Redirect Code

Page has moved

Redirector Code

دانشجویان رشته ادبیات عرب دانشگاه تهران ورودی 1387

به بهانه تدفین 5 شهید گمنام در دانشگاه تهران
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧
 

هنوز نمیدانم که شما میهمان مائید یا اینکه صاحب خانه هایی هستید که از سفر بازگشته اید. شاید به خاطر اینکه در چشم ما تاب دیدن نام پرنور شما را ندارد و در نظر ما گمنامید اما در آسمان در کهکشان شهادت؛ستاره ای به نام شماست.

اما مسلم است که ما ریزه خوار سفره ی شجاعت و غیرت شما هستیم.

 

 

تشییع شهدا

 

روز هشتم که آمدید ؛ حال و هوای اینجا طور دیگری بود. انگاردستی از غیب همه را به سوی شما حرکت میداد و برای استقبالتان به ما شور می بخشید.خصوصا اینکه افتخار خادمیتان را هم به ما داده بودید و ما بی طاقت لحظه دیدار بودیم.


شما که آمدید هر ذهنی تصویری ساخته بود.یکی یاد غربت شهدایی افتاده بود که نه تشییع داشتند و نه کفن و زیر آفتاب مانده بودند و یکی یاد رقص شمشیر حبیب مقابل خیمه مولا افتاده بود که نشان داد حسین بی یار نیست و من مدام تصویر نگاه آخر شما در لحظه شهادت را می ساختم که شک ندارم به صورت مولایتان بوده است!

چشم ها همه بارانی بود و اشکها به یاد آن کاسه آبی که مادر برای بدرقه پشت سرتان ریخته بود جاری شده بود.

امروز شما با افتخار بازگشته اید اما مادرانتان هنوز چشم از درب بر نداشته اند!

چه بی صبرانه با عجله روی دستها میرفتید ؛ انگار حتی طاقت لحظه ای با ما بودن را هم نداشتید  "عرشیان خاک نشین" 

 تشییع شهدا

وهنگام به زمین سپردن اجساد آسمانیتان قلبها و اشک چشمها گل و آب قبور مطهرتان بود .راستی! انگار مولای شهیدتان نیز در تشییع شما شرکت کرده بود.این را از پرچم سرخ گنبد طلای ارباب حسین(علیه السلام) فهمیدم که پیشاپیش دریای جمعیت حرکت میکرد .همان پرچمی که گوشش از نجواهای "اللهم ارزقنا کربلا" پر شده است و آنروز از اوج گنبد تا قعر خاک برای پابوسی سرسپردگان عاشورائی صاحب حرم آمده بود؛شاید به دستور او و شاید بر دوش فرزند غایب از نظر او!

تشییع شهدا

......

نمیدانید چقدر خوشحالیم از اینکه شما آمده اید . از اینکه در هوای سنگین شهرگناه بر سرما منت گذاشته اید و به مایی که شیمیایی گناه هستیم و نفسهایمان به شماره افتاده هوای تازه بخشدید.

حالا دیگر شما پنج آینه ی خدانما ؛ محدوه ی اضطراری سنگینی دل هستید. هرگاه حس کنیم که دیگر توان ادامه دادن به این جهاد کمر شکن را نداریم نزدتان می آئیم ؛ جواب سلاممان را میدهید و از نفس شما جان میگیریم و دوباره می جنگیم با نفس؛شاید که روزی به گرد پای آسمان پیمایتان برسیم.

با بچه ها قرار گذاشتیم هر بار که وارد دانشگاه میشویم قبل از هر کلاس و درسی به محضرتان مشرف شویم و سلامی عرض کنیم و با اجازه شما سر کلاس برویم.

این چند خط هدیه ای ناقابلی بود جهت چشم روشنی از کربلا آمدنتان.

سلام ما را به امام حسین (علیه السلام) برسانید و بگوئید که ما میدانیم لایق زیارت کربلا نیستیم اما شما که عادتان احسان است و سجیئتان کرم ؛ تفضلی به ما کنید که ناکام از دنیا نرویم.

دعایمان کنید

یا علی مدد

فایل صوتی مداحی حاج محمود کریمی(عشق یعنی یک پلاک) را از اینجا دانلود نمائید