Redirect Code

Page has moved

Redirector Code

دانشجویان رشته ادبیات عرب دانشگاه تهران ورودی 1387

کاش "زهرا" هم زیارتگاه داشت...
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٠
 

«کاش از قلبم به قلبش راه داشت»

کـــاش زهــــــرا هم زیارتگاه داشت

کـاش از شوقــــم چــــنان مرغ سحر

مــــی‌زدم گــــرد مــــزارش بـــال و پـر

می‌پــــریــــدم تـــا کــنـــار تــربــتـش

مـــی‌شنیدم نــاله‌هـــای غربـــــتـش

************

حسرت عجیبی ست. نمیدانم که در " مسجدالنبی(ص)" و یا در "بقیع" زیارت کردم مادر سادات را. پنهان بودن مزار ریحانه النبی، تا قیامت سند غربت شیعه خواهد بود.

تمام مسجد پیامبر را گشتم. نام و نشانی از"فاطمه" ندیدم. این غربت دل سنگ را هم آب میکند.

برای این پست، چند بار شعر را عوض کردم. جرئت ندارم که بیشتر از این حرفی بزنم.

التماس دعا

یا علی مدد


 
 
دانلود فرهنگ تصویری دو زبانه عربی-فارسی
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٠
 

یک فرهنگ لغت تصویری دو زبانه. واژه های موجود در این فرهنگ لغت بر اساس موضوع طبقه بندی شده اند. از میان موضوعات موجود در این کتاب می توان به وبلاگ دانشجویان ورودی 1387 ادبیات عربموضوعات زیر اشاره کرد:
انواع ابزارها، اعداد،اعضای بدن انسان، انواع پرندگان، لوازم پزشکی،افراد خانواده، بخشهای مختلف خانه، سبزیجات، رنگها، مشاغل، گل و گیاه، مکانها، میوه ها، وسایل آشپزخانه، حیوانات و...
جمعا حدود 800 لغت پرکاربرد عربی با معادل فارسی و تصویر هر کدام از آنها.
کتاب در سه بخش و فرمت آن پی دی اف است.
برای دانلود از لینک های زیر استفاده کنید.

 

بخش اول کتاب : 5.12 MB

بخش دوم کتاب : 6.92 MB

بخش سوم کتاب : 6.95 MB

 

 


 
 
یا ولدی، نم عندما تنام !!
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٠
 

 

وقفت بین یدی مفسر الأحلام
قلت له: یاسیدی رأیت فی المنام
أنی أعیش کالبشر
وأن من حولی بشر
وأن صوتی بفمی
وفی یدی الطعام
وأننی أمشی ولا یتبع من خلفی أثر!
فصاح بی مرتعدا: یا ولدی حرام...
لقد هزئت بالقَدر!
یا ولدی، نم عندما تنام !!!

 

احمد مطر



 
 
جبران خلیل جبران
نویسنده : آق جابر - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٠
 

 

جبران خلیل جبران شاعر ، نقاش، نویسنده و متفکر لبنانی که در عمر کوتاه 48 ساله ( 1883 تا 1931 ) خویش راز های بسیاری را با آینده گان در میان گذاشت باز گویم و بدین شکل یادش را گرامی دارم.

زجر کشیده ! تو آنگاه به کمال رسیده ای که بیداری در خطاب و سخن گفتنت جلوه کند . جبران خلیل جبران

چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در قلب من است ، شایسته تر آن که گفته آید : من در قلب خداوندم. جبران خلیل جبران

هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند . جبران خلیل جبران

و کدامین ثروت است که محفوظ بدارید تا ابد؟
آنچه امروز شما راست ، یک روز به دیگری سپرده شود.
پس امروز به دست خویش عطا کنید ، باشد که شهد گوارای سخاوت ، نصیب شما گردد ، نه مرده ریگی وارثانتان. جبران خلیل جبران

چشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است ، روزی قد خواهد کشید و فوران خواهد کرد و با ترنم و نغمه راه دریا را درپیش خواهد گرفت . جبران خلیل جبران

این کودکان فرزندان شما نی اند ، آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند. جبران خلیل جبران

 


 
 
زنگ انشا
نویسنده : خاتون - ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٠
 

 

صبح یک روز سرد پائیزی روزی از روز های اول سال
بچه ها در کلاس جنگل سبز جمع بودند دور هم خوشحال


بچه ها غرق گفتگو بودند بازهم در کلاس غوغا بود
هریکی برگ کوچکی در دست! باز انگار زنگ انشاءبود

تا معلم ز گرد راه رسید گفت با چهره ای پر از خنده
باز موضوع تازه ای داریم آرزوی شما در آینده

شبنم از رو برگ گل برخواست گفت میخواهم آفتاب شوم
ذره ذره به آسمان بروم ابر باشم دوباره آب شوم

دانه آرام بر زمین غلتید رفت و انشای کوچکش را خواند
گفت باغی بزرگ خواهم شد تا ابد سبز سبز خواهم ماند

غنچه هم گفت گرچه دل تنگم مثل لبخند باز خواهم شد
با نسیم بهار و بلبل باغ گرم راز و نیاز خواهم شد

جوجه گنجشک گفت میخواهم فارغ از سنگ بچه ها باشم
روی هر شاخه جیک جیک کنم در دل آسمان رها باشم

جوجه کوچک پرستو گفت: کاش با باد رهسپار شوم
تا افق های دور کوچ کنم باز پیغمبر بهار شوم

جوجه های کبوتران گفتند: کاش میشد کنار هم باشیم

زنگ تفریح را که زنجره زد باز هم در کلاس غوغا شد
هریک از بچه ها بسویی رفت ومعلم دوباره تنها شد

با خودش زیر لب چنین میگفت: آرزوهایتان چه رنگین است
کاش روزی به کام خود برسید! بچه ها آرزوی من اینست

زنده یاد قیصرامین پور


 
 
اگر دیگران نبودند....
نویسنده : خاتون - ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٠
 

برای این که بدانیم اگر دیگران نبودند چه می شد خوب است کمی به خودمان بیاندیشیم.

راستی ،

اگر قرار بود تنها خودمان را ببینیم، چرا چشم های ما را رو به بیرون باز کردند ؟

اگر قرار بود تنها خودمان را در آغوش بگیریم، دست های ما را طوری درست می کردند که فقط دست دوستی در دست خودمان بگذاریم و دست های ما را آن قدر بلند نمی ساختند که بتوانیم هر که را دوست داریم در آغوش بگیریم.

آیا دیده اید که کسی دست در گردن خودش بیندازد؟مگر دست شکسته ای که وبال گردن است!

اگر قرار نبود دل ما برای کسی تنگ شود ؛دل ما را آنقدر باز و بزرگ نمی ساختند که همه ی مردم جهان در آن جا بگیرند و باز هم جای خالی داشته باشد.

راستی،

آیا شنیده اید که دلی برای خودش تنگ شود؟

اگر قرار بود تنها برای غم های خودمان گریه کنیم، چند قطره اشک کافی بود ودیگر این همه کیسه های اشکی ما را پر نمی کردند.

اگر قرار بود هر کس تنها نام خودش را صدا کند، سلام و خداحافظی در میان نبود .

هیچ کس انتظار کسی را نمی کشید .انتظاری هم اگر بود به سر نمی آمد.

هیچ دری به روی هیچ کسی باز نمی شد .

مهمان و مهمانی نبود و اگر هم بود میزبانی نبود.

صندلی ها رو به روی هم دور یک میز جمع نمی شدند و نیمکت پارک ها یک نفره بود.

آیا دیده اید کسی هنگام ورود به خانه به خودش تعارف کند یا پیش پای خودش به احترام بلند شود؟

آیا هیچ انگشت اشاره ای، دسته ی پرندگان مهاجر را در آسمان به خودش نشان می دهد ؟

آیا هیچ کس با خودش عکس دسته جمعی به یادگار میگیرد؟

اگر دیگران نبودند ؛هیچ کس شعر نمی سرود و قصه نمی گفت.

کلمات زیبایی مانند دوستی مهربانی ،فداکاری ، ایثار،یاری،هدیه و... از لغت نامه ها پاک میشد.

مخصوصا کلماتی که با "هم"شروع می شوند مثل هم درس،همدم،هماهنگ،همسر،هم درد،همدل،هم نشین،هم راز،هم رنگ،هم سفره و...

اگر بخواهیم همه ی "هم"های عالم را بگذارم و بشمارم ،انگشت ها ی دست و پایم هم کم است و به چند همکار و همراه نیاز دارم.

اگر دیگران نبودند ،بازی وهمبازی نبود،بازی هم اگر بود ،بازنده و برنده نبود.

اگر دیگران نبودند،هر کس برای خودش در غاری تنها یا جنگلی دور زندگی می کرد و هیچ کس به ملاقات دیگری نمی رفت اما تنهایی هم وقتی معنا دارد که دیگرانی باشند تا بتوانیم با دور شدن از آنها معنای تنهایی را بفهمیم.

اگر دیگران نبودند،باید سر در گوش خود می گذاشیتم و درگوشی با خود پچ پچ می کردیم اما با کدام زبان  نمی دانم!

می دانم که ممکن است به این حرف ها ی عجیب و غریب واین خیال های محال بخندید و بگویید این حرف ها را حتی حیوانات هم می دانند.

مورچه ها و موریانه ها و زنبور ها هم می دانند که باید با هم دیگر باشند،

 ولی اگر ما این ها را می دانیم چرا گاهی دیگران را نمی بینیم ؟

نمی گویم که آدم نباید خودش را ببیند بلکه می گویم اتفاقا آدم باید خوب خودش را ببیند

 ولی

 خود را با دیگران ببیند و با دیگران بخواهد

 تا

 هم خودش را و هم دیگران را خوب بشناسد.

قیصر امین پور  


 
 
سایتی درباره اعجاز علمی در قرآن کریم
نویسنده : عبد الحسین ( سیدالشهداء ) - ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩٠
 

این روزها این موضوع واقعا رونق بسیاری پیدا کرده است ؛ منظورم کشف معجزات علمی در قرآن کریم، کتاب آسمانی آخرین پیامبر است.

در این زمینه یک سایتی دیدم که به چندین زبان این موضوع رو بررسی کرده و البته تمامی موضوعاتی که در این سایت هست با توجه به علم محدود انسان مستقیما به این موضوع مربوط نیست، اما مطمئنا این سایت که زبان اصلی آن عربی است و به فارسی نیز مقاله دارد، منبعی مهم برای افرادی است که به این موضوع علاقه دارند.

به دوستان کلاس توصیه می کنم سعی کنند بیشتر در قسمت عربی سایت باشند که تو عربیمون هم تأثیر داشته باشه!

این هم آدرسش:


http://www.kaheel7.com

 

( «کحیل» فامیلی صاحاب سایته)


 
 
مرحبا بالربیع...
نویسنده : امین - ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ فروردین ۱۳٩٠
 

مَرْحَبًا    بِالرَّبِیعِ    فِی     رَیْعَانِهِ        وَبِأَنْوَارِهِ       وَطِیبِ    زَمَانِهْ
زُفَّتِ  الأَرْضُ  فِی  مَوَاکِبِ  آزَا        رَ  وَشَبَّ  الزَّمَانُ  فِی  مِهْرَجَانِهْ
نَزَلَ السَّهْلَ ضَاحِکَ الْبِشْرِ یَمْشِی        فِیهِ   مَشْیَ   الأَمِیرِ   فِی   بُسْتَانِهْ
عَادَ    حَلْیًا    بِرَاحَتَیْهِ     وَوَشْیًا        طُولَ   أَنْهَارِهِ،   وَعُرْضَ   جِنَانِهْ
لَفَّ  فِی   طَیْلَسَانِهِ   طُرَرَ   الأَرْ        ضِ  فَطَابَ  الأَدِیمُ  مِنْ  طَیْلَسَانِهْ
سَاحِر    فِتْنَةِ     العُیُونِ     مُبِینُ        فَصَّلَ  الْمَاءَ  فِی   الرُّبَا   بِجُمَانِهْ
عَبْقَرِیُّ الْخَیَالُ، زَادَ  عَلَى  الطَّیْـ        ـفِ،   وَأَرْبِى   عَلَیْهِ   فِی   أَلْوَانِهْ
صِبْغَةُ   اللهِ؛   أَیْنَ   مِنْهَا   رَفَائِیـ        ـل،   ومِنْقَاشُهُ    وَسِحْرُ    بَنَانِهْ؟
رَنَّمَ   الرَّوْضَ   جَدْوَلاً   وَنَسِیمًا        وَتَلا   طَیْرَ   أَیْکِهِ   غُصْنُ    بَانِهْ
وَشَدَتْ فِی الرُّبَا الرَّیَاحِینُ هَمْسَا        کتَغَنِّی   الطَّرُوبِ   فِی   وِجْدَانِهْ
کُلُّ   رَیْحَانَةٍ   بِلَحْنٍ؛    کَعُرْسٍ        أُلِّفَتْ     لِلْغِنَاءِ     شَتَّى     قِیَانِهْ
نِعَمٌ فِی  السَّمَاءِ  وَالأَرْضِ  شَتَّى        مِنْ  مَعَانِی  الرَّبِیعِ،   أَوْ   أَلْحَانِهْ