Redirect Code

Page has moved

Redirector Code

دانشجویان رشته ادبیات عرب دانشگاه تهران ورودی 1387

ماذا علمتنی الحیاة ؟!
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۳:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩۱
 
ماذا علمتنی الحیاة ؟!
الیوم اتیت وفی داخلی سؤال لکم اتمنى منکم الاجابه علیه
وهذه الاجابه لاتأتی الا من خبراتکم وتجاربکم من هذه الحیاه
ماذا؟؟ماذا علمتک/ی الحیاه؟؟
او باالأحرى
ماذا استفدت من هذه الحیاه؟؟؟
ماذا استفدت من تجاربک سواء کانت ناجحه ام فاشله؟؟؟
سوف ابدأ بالإجابه
علمتنی الحیاة
علمتنی الحیاة انه لیس کل مانتمناه فی هذه الحیاة یتحقق لنا
علمتنی...
علمتنی انه مامن شیء اریده من هذه الحیاة یأتی الی على طبق من ذهب بل یجب ان اسعى انا وراء طلبی حتى احصل على ماارید
علمتنی أیضا...
ان صدیقک الیوم
هوعدوک غدا إلا من رحمه الله وعرف قدرک ومعدنک بالنسبة الیه
علمتنی.....
انک لاتحیا لأجل أن تحب
بل
انک تحب لأجل ان تحیا
علمتنی کذلک.....
ان اعیش کل یوم وکل لحظه بحذافیرها حتى لااندم على مافات
اعیش الحاضر وانسى الماضی
علمتنی...
ان لاأتأثر بکلام من حولی مهما کان کلامهم جارحا لی
علی ان لااهتز بکلامهم
فمثلما یقولون:
واثق الخطى یمشی ملکا....
تعلمت
ان فشلی الیوم هو نجاحی غدا..
ان الفشل هو بدایة کل نجاح...
علمتنی حیاتی
ان الثقه بالله أولا
والثقه بالنفس ثانیا
هی اساس کل نجاح
علمتنی....وعلمتنی....
وعلمتکم....وعلمتنا جمیعا
أشیاء کثیره لاتعد ولاتحصى

 
 
عندما رأیتک ونظرت فى عینیک
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ٢:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩۱
 

عندما رأیتک ونظرت فى عینیک وجدت بهما بحرا من الدمــــــــــوع


فتحول نهارى الى لیل وأضأت أصابعى إلیکى کالشمــــــــــــــــــوع


فلو بیدى یا حبیبتى لبنیت لک قصورا من اللؤلؤ بین الربـــــــــــــوع


وکسیتک ملابسا من الحریر مطرزة بالزمرد وذهبا یکـسوا الذروع


لکن الأمر یا أمیرتى بید الله فلو بید إنسان لهدمت له حصون القلوع


وحتى آخر قطرة بدمى وحتى یسـیل على قبرى من عینیک الدمـوع

 


 
 
مسجات بالعربیة
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۱
 

 

 

رجاءً أدلوا بآرائکم للوصول إلى مستوى أعلى من جودة الموقع! 

*قبل زواجی کان لدی ستة نظریات عن تربیة الأبناء، أما الآن فلدی ستة أبناء و لا شیء من النظریات!(جون ویلمونت)

*السفن تنعم بالأمان فی الموانیء، لکنها لم تصنع من أجل ذلک ..!(جریس هوبر)

*الإهتمام، الحنان، الوفاء: هی أعظم هدایاتستطیع أن تقدّمها لحبیبک.

*إناقة لسانک، هی ترجمة إناقة فکرک فلاترفع صوتک بل إرفع مستوى کلماتک.

*لیس البلیة فی أیامنا عجباً بل السلامة فیها أعجب العجب. لیس الجمال بأثوابٍ تزیننا، إنّ الجمال جمال العقل و الأدب. لیس الیتیم الذی قدمات والده، أنّ الیتیمَ یتیم العلم و الأدب.

*ستظلّ أبداً فارساً لأحلامی بلامنازع.. مالکاً لقلبی بلاشریک!

*أیّ شخص یبکی من أجلک،إعلم أنّه لایوجد مَن یُحبک مثله؛ فلاتدعه یبکی.. و أثبت له أنّ دموعه أغلى مالدیک!

*عندما تعطی للحمار أهمیة زائدة عن اللزوم سیظنّ نفسه حصانا عربیا أصیلا...هکذا هم بعض البشر فی هذاالزمان!!!

*إذا خانک من تحب فأشتری له کَلباً، یعلمه معنى الوفاء...

*مع الوقت ستکتشف أنّ ماتفعله"أنت"بی الآن، ستفعله"هی"بک غداً.

*بعض الأشخاص یستحقون أن ننتظرهم إلى الأبد و البعض الآخر لایستحق حتى أن نُعیدالنظرَإلیه!


 
 
جملات جمیلة
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩۱
 

الحبّ(عشق)
جواز سفر لقلوب الناس دون تأشیرة
مجوزی بدون نیاز به ویزا برای ورود به دلهای مردم

الأنانیة(خودخواهی)
حبّ الذات
خودپسندی

الحنان(مهربانی)
کان سابقاً من أنبل المشاعر ، والآن اکتفى بکونه اسماً لإحدى الفتیات
درابتدا از نجیب ترین احساسات بود و اکنون از اسم های دخترانه به شمارمی آید.

الجشع(آز)
صفة مزعجة معاصرة ، ومرادفة للبخل والطمع
ویژگی آزاردهنده حال حاضر است، مرادف بخل و حرص.

الحق
هو الجندی الذی یحارب بالسیف فی زمن المدرعات ، لکنه فی النهایة سیحقق النصر
سربازی که درزمان زره پوشان باشمشیر نبردداشت اما سرانجام به پیروزی انجامید.


الصداقة(راستی)
مأخوذ اسمها من الصدق فی القول والفعل مع الآخرین
این کلمه از صدق و راستی در گفتار و رفتار باسایرین گرفته شده است.

الکتاب
الأنیس الوحید فی الوحدة
تنها همدم زمان تنهایی

التفاؤل(خوشبینی)
أن تأخذ الدنیا ببساطـــــة
یعنی دنیا را آسان بگیری
القلب(دل)
حصـــــــــــن منـــیــــــع لا تصل إلیه جیوش العالم ، لکنه ینهزم عند أول همسة حب صادق
دژمحکمی که سپاهیان جهان راهی برآن ندارند، بااین حال با اولین درگوشی صادقانه عشق شکست می خورد.

الدموع (اشک)
الرایــة البیضاء ، نرفعها لحظة الاعتراف بالخطأ
پرچم سفید؛ هنگام اعتراف به اشتباه بالا می گیریم.


المال(دارایی)
کماء البحر ، کلما شربت منه ازددتَ عطشاً
مثل آب(شور) دریا؛ هراندازه بنوشی تشنه تر می شوی.

الذکرى(یادبود)
جوازسفر ینقــلنا من الحاضر إلى الماضی
ویزایی که مارا از حال به گذشته می برد.

الحیاة (زندگی)
دمعـتان ، دمعــة لقاء ودمعــة وداع ، والأصعب من ذلک دمعة لقاء بعد فراق
دوبارگریه ؛ اشک دیدار و اشک خداحافظی، و سخت تر از همه این ها اشک دیداری است که بعداز جدائی می ریزد.


 
 
بازی روزگار نوشته ای از دکتر حسابی
نویسنده : خاتون - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۱
 

بازی روزگار را نمی فهمم! من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند ، این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند. همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم. انسان عاشق زیبایی نمی شود. بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست! انسان های بزرگ دو دل دارند: دلی که درد می کشد و پنهان است ، دلی که میخندد و آشکار است. همه دوست دارند که به بهشت بروند، ولی کسی دوست ندارد که بمیرد . عشق مانند نواختن پیانو است. ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری، سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی. دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم. ‏‏اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود. عشق در لحظه پدید می آید. دوست داشتن در امتداد زمان. و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است. راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود. اانسان چیست ؟ شنبه: به دنیا می آید. یکشنبه: راه می رود. دوشنبه: عاشق می شود. سه شنبه: شکست می خورد. چهارشنبه: ازدواج می کند. پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد. جمعه: می میرد.

 


 
 
سخنرانی " ونه گات " در مراسم فارغ التحصیلی دانشگاه MIT :
نویسنده : خاتون - ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۱
 

اگر میخواستم برای آینده ی شما فقط یک نصیحت بکنم،مالیدن کرم ضدّ آفتاب را توصیه میکردم !!!آثار مفید و دراز مدّتِ کرم ضدّ آفتاب،توسط دانشمندان ثابت شده است.در حالی که سایر نصایح من،هیچ پایه و اساس قابل اعتمادی،جز تجربه های پر پیچ و خمِ شخص بنده ندارند.اینک این نصایح را خدمتتان عرض می کنم :قدرِ نیرو و زیبایی جوانی تان را بدانید.ولی اگر هم ندانستید،مهم نیست!روزی قدرِ نیرو و زیباییِ جوانی تان را خواهید دانست،که طراوت آن رو به اُفول گذارد.اما باور کنید تا بیست سال دیگر،به عکسهای جوانیِ خودتان،نگاه خواهید کرد و به یاد می آوریدچه امکاناتی در اختیارتان بوده و چقدر فوق العاده بوده اید.آن طور که تصوّر می کردید،چاق نبودید.همه چیز در بهترین شرایطش بوده تا شما،احساس خوب داشته باشید.نگران آینده نباشید.اگر هم دلتان میخواهد نگران باشید،فقط این را بدانید که نگرانی،همان اندازه مؤثّر است،که جویدن آدامس بادکنکی در حلّ یک مسئه ی جبر !مشکلات اساسی زندگی شما،بی تردید چیزهایی خواهند بود که هرگز به مخیله ی نگران تان هم خطور نکرده اند.از همان نوعی که یک روز سه شنبه ی عاطل و باطل،ناگهان احساس بد پیدا می کنید و نسبت به همه چیز بدبین میشوید !با دلِ دیگران،بی رحم نباشید .عمرتان را با حسادت تلف نکنید.گاهی شما،جلو هستید و گاهی عقب.مسابقه،طولانی است و سر انجام،خودتان هستید که با خودتان مسابقه می دهید.ناسزاها را فراموش کنید.اگر موفّق به انجام این کار شدید ،راهش را به من هم نشان بدهید !نامه های عاشقانه ی قدیمی را حفظ کنید.صورت حسابهای بانکی و قبض ها و ... را دور بیاندازید.اگر نمی دانید می خواهید با زندگی تان چه بکنید،احساس گناه نکنید.جالبترین افرادی را که در زندگی ام شناخته ام،در 22 سالگی نمی دانستند می خواهند با زندگی شان چه کنند.برخی از جالب ترین چهل ساله هایی هم که می شناسم،هنوز نمیدانند !تا می توانید کلسیم بخورید.با زانوهایتان مهربان باشید.وقتی قدرت زانوهای خود را از دست دادید،کمبودشان را به شدّت حس خواهید کرد.ممکن است ازدواج کنید،ممکن است نکنید.ممکن است صاحب فرزند شوید،ممکن است نشوید.ممکن است در چهل سالگی طلاق بگیرید.احتمال هم دارد که در هشتاد و پنجمین سالگرد ازدواجتان،رقصکی هم بکنید.هرچه می کنید،نه زیاد،به خودتان بگیرید،نه زیاد،خودتان را سرزنش کنید.انتخاب های شما بر پایه ی 50 درصد بوده،همانطور که مال همه بوده.دستورالعمل هایی که به دست تان می رسد،را تا ته بخوانید.حتّی اگر از آنها پیروی نمی کنید.از خواندن مجلّات زیبایی پرهیز کنید.تنها خاصیت آنها این است که به شما بقبولانند که زشتید.با خواهران و برادران خود مهربان باشید.آنها بهترین رابط شما با گذشته هستند،و به گمان قوی،تنها کسانی هستند کهبیش از هر کس دیگر،در آینده،به شما خواهند رسید.به یاد داشته باشید که دوستان می آیند و می روند،ولی آن تک و توک دوستان جان جانی،که با شما می مانند را حفظ کنید.برای پل زدن میان اختلافهای جغرافیایی و روشهای زندگی،سخت بکوشید.زیرا هرچه بیشتر از عمر شما بگذرد، بیشتر پی می بریدکه به افرادی که در جوانی می شناختید،محتاجید.سفر کنید.برخی حقایقِ لاینفک را بپذیرید:قیمتها صعود می کنند،سیاستمداران کلک میزنند،شما هم پیر می شوید.و آنگاه که شدید،در تخیّل تان به یاد می آورید که وقتی جوان بودید،قیمتها مناسب بودند،سیاستمداران شریف بودند،و بچّه ها به بزرگترهایشان احترام می گذاشتند.به بزرگترها احترام بگذارید.توقع نداشته باشید که کس دیگری،نان آور شما باشد.ممکن است حساب پس اندازی داشته باشید.شاید هم همسر متموّلی نصیب تان شده باشد.ولی هیچگاه نمی توانید پیش بینی کنید کهکدام خالی میشود یا به شما جاخالی می دهد.خیلی با موهایتان ور نروید.وگرنه وقتی چهل سالتان بشود،شبیه موهای هشتاد ساله ها میشود.نخ دندان به کار ببرید .در شناخت پدر و مادرتان بکوشید.هیچ کس نمی داند که آنان را،کِی برای همیشه از دست خواهید داد.دقت کنید که نصایح چه کسی را می پذیرید.اما با کسانی که آنها را صادر می کنند،بردبار و صبور باشید.نصیحت،گونه ی دیگرِ غم غربت است.ارائه ی آن،روشی برای بازیافت گذشته،از میان تل زباله ها،گردگیری آن،و ماله کشیدن بر روی زشتی ها و کاستی هایشان،و مصرف دوباره ی آن،به قیمتی بالاتر از آنچه ارزش دارد،است.امّا اگر به این مسائل،بی توجّه هستید،لااقل حرفم را در مورد کرم ضدّ آفتاب بپذیرید !!!


 
 
آنکه یاد ما به زشتی می کند/لطف او ما را بهشتی می کند
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱
 

مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند.
ولی آنان را ببخش.

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند.
ولی مهربان باش.

اگر موفق باشی دوستان دروغین ودشمنان حقیقی خواهی یافت,
ولی موفق باش.

اگر شریف ودرستکار باشی فریبت می دهند.
ولی شریف و درستکار باش.

آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند.
ولی سازنده باش.

اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند.
ولی شادمان باش.

نیکی های درونت را فراموش می کنند.
ولی نیکوکار باش.

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.
ودر نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است.
نه میان تو و مردم.