در بیان های صریح خویش یزید را مردی شراب خوار و فاسق و جنایتکار می داند و پیروان او را ملازمان شیطان و واگذارندگان طاعت خدا می شمارد و حکومت اموی را حرام کننده ی حلال و حلال کننده ی حرام معرفی می کند که بدعتها را زنده و سنتها را میرانده اند. با وجود این منکرات آشکار در سلطه حاکم شوریدن بر ضد او به عنوان نهی از منکر وظسفه است.

با این مبانی دینی است که امام بیعت با یزید را رد می کند و آن را مایه ی ننگ می داند و حماسه ی کربلا را پدید می آورد .

گر چه زبان های وابسته به خلافت حرکت مکتبی او را نوعی شورش و عصیان بر ضد خلیفه قلمداد کردند که مستحق سر کوبی بود ولی وارثان شهادت نباید پیام خون شهدای کربلا را از یاد ببرند. آنچه در زیارت نامه های امام حسین (ع) تاکید مکرر شده است که :«من شهادت می دهم که تم نماز و زکات را بر پا داشتی و امر به معروف و نهی از منکر کردی همه برای تبیین فلسفه ی قیام اوست تا رنگ مکتبی آن در هیاهوی تبلیغات دشمن گم و کمرنگ نشود. »

در زیارت نامه ی مخصوص آن حضرت است :"امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر"

پیروان فرهنگ عاشورا با الهام از حماسه ی پیوسته نبض پر حرکت جامعه ی انقلابی اند و نسبت به جریان امور و وضعیت فرهنگی و سیاسی حساسیت نشان می دهند و با حضور دائم در میدان امر به معروف و نهی از منکر عرصه را بر فساد آفرینان تنگ می سازند چون می دانند که عقب نشینی و سکوت در ایت جبهه پیشروی و گستاخی دشمنان حق و فسادگران در جامعه را به دنبال دارد . تذکر لسانی حداقل عمل به تکلیف در این گونه شرایط است و اگر این فریضه ترک و فراموش شود حدود الهی تعطیل شده و احکام خدا مورد تحقیر و استهراء قرار خواهد گرفت.

امام حسین (ع) در مسیر راه کربلا در خطبیه ای با اشاره به شرایط پیش آمده و اینکه دنیا دگرگون شده و معروف رخت بر بسته و به حق عمل نمی شود و از باطل دوری جسته نمی شود.

شوق خود را به لقاء خدا و مرگ شرافتمندانه ابراز می کند و زندگی در کنار ستمگران را مایه ی نکبت می شمارد و چنین شرایطی را زمینه ای مساعد برای قیام می داند .

سکوت در برابر ظلم و بدعت و انحراف منکری بود که در ان عصر رواج داشت و مردم از ترس جان یا بیم خطر ها و ضررها یا به طمع دنیا و دریافت زر و سیم در مقابل آشکارترین منکرات که در بالاترین سطوح انجام می گرفت اعتراض نمی کرند . قیام کربلا راه انتقاد از حکومت جور و اعتراض علیه ستم و قیام بر ضد طاغوت را گشود و از ان پس بسیاری از خون شهدای کربلا الهام گرفتند و مبارزات خود را مبتنی و مستند به نهضت حسینی کردند


 
 
اهداف نهضت عاشورا 2
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٧
 

٢.اصلاح

جامعه ای که از معیارهای اصیل دین و ملاک های ارزشی فاصله بگیرد فساد در پیکره ی آن ریشه می دواند و روابط انسانی و ارتباطات اجتماعی و آنچه میان حاکم و ملت پیش می آید دچار انحراف از صراط مستقیم می شود. گسترش بی بند و باری و رواج ظلم و حاکمیت پول و حیف و میل بیت المال مسلمین و تعرض بی مورد نسبت به زندگی و مال و جان مسلمانان و نبودن امنیت و عدالت گوشه ای از این فساد اجتماعی است.

راه فساد زدایی نیز اقدام های اصلاحی برای متقاعد کردن مسئولان به رفتار عادلانه و اجرای دقیق قانون و عمل به کتاب و سنت است. این نوعی حرکت اصلاحگرانه است که امام حسین نیز در نهضت خویش آن را دنبال می کرد و بر اوضاع نابسامان اجتماع صحه نمی گذاشت و مهر سکوت برلب نمی زد. 


 
 
امیری حسین (علیه السلام) و نعم الامیر
نویسنده : منتظر المهدی(عجل الله) - ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳۸٧
 

خواب دیدم در جوانی مرده ام

بی نهایت خسته و افسرده ام 

روی من خروارها از خاک بود

وای قبر من چه وحشتناک بود

 تا میان گور رفتم دل گرفت

قبر کن سنگ لحد را گل گرفت
بالش زیر سرم از سنگ بود

غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود

خسته بودم هیچکس یارم نشد

زان میان یک تن خریدارم نشد
هر که آمد پیش حرفی راند و رفت

سوره حمدی برایم خواند و رفت

نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی

ترس بود و وحشت و دلواپسی
ناله می کردم ولیکن بیجواب

تشنه بودم در پی یک جرعه آب

ناگهان از ره رسیدند دو ملک

تیره شد در پیش چشمانم فلک
یک ملک گفتا بگو نام تو چیست

آن یکی فریاد زد رب تو کیست

ای گنه کار سیه دل،بسته پر

نام اربابان خود یک یک ببر

در میان عمر خود کن جستجو

کارهای نیک و زشت خود بگو

ما که ماموران حق داوریم

پس تو را سوی جهنم می بریم
 
عمر خود را ای جوان کردی تباه 

 نامه ی اعمال تو باشد سیاه

دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود

دست و پایم بسته در زنجیر بود

ناامید از هر کجا و دل فکار

می کشیدندم به خفت سوی نار


 
 
اهداف نهضت عاشورا 1 (سرکار خانم دهقانی)
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧
 
  1. ١- احیای کتاب و سنت

    امامان شیعه یکایک رسالت احیاگری دین را داشته اند و هر یک از مظاهر اسلام را که از یاد می رفته یا تحریف می شده است در چهره راستین و بی تحریفش می نمایانده اند . حتی در مورد امام زمان نیز تعبیر (محیی بشریت) و از بین برنده بدعت به کار رفته است .

    عاشورای حسینی برنامهای احیاگرانه نسبت به دین و جلوه های گوناگون آن بود تا در سایه بذل خون و نثار جان دین بر پا شود و سیره ی پیامبر(ص) سرمشق عملی مسلمانان گرددو عزت دین خدا به جامعه بازگردد. تلاش و برنامه های احیا گرانه ائمه معصومین و پیروانشان در احیاگری نسبت به اصل حادثه عاشورا و ارزش های آن و مقابله با سیاست دشمن در کتمان واقعه و مسخ جریان و به فراموشی سپردن خون های مطهر عاشورایی برنامه دیگری در راستای احیاگری دین است و پیامش ضرورت تبیین اهداف و روشنگری اذهان و زنده نگه داشتن شعائر و حماسه ها و یاد ها و خاطره ها است.


 
 
نشانی تعدادی از مجالس عزاداری و سخنرانی در ماه محرم
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ دی ۱۳۸٧
 

برنامه تعدادی از مجالس عزاداری و سخنرانی در دهه اول محرم را در اختیار شما قرار میدهیم . امیدواریم اگر توفیق حضور در این مجالس را داشتید ما را از دعای خود محروم نفرمائید . ضمنا برنامه تعداد معدودی از هیئات هنوز وصول نشده است که به محض اطلاع اضافه خواهد شد.

1- بیت مقام معظم رهبری : از شب هشتم محرم به مدت چهار شب همراه اقامه نماز جماعت مغرب و عشا به امامت رهبر معظم انقلاب

2- آیت الله معظم شیخ مجتبی تهرانی : میدان بهارستان خیابان مجاهدین اسلام خیابان ایران کوچه ملکی

3- حضرت آیت الله خوشوقت : خیابان شریعتی نرسیده به طالقانی مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام به همراه مرثیه سرائی حاج سعید حدادیان از نماز مغرب و عشا


 
 
بیست و چهارم ذیحجه روز مباهله پیامبر اکرم با مسیحیان و سند افتخار شیعه
نویسنده : منتظر المهدی(عجل الله) - ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ دی ۱۳۸٧
 

"فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکمْ وَ نِساءَنَا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنفُسنَا وَ أَنفُسکُمْ ثُمَّ نَبْتهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَت اللَّهِ عَلی الْکذِبِینَ"

پس هر کس از دانشی که (درباره‏مسیح) به تو رسیده است ‏با تو به ستیز و محاجه بر خیزد (و ازقبول حق شانه خالی کند) بگو:بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم و شما فرزندان خود را وما زنان خود را بخوانیم و شما زنانتان را و ما نفوس خود رابخوانیم و شما نفوستان را پس لعنت‏خدا را بر دروغگویان قراردهیم

(سوره ی مبارکه ی آل عمران/ آیه 61)

نجران یکی از شهرهای منطقه حجاز است که در مرز یمن قرار دارد . در صدر اسلام، اهالی آنجا طبق آئین مسیحیت می ‏زیستند، تا اینکه در سال دهم هجرت، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله توسط خالد بن ولید اهالی آن منطقه را به اسلام دعوت فرمود و گروه بسیاری مسلمان شدند، ولی عده‏ ای نیز در کیش نصرانیت باقی ماندند.

به دنبال این حادثه، حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله نامه ‏ای به بزرگان نصارای نجران نوشت. آنان بعد از رسیدن نامه پیامبر صلی الله علیه و آله به هراس افتادند و بعد از مشورت با هیئتی مرکب از چهارده نفر و به سرپرستی سه کشیش به نامهای اهتم، عاقب و سید به مدینه آمدند.  


 
 
ماجرای ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه از زبان امام رضا علیهم السلام
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧
 

پرده‌ی اول؛ علی: دل من

تصمیم به ازدواج گرفته بودم ولی جرأت نمی‌کردم این مطلب را به سرورم بگویم، اما شب و روز در فکر آینده‌ی خود بودم، تا اینکه یک روز که پیش حبیبم بودم به من گفت: علی جان! با ازدواج چطوری؟ من که سرم پایین بود، زیر چشمی می‌دیدم که پیامبر چه لذت پدرانه‌ای می‌برند از اینکه به دامادی من فکر می کند. با خجالت، آهسته گفتم: رسول خدا خود داناتر است.  اما دلم عین سیر و سرکه می‌جوشید، نگران بودم. آخر من دلم را به ناز دلبری باخته بود و می‌ترسیدم که حضرت کسی دیگری را به من پیشنهاد دهد. در قبیله ما، قریش، دختر کم نبود، اما آنکه دل مرا برده بود از آنان نبود. نگران بودم.

پرده‌ی دوم؛ باز هم علی: خبر آمد خبری در راه است


 
 
این‌ور آبیها و آن‌ور آبیها! (شناختنامه قرآن 2)
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ آذر ۱۳۸٧
 

شناختنامه قرآن 2

«سوره مبارکه بقره»

خلاصه سوره :

بخش عمده این سوره بیانگراین است که بنده باید به تمام آنچه فرستادگان پروردگار آورده‌اند ایمان آرد و بین یک وحیها و پیامبران جدایی نیندازند. و این همان چیزی است که حقِ پرستش پروردگار آن را در پی دارد.


 
 
نصف مال من نصف مال تو !!! (شناختنامه قرآن 1)
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٧
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

همانطور که وعده داده بودیم مجموعه شناختنامه قرآنی را که خلاصه تفسیر ارزشمند المیزان اثر جاودانه مرحوم استاد علامه طباطبایی است را تقدیم محضر شما میکنیم.

اما قبلا بیان چند نکته ضروری به نظر میرسد: