Redirect Code

Page has moved

Redirector Code

دانشجویان رشته ادبیات عرب دانشگاه تهران ورودی 1387

سر بریدن سرمایه ملی/ نمایندگانی که فقط دماغشان را دیدند!!!
نویسنده : رضا دهقانی - ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٠
 

نمایندگان به اصطلاح محترم مجلس روز دوشنبه تاریخ 24مرداد با طرحی مخالفت کردند که از آن روز تا به حال سخت ذهنم رو مشغول و قلبم رو متأثر کرده و حسب وظیفه خواستم چند سطری رو بنویسم.

ماجرا از این قرار است که تو این طرح آب رسانی از چند رودخونه به دریاچه در حال مرگ ارومیه برای نجات این دریاچه مد نظر قرار گرفته بود که نمایندگان در کمال تعجب با دلایلی تعجب انگیز تر به این طرح رأی مخالف دادند.

جدای از حس طبیعت دوستی و کمی هم عرق آذری بودنم, دلایلی که چند نماینده در سخنان خودشون ایراد کردند باعث شد تا مرقومه ای رو تو وبلاگ بنویسم.

اما اصل قضیه: چند نماینده که از شهرستان های جنوب کشور بودند با مطرح کردن این مسئله که شمال غرب کشور در این چند سال خیلی بهشون خوش گذشته و مدام شاهد افتتاح طرح های خوب بوده ولی جنوب کشور تو بی توجهی مسئولین قرار گرفته؛ از دولت خواستند به جای اینکه بیش از این برا این منطقه کشور هزینه کنه, یه کم پول به کشاورزان بده تا دنبال کار دیگه ای برند و از خیر دریاچه ارومیه و استفاده از آب این دریاچه بی خیال بشند که عاقبت از اونجایی که نمایندگان ما از قشر متفکر و خوش فکر جامعه هستند, این دلیل رو منطقی دونستند و از خیر نجات این سرمایه ملی گذشتند.

چند نکته این وسط انگار از ذهن نمایندگان محترم, پاک شده بود و اون اینکه:

1-                فرمایش حضرت امام خامنه ای(حفظه الله) مبنی بر این که مسئولین نگاه قومیت گرایی رو کلا از ذهن مبارکشون پاک کنند انگار در مخیله این عزیزان جا نمی گیره, مگر غیر اینه که نماینده ها باید حافظ منافع ملی باشند و از نگاه شهر من و منطقه من, دور بشند؛ این برادران باید به یاد داشته باشند که منافع ملی باید بیشتر از منافع شهرشون اولیت داشته باشه.

اگه به مناطق جنوبی کشور توجه نشده که همین طور هم هست و نمونه اش استان خوزستان, خوب این از کوتاهی مسئولین بوده, ولی دلیل نمی شه تا دیگر مناطق کشور هم لزوماً با بی محلی دولت مواجه بشه, چرا؟ چون که به مناطق جنوبی بی محلی شده؟!

2-                کجای دنیا با یکی از زیبا ترین جاذبه های طبیعیشون اینطوری رفتار می کنند که نماینده های باسواد ما دارند این بلا رو سر دریاچه ارومیه می آرند.

الان تقریباً یک سوم دریاچه خشک شده و پدیده ای که بزرگترین دریاچه ی آب شور دنیا به شمار می رفت!!! که الان دیگه به مرحمت عزیزان به شمار نمی ره! باید به بیابون تبدیل بشه.

البته جای خوشحالی داره که از انتخابات بعدی یکی از شرایط کاندیداهای مجلس داشتن مدرک کارشناسی ارشده که دیگه نماینده های کوتاه فکری تو صندلی مجلس لم ندند و آروق بزنند( البته می دونم که کوته فکری زیاد هم ربطی به سواد نداره ولی خوب...) از طرف دیگه یعنی چی که یه کم پول به کشاورزا بدید که بی خیال کار کشاورزی بشند؟ یعنی مهاجرت کنند بیان تو شهر؟ این بود جلوگیری از مهاجرت روستاییان به شهر ها؟

3-                نکته بعدی انعکاس چند ثانیه ای این خبر از سوی صدا و سیما بود که طوری خبر رو تو 20:30 گفتند که انگار...

4-                مسئله آخر اینکه نماینده ها با این مخالفتشون, باید سال های سال جوابگوی کسانی باشند که روزی به این دریاچه قدم می ذارند و می شنوند که این جا یه روزی دریاچه بوده؛ سال های سال باید به سرمایه از دست رفته مملکت جوابگو باشند.

...............................................................................................

دوستان حتماً توجه دارند که به هیچ وجه این مطلب از روی عرق آذری بودنم نوشته نشده, البته من زبانم رو دوست دارم ولی سرمایه ملی برام مهم تره.

..............................

شب های قدر سخت محتاج دعا هستم, اگر دلی شکست, اشکی جاری شد, خیلی نامردید اگه دعام نکنید!

.............................

یا حق

 

 

.....................................

با چد مطلب تو وبلاگم به روزم. اگه تشریف بیاریداینجا ممنون می شم.

یا حق


 
 
مسافر...
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩٠
 

به قصد " کــــــربـــــــــلا " عشاق بر بستند محمل ها...

........................

حسب وظیفه، دعاگوی ارادتمندان ساحت مقدس حضرت ارباب(علیه السلام) خواهم بود، ان شاءالله.


 
 
قفسی در باغ
نویسنده : رضا دهقانی - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩٠
 

تماشاچیان هنوز نشسته اند؛ درست همان جا؛ ولی من صحنه را سال هاست ترک کرده ام ... گریخته ام. آخرین باری که افتادم روی خاک دیگر بر نخواستم. تو مدام صدایم می کنی که بیایم جلو... که این صحنه را  تمام کنم؛ ولی من...

رمضان که می شود صدایت را بلند می کنی؛ بلند و بلند تر. من بیشتر و بیشتر پشت پرده پنهان می شوم. تو هر رمضان قفسم را می گذاری در بهشت تا هوس کنم؛ ولی من... چرا رهایم نمی کنی؟ می خواهم بچرم؟...

من هیچ مولای کریمی را بر بنده زشتکارش صبورتر از تو بر خودم ندیده ام!

( فَلَم أرَ مَولیً کَریِماً أصبِرُ عَلیَ عبدٍ لَئیمٍ مِنک)

برگرفته از کتاب "خدا خانه دارد"

 

............................................................................

برای هم دعا کنیم

............................................................................

مردم سومالی هم از یادمون نره 

سومالی: نماد ناکار آمدی سیستم سر مایه داری

به امید حکومت اسلام بر تمام دنیا

..........................................................................

تصمیم گرفتم هر از گاهی وبگاه متروکه رو به روز کنم. الان هم به روزیم اگه خدا قبول کنه.

منور می کنید

 


 
 
ای دریغا رازداران یاد باد ...
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٠
 

 

باید که نشسته دست بر سر بزنم

وقتی نتوانم به شما سر بزنم

گفتم چو خیال می توانستم کاش

من هم به هوای دوستان پر بزنم

یا همچو نسیم رفته یک ساعت بعد

پشت سر دوست مشت بر در بزنم

افسوس که بیش، پیشِ دلِ خویش

حرفی نشد از فراق دلبر بزنم

شرمنده بغضتان که نتوانستم

با ناخوشیم نوای خوشتر بزنم

حالا که هلال رویتان پیشم نیست

خوب است کمی به آسمان سر بزنم

 

مسلم سلیمانی

"بی نام"

 


 
 
سلام بر ماه خدا
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ امرداد ۱۳٩٠
 

همه ما، در روابط بین خودمان، معمولا از کسانی که فقط موقع سختیها و گرفتاریها سراغ ما می آیند یا اینکه زمانهای خاصی مثل ضمانت وام و .... یادمان میکنند، تصویر خوبی در ذهن نداریم. این یعنی توقع داریم همانطور که در سختیهای آشنایانمان شریکیم ، در شادی هایشان نیز سهیم باشیم. نه بخاطر اینکه نفعی ببریم بلکه فقط بخاطر اینکه به خودمان بقبولانیم که دوستی بین ما ریشه دار و محکم است و به چشم ابزار به یکدیگر نگاه نمیکنیم.

 اما عجب مخلوق نا رفیقی است این انسان!

 زمان سختیها و مصائب با تضرع و ناله سر به سجده میگذاریم و حاجت طلب میکنیم، اما به محض وصول مطلوب، خدا را فراموش میکنیم تا حاجت بعدی! این حکم ارتباط خیلی از ما با خدای خودمان است.

 «و اذا مَسَّ الانسان الضُرُّ دعانا لِجَنبه أوقاعِداً اَوقائماً فلمّا کشفنا عنه ضُرَّه مرَّ کَأن لم یدعُنا إلی ضُرٍ مَسَّه، کذلک زُیّنَ للمسرفین ما کانوا یعملون». یونس 12

 "هرگاه آدمی به رنج و زیانی در افتد همان لحظه بهر حالت باشد از نشسته و خفته و ایستاده، فوراً ما را به دعا می‌خواند. آنگاه که رنج و زیانش برطرف شود باز بحال غفلت و غرور چنان باز می‌گردد که گوئی هیچ ما را برای دفع ضرر و رنج خود نخوانده،‌همین کفران و غفلت است که اعمال زشت تبه‌کاران را در نظرشان زیبا نموده است."

 البته فراموش نکنیم که گذشته و حال و آینده ما به دست همین قادر مقتدر بوده و هست و خواهد بود، پس حتی در پائین ترین و منفعت محور ترین حالت نیز باید این رابطه را حفظ کرد چه رسد به ایجاد رابطه عرفانی و ذوب شدن در آتش عشق خالق.

 ماه رمضان دیگری هم از راه رسید و ما همانیم که بودیم.....

 به این می اندیشم که حقیقتا موقع زمزمه ادعیه ماه مبارک و لحظه شیرین " یا رب " گفتن، چگونه با خدای خود نجوا کنم؟ به خدا بگویم که چه به محضرت آورده ام؟قلب و ذهن و نیت و چشم و گوش و سالم؟؟ دستانی که برای خدا حرکت کرده اند یا پاهایی که جز برای رضای او گام برنداشته اند؟؟

 با این کارنامه، مردود مطلق هستم. اما چشم امیدم به پروردگاری است که رحمان است و رحیم و لطیف است و کریم.

 یا اسمع السامعین                                                                        

 یاابصرالناظرین                                                                                               

 یا ملجأ کل مطرود

 یا من عذابه عدل.....

*********************************

* اللهم رب شهر رمضان...

** خوب است که در لحظات آسمانی ماه مبارک، از دعای خیر برای یکدیگر مضایقه نکنیم!

*** حرفی تازه تر از گذشته نیافتم.یکسال از این گفته ها گذشت و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم!!

**** "شاید" این رمضان، با "ذکر مستجابش"اعجاز" کند، اگر...

***** اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعا.