Redirect Code

Page has moved

Redirector Code

دانشجویان رشته ادبیات عرب دانشگاه تهران ورودی 1387

شرح قصیده ای از فرزدق در مدح آل شیبان
نویسنده : عباس هفتانی - ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آبان ۱۳٩۱
 

1)ألمّا علی أطلال سعدی سلّمِ.......دوارس لمّا استُنطقت لم تکلّمِ

ألمّ علی: مصدره لمّ الشیء یلمه لما جمعه وأصلحه؛نزل؛فرود آمد/أطلال:جمع طلل؛ما شخص من رسوم الدار؛ویرانه/سلِّمِ:دعاءٌ؛سالم و آباد باشد/دوارس:جمع درسَ؛درس الشیء أی غفا و امحاء؛آثار کهنه.

*بر منازل سعدی بایستید و توقف کنید-سعدی در سلامت باد-آثاری که وقتی از آن میخواهی که صحبت کند جواب نمیدهد

*****

2)وقوفاً بها صحبی علیّ و إنّما.......عرفتُ رسومَ الدارَ بعدَ التوهّم

وقوفا:جمع واقف(کما شاهد شهود)و هو حال:در حالیکه ایستاده اند/صحب:جمع صاحب؛یاران/رسوم:جمع رسم و هو ما لصق بالارض من آثار الدار:ویرانه/توهم:وهمَ و تخیّل و تصوّره:فکر کردن زیاد.

*در حالیکه یارانم بالای سرم ایستاده بودند و من بعد از حدس و گمان زیاد بالاخره توانستم آثار باقی مانده از خانه ها را شناسایی کنم.

*****

3)یقولون لا تهلک أسیً و لقد بَدَت.......لهم عبراتٌ المستهام المتیّم


 
 
سرح قصیده ای از حسان در مدح اولاد جفنة
نویسنده : عباس هفتانی - ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ آبان ۱۳٩۱
 

شرح قصیده ای از حسان بن ثابت(مدح اولاد جفنة):

1)أ سالتَ رسم الدارَ أم لم تسأل.......بین الجوابی،فالبضیع،فحومل

أ:للاستفهام/جوابی و بضیع  و حومل:مواضع فی الجولان.

*آیا از آثار باقی مانده در جابیة و بضیع و حومل سوال کرده ای یا نه؟

*****

2)فالمرجَ مرج الصفّرَین،فجاسم.......فدیار سلمی درّساً لم تحلَل

مرج:المرج : الفضاء ، وقیل : المرج أرض ذات کلإ ترعى فیها الدواب ، وفی التهذیب : أرض واسعة فیها نبت کثیر تمرج فیها الدواب ، والجمع مروج،فی الصحاح : المرج الموضع الذی ترعى فیه الدواب:زمینی از گیاه و علف که حیوان در آن بچرد/صُفَّر:موضع علی اربعة فراسخ دمشق/جاسم:قریة للغساسنة/دُرّس:ج درس؛الذی کاد یضمحل من الآثار:آثار کهنه باقی مانده/تحلل:حلل : حل بالمکان یحل حلولا ومحلا وحلا وحللا ، بفک التضعیف نادر : وذلک نزول القوم بمحلة وهو نقیض الارتحال:ساکن شدن.

*از زمین پر از علف در صفّر وجاسم بپرس،و از دیا رسلمی که کهنه و خالی از سکنه شده سوال کن.

*****

3)دارٌ لقومٍ قد آراهم مرّةً.......فوق الاعزّة،عزّهم لم یُنقَل


 
 
خطبه ای از قس بن ساعده در مورد دنیا و ...
نویسنده : عباس هفتانی - ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ آبان ۱۳٩۱
 

خطبةُ قُسِّ بنُ ساعدة الإیادی فی سوقِ عکّاظ:

ایها الناسُ اسمعوا و عوا[1]من عاش ماتَ، و من ماتَ فاتَ[2]، و کلُّ ما هو آتٍ آتٍ،لیلٌ داجٍ[3]ونهارٌ ساجٍ[4]و سماءٌ ذاتُ ابراجٍ،و نجومٌ تزهر[5] و بحارٌ تزخر[6] و جبال مرساةً[7] و أرضٌ مدحاةً[8] و انهارٌ مجراةً[9]،إنّ فی السماء لَخبرا،و إنَّ فی الأزض لعبرا.ما بال[10]الناس یذهبون و لایرجعون؟أرَضوا فأقاموا؟أم ترکوا فناموا؟یامعشرَ[11]إیاد[12]،أین الآباءُ والأجدادُ،وأین الفراعنةُ الشداد؟[13]ألم یکونوا أکثرَ منکم مالاً،وأطول آجالاً[14]؟!طحنهم الدارُ[15] بکلکله[16]،و مزُّقهم[17] بتطاوله[18].

فی الذاهبین الأولیـ......نَ من القرون لنا بصائر[19]



[1] . من«وعی یعی وعیاً»الحدیث:قبله و حفظه و أدرکه:به خاطر بسپارید

[2] . فُقِدَ من حضورنا:از دست میرود و برنمی گردد

[3] . داجٍ:مظلمٌ؛من«دجا یدجو دجوّاً»اللیلُ:أظلمَ:بسیار تاریک

[4] . ساج:الساکن اللیل؛من«سجا یسجوا سجواً»؛سجی اللیل:سکن و دامَ:آرام و ساکت

[5] . تزهر:تلألأُ؛من«زهر یزهر زهوراً»القمر:تلألأ :درخشیدن

[6] . تزخر:تتملأٌ،من«زخر یزخر زخراً»زخر البحر:طمی و تملأ:طغیان کردن و بالا آمدن

[7] . مرساة:ثابتة و راسخة؛رسا الشیء یرسو رسوا والرواسی من الجبال : الثوابت الرواسخ:ثابت و استوار

[8] . مدحاة:منبسطة؛الدحو : البسط . دحا الأرض یدحوها دحوا : بسطها:صاف و مسطّح

[9] . مجراة:جاریة(جری یجری):در حال جریان

[10] . بال:الخاطر و القلب،یقال:مابالک:أی ما شأنک:چه فکر میکنند

[11] . معشر،ج.معاشر:الجماعة:گروه

[12] . إیاد:قبیلة من معد بن عدنان.و منها قُسُّ بنُ ساعدة الإیادی

[13] . شِداد:ج.شدید:قوی

[14] . آجال:ج.أجل:مهلت،زمان معیّن شده

[15] . طحن:من«طحن یَطحَن طَحناً»أهلک و هزم:خرد کردن

[16] . کلکل:ج.کلاکل؛الصدر:سـینه،قفسه سینه

[17] . مزّق:بدّدهم:التمزیق التخریق والتقطیع ، وأراد بتمزیقهم تفرقهم وزوال ملکهم وقطع دابرهم:تکه تکه کردن

[18] . تطاول: استطال علیه أی تطاول ، یقال : استطالوا علیهم ، أی قتلوا منهم أکثر مما کانوا قتلوا:طول کشیدن

[19] . ج.بصیرة:العبرة:درس عبرت


 
 
مقایسه آرایه های ادبی در زبان فارسی و عربی
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ آبان ۱۳٩۱
 

مقایسه آرایه های ادبی در زبان فارسی و عربی

إلی حَتْفى سَعَی قدمى                          أری قدمى أراقَ دَمى

یعنی: پاهایم مرا به سوی مرگ برد     پایم را می بینم که موجب ریختن خون من شد

آرایه شعر در (أرَی قدمى) و (أراقَ دمى) می باشد.

و مانند این عبارت در نثر فارسی :   چندان خور کت زیان دارد  چندان مخور کت زیان دارد

زیان اول او زندگی و زیان دوم ضرر است.

إذا رَماک الدَّهْرُ فـى مَعشَرٍ    قَد أجمَعَ النّاسُ علی بُغضِهِم

فَدارِهِم ما دُمْتَ فـى دارِهِم    و أرضِهم مادُمْتَ فـى أرضِهِم

اگر زمانه تو را به میان مردمی پرتاب کرد که همگی آنان در کینه ورزیدن نسبت به تو با هم جمع شدند؛ تا وقتی که در خانه ی آنان هستی با ایشان مدارا کن و تا وقتی که در سرزمین آنان هستی ایشان را خشنود کن.

زیبایی و آرایه ی شعر در فَدارِهِم و فـى دارِهِم و نیز أرضِهِم است.

یا مَن تُضَیِّعُ عُمْرَهُ باللَّهوِ أمسِکْ    وﭐعْلَمْ بِأنَّکَ ذاهِبٌ کذََهابِ أمْسِک   (ابوالفضل میکالی)

یعنی : ای آن که عمر خود را با بازی و بیهودگی تباه می کنی، دست بازدار

و بدان که تو رفتنی هستی همانطور که دیروزت رفت

زیبایی و آرایه شعر در دو کلمه « أمسِک» می باشد؛ که در مصرع اوّل به معنی  دست بازدار و فعل امر باب افعال است ولی در مصرع  دوم (أمس: دیروز + کَ : تو) می باشد این صنعت شعری را جناس مرکّب متشابه می گویند.

 


 
 
جشن دانش آموختگی دانشجویان عربی دانشگاه تهران/دانلود
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ آبان ۱۳٩۱
 

همانطور که در پست قبلی شاهد بودید جشن دانش آموختگی سه گروه دانشکده ادبیات با کم لطفی آقایان سران و مجری و خواننده در تاریخ 16 آبان 1391 درتالارفردوسی باشکوه تمام برگزارشد.
تاکورشودهرآنکه نتواند دید
در این پست شعر ارائه شده را هم در اینجا قرار می دهم.
پس زمینه اسلاید تصاویر را از اینجا دانلود کنید.
تصویر بالا را در سایز اصلی ببینید.

چون برگ فتاده در شب پائیــزیم

خشکیده و ژولیده و غم انگیــزیم

دستی به هزار آه، ما هرسرشـب

بر گردن خاطرات می آویزیـــــــــم

ما آتش دردهایتان را یــــــــــــاران

با گریه کودکـــــــــــانه می آمیزیم

آنگــــــــــــاه چوآب در نقطه جوش

زیرتبتان ز گریه ســـــــــرمی ریزیم

چون کوه اگرهم نرسیدیم به هـــم

چون رود اگربه هــــــم نمی آمیزیم...

دوریم اگر زهم…، ولی بادلمـــــــــان

همواره کنارهم سر یک میـــــــــزیم

چون مرغک پرشکسته در گوشه باغ

صدبـــــــــــــار بیفتیم اگر می خیزیم

مسلم سلیمانی


 
 
جشن فارغ التحصیلی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نویسنده : مبینا - ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳٩۱
 

دیروز جشن فارغ التحصیلیمون در تالار فردوسی برگزار شد!!!!!!!!!!!!خمیازه

به هممون مبارک باشه ان شاالله!! !!!لبخند

خودمون هم میتونیم تبریک بگیم به هم مگه نه؟؟؟؟!!!سوال

هرچند که هیچ برنامه ای خالی از اشکال نیست اما.............عصبانی

کم لطفی و بی لطفی بعضی ها!!دروغگو

ناهماهنگی!!!!زحمات فراوان به ثمر ننشسته!!!!و خیلی چیزای دیگه!!خجالت

بگذریمساکت

دوران خوبی داشتیمنیشخند

به امید آینده های بهتر!!!!!استرس


 
 
بیرنگی
نویسنده : خاتون - ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۱
 
همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند... به جز مداد سفید...
هیچ کسی به او کار نمی داد...همه می گفتند:{تو به هیچ دردی نمیخوری}...
یک شب که مداد رنگی ها... توی سیاهی کاغذ گم شده بودند...
مداد سفید تا صبح کار کرد... ماه کشید... مهتاب کشید... و آنقدر ستاره کشید که کوچک و کوچک و کوچک تر شد...
صبح توی جعبه ی مداد رنگی... جای خالی او...با هیچ رنگی پر نشد
همه در حسرت بیرنگی موندند...

 
 
خوشبختی
نویسنده : خاتون - ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۱
 
عزیز من!
خوشبختی، نامه یی نیست که یکروز، نامه رسانی، زنگ در خانه ات را بزند و آن را به دستهای منتظر تو بسپارد. خوشبختی، ساختن عروسک کوچکی ست از یک تکه خمیر نرم شکل پذیر, به همین سادگی، به خدا به همین سادگی؛ اما یادت باشد که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشد نه از هیچ چیز دیگر
 
 
خوشبختی را نمی توان وام گرفت...
خوشبختی را نمی توان برای لحظه ای نیز به عاریت خواست...
خوشبختی را نمی توان دزدید...
نمی توان خرید...
نمی توان تکدی کرد...
بر سر سفره خوشبختی دیگران، همچو یک مهمان ناخوانده حریصانه و شکم پرورانه نمی توان نشست و لقمه ای نمی توان برداشت که گلوگیر نباشد و گرسنگی را مضاعف نکند.
 پرنده سعادت دیگران را نمی توان به دام انداخت به خانه خویش آورد و در ققسی محبوس کرد، به امید باطلی، به خیال خامی...
خوشبختی، گمان می کنم تنها چیزی است در جهان که فقط با دستهای طاهر کسی که به راستی خواهان آن است ساخته می شود و از پی اندیشیدن طاهرانه.....

               نادر ابراهیمی

 
 
!!!
نویسنده : خاتون - ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۱
 
 
آدم‌هایی‌ را که زیاد دوستت دارند، بیشتر دوست داشته باش
و آنهایی را که زود ترکت می کنند، زودتر فراموش کن
زندگی‌ همین است
تعادل میان عشق و نفرت
تعادل میان بودن‌ها و نبودن ها
تعادل میان آمدن‌ها و رفتن ها
زندگی‌ مرزی ‌ست که میگ ذاری تا کسی‌ هستی‌ تو را نیست نکند

 


 
 
اطلاعیه|همکاری در ترجمه
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ آبان ۱۳٩۱
 

بنیاد ترجمه و نشرایرانیان درراستای همکاری باپروژه گوتنبرگ در نظر دارد تعداد50 نفر مترجم متون فلسفی و ادبی را از سراسر کشور و از طریق آزمون و مصاحبه برای دوره ای 5 ساله استخدام نماید.

لذا از فارغ التحصیلان رشته زبان انگلیسی، فرانسه، آلمانی، عربی درکلیه مقاطع و افراد توانمنددرترجمه دعوت به همکاری می شود.

متقاضیان محترم جهت دریافت اطلاعات بیشتر با نشانی زیر تا 15 آبان 91 مکاتبه نمایند.

Iranian.trans@yahoo.com


 
 
نشانی جدید
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ آبان ۱۳٩۱
 

دوستان و همکلاسیان محترم برای دسترسی سریع تر و آسانتر به این وب از نشانی زیراستفاده کنید.

Kelasema-1387


 
 
وردی های 87 ادبیات عرب دانشگاه تهران توجه کنند!
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ آبان ۱۳٩۱
 

بنابر اخبار رسیده جشن به 16 ابان موکول شد.

خانم مهسا مهدیه شب نامه ای در باره جشن در فیس بوک منتشرکرده بودند که لازم دیدم در کلاس درجش کنم.

بی هیچ تصرفی ...

سلام رفقا :)smile
عرضم به خدمت شما، سه شنبه 9آبان ماه مراسم فارغ التحصیلی ماست در دانشکده ادبیات وعلوم انسانی دانشگاه تهران، سه گروه اجرای موسیقی داریم
سنتی دشتگاه دشتی
کلاسیک قطعات شوپن و موزارت
پاپ مهدی یراحی
اجرای مراسم بر عهده احسان علیخانی
ساعت 4تا 5.30 تالار فردوسی دانشکده ادبیات
قیمت بلیط 10تومنه که تماما به زلزله زده های آذربایجان اختصاص میدیم در حضور خودتون. یکی از هنرمندان قراره در جشن حاضر بشن و پول رو تقدیمشون کنیم.(هنرمندانی که در سینما ازادی همون موقعه زلزله کمکهای مردم رو جمع کردن، بزنی اینترنت هست.. زودی بگید هرکی بلیطشو میخواد بذارم کنار واسش)
گفتم که بعدش نگید چرا نگفتی :))
فعلا خداحافظ