Redirect Code

Page has moved

Redirector Code

دانشجویان رشته ادبیات عرب دانشگاه تهران ورودی 1387

قصة قصیرة|الآستاذ و الذباب
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ اسفند ۱۳٩۱
 

یقولون : یوما ًکان  یبحث ُ استاذٌ عن ذبابةٍ . کان یضعُ الذبابَ علی زجاجةٍ و یقول له : طِر ؛ الذبابُ کان یطیر . ثمّ  قطّع جناحَ الذبابِ  و قالَ له مئة مراتٍ ( مرّةٍ ) : طِر ؛ ولکن ّ الذباب َ لم یطر . کتب الأستاذُ فی دفتر تذکارِه هکذا : إذاتـــقَطّعوا جناحَ الذبابِ یصُــــمّ اُذنُـــُه .

ترجمه فارسی:

      روزی استادی درباره ی مگسی تحقیق می کرد . مگس را روی سطح شیشه ای می گذاشت وبه او  می گفت : بپر . مگس می پرید . سپس بال مگس را کند و صد بار به او  گفت : بپر . اما مگس نپرید . استاد در دفتر یادداشت خود نوشت : هر گاه بال مگس را بکنید ، گوشش کر می شود