Redirect Code

Page has moved

Redirector Code

دانشجویان رشته ادبیات عرب دانشگاه تهران ورودی 1387

کتاب دکتر " زغلول نجار "
نویسنده : عبد الحسین ( سیدالشهداء ) - ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

این کتاب به زبان عربی و درباره ی معجزات علمی قرآن کریم است. البته قالب آن نه ورد و نه PDF بلکه به صورت برنامه اجراشدنی است که کار را برای مطالعه ی آن آسان تر کرده است. دکتر زغلول نجار از جمله فعالان این عرصه است . او آن قدر در این زمینه مسلط است که توانسته است متحجرانی احمق مانند وهابیان سعودی را قانع سازد که در این زمینه نیز به پژوهش بپردازند.

 

 

البته بنده شخصا با تمامی نوشتارهای این کتاب موافق نیستم و اعتقاد ندارم که خیلی از آیات ذکر شده در این کتاب به خودی خود معجزه ی علمی و حجت باشند اما به طور کلی خواندن این کتاب جدای از آشنایی با نظرات این گروه از متفکرین باعث میشود که نزدیکی و عدم تعارض قرآن ( برخلاف دیگر کتب دینی ) با علم برای شما روشن شود.

 

دانلود

 

 


 
 
سایتی درباره اعجاز علمی در قرآن کریم
نویسنده : عبد الحسین ( سیدالشهداء ) - ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩٠
 

این روزها این موضوع واقعا رونق بسیاری پیدا کرده است ؛ منظورم کشف معجزات علمی در قرآن کریم، کتاب آسمانی آخرین پیامبر است.

در این زمینه یک سایتی دیدم که به چندین زبان این موضوع رو بررسی کرده و البته تمامی موضوعاتی که در این سایت هست با توجه به علم محدود انسان مستقیما به این موضوع مربوط نیست، اما مطمئنا این سایت که زبان اصلی آن عربی است و به فارسی نیز مقاله دارد، منبعی مهم برای افرادی است که به این موضوع علاقه دارند.

به دوستان کلاس توصیه می کنم سعی کنند بیشتر در قسمت عربی سایت باشند که تو عربیمون هم تأثیر داشته باشه!

این هم آدرسش:


http://www.kaheel7.com

 

( «کحیل» فامیلی صاحاب سایته)


 
 
معجزه ماه
نویسنده : عبد الحسین ( سیدالشهداء ) - ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٩
 

بالاخره علی شیرعلی در وبلاگ کلاس چیزی نوشت! واین تحصن شاید بیش از سه ساله را شکست!

اما اولین مطلب بنده پیرو تلاش های استاد زبان تخصصی ترم پیش، مبنی بر گسترش معارف علمی قرآن است.

چند روز پیش ایمیلی به زبان عربی برام اومد که بسیار جالب بود وحاوی تعداد بیشتری از معجزات علمی قرآن بود که این یکی از آنها است(البته امیدوارم دوستان ادبیات عرب برای خوندنش مشکلی نداشته باشن!) :

" هیا بنا ننطلق سریعاً لشـــــرفة منزلک
انظــــــــر للقمــــر ... و تــــــــأمل معی روعته



یهیم الإنسان فی المشهد الشعری للقمر

طیب اسمعنی ... و أنت تتأمل

فی العصر الحدیث

بعد أن هبط أول إنسان على سطح القمر عام 1969

وبعد العدید من الأبحاث على التربة وصور الأقمار الصناعیة

اکتشفت ناسا أن القمر کان جسما مشتعلا وسطحه مغطى بالبراکین والحمم

لکنه برد ...

منذ 1400 عام

قال الله تبارک وتعالى



{وَجَعَلْنَا اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ آیَتَیْنِ فَمَـــــحَوْنــــــــَا آیـــــــَةَ اللّـــــــَیْلِ وَجَعَلْنَا آیَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً} [الإسراء: 12]


التفسیر والإعجاز

روى الإمام ابن کثیر فی تفسیره

أن عبدالله بن عباس رضی الله عنهما قال فی هذه الأیة

" کان القمر یضیء کما تضیء الشمس، وهو آیة اللیل ولکنه انطفأ"

رسالة

یا جیفارا ... یا کوهین ... یا مایکل

هل کان أیام الرسول صلى الله علیه وآله سفن فضاء تهبط على القمر أم کان هناک من رواد الفضاء؟

توضیحات: بنده خودم رفتم وتحقیق کردم ومطمئن شدم که همونطور که این نوشته میگه از نظر علمی ثابت شده که ماه قبلا همانند خورشید یگ گوی آتشین وگداخته بوده و به مرور زمان سرد شده. ضمنا روایتی که نقل شده از کتب غیر شیعه بوده که در تفاسیر دیگر همانند " تفسیرآلوسی " نیز ذکر شده است.

اما در کتب روائی مذهب أهل بیت عصمت و طهارت نیز روایاتی مشابه وجود دارد که به ذکر یکی از آنها که از حضرت رسول الله صلی الله علیه وآله نقل است اکتفا می کنم:

حدثنی یزید بن سلام انه سأل رسول الله صلى الله علیه وآله فقال له : لم سمی الفرقان فرقانا : قال لأنه متفرق الآیات والسور أنزلت فی غیر الألواح وغیره من الصحف والتوراة والإنجیل والزبور نزلت کلها جلمة فی الألواح والورق قال : فما بال الشمس والقمر لا یستویان فی الضوء والنور قال : لما خلقهما الله عز وجل أطاعا ولم یعصیا شیئا فامر الله تعالى جبرئیل علیه السلام أن یمحو ضوء القمر فمحاه فأثر المحو فی القمر خطوطا سوداء ولو أن القمر ترک على حاله بمنزلة الشمس ولم یمح لما عرف اللیل من النهار ولا النهار من اللیل ولا علم الصائم کم یصوم ولا عرف الناس عدد السنین ، وذلک قول الله عز وجل : " وجعلنا اللیل والنهار آیتین فمحونا آیة اللیل وجعلنا آیة النهار مبصرة لتبتغوا فضلا من ربکم ولتعلموا عدد السنین والحساب "

 

علل الشرائع ، شیخ صدوق ، ج2، ص470