Redirect Code

Page has moved

Redirector Code

دانشجویان رشته ادبیات عرب دانشگاه تهران ورودی 1387

دستم گیرید!
نویسنده : خاتون - ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸٩
 

 

 

تقویمهای رو میزی!

             ساعتهای دیواری!

                          سریعتر می روید،

                                      از روزهای بی یاری.

هنوز این شب طولانی،

             نشده است، روزی نورانی،

                            چگونه صبحی نو نشانم می دهید؟

چیست در آینده؟

              ذره ای خنده؟

                                با یاری دلبرنده؟

چه دیده اید؟

      اینچنین شتابان می دوید.

                              دستم گیرید،

                                    با خود ببرید.


 
 
 
نویسنده : رضا دهقانی - ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸٩
 

سلام به همه ی همکلاسی ها. تو وبلاگ جدید با پست جدید به روزم.

این جدای از وبلاگ قبلیه. از این جا وارد شوید


 
 
رمضان
نویسنده : خاتون - ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٩
 

در قر آن کریم از ماههای سال قمری، جز ماه رمضان، نام هیچ ماه دیگری نیامده است و این یکی از فضایل و امتیازات این ماه است. اجزای زمان و مکان، از نظر معنوی هیچ تفاوتی در ذات با یکدیگر ندارد، اما گاه به واسطه اموری،  چون یک مکان نظیر کعبه یا مساجد معین، یا یک زمان همچون ماه رمضان و بویژه لیله القدر، ارزش، اعتبار و اهمیت پیدا می کند و مبارک می گردد. درمیان ماهها، ماه رمضان،  شهر الله و ماه خداست، زمانی است که برای عبادت تعیین شده، مردم همه در آن عبادت می کنند و زمینه رشد و تکامل معنوی و تربیت استعداها و سیر و سلوک و تخلق به اخلاق عالی دراین ماه بیشتر فراهم است. درهای آسمانها به روی انسانها باز است. در این ماه، زمینه برقراری ارتباط بین زمین و آسمان فراهم می شود. در کلمات معصومین (ع)بارها ماه رمضان،  شهر الله نامیده شده است. مطابق نقل امام صادق(ع)، پیامبر گرامی اسلام فرمودند: ماه رمضان ماه خداست، ماهی است که در آن حسنات و کارهای خوب را چند برابر ثواب دهند.


مفهوم اصطلاحی
کلمه رمضان، خود اسمی از اسما» الهی است و گفته شده که نباید به تنهایی و بدون کلمه شهر که به معنای ماه است، ذکر شود. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است. می گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد. انتخاب چنین واژه ای براستی از دقت نظر و لطافت  خاصی برخوردار است، چرا که سخن از گداخته شدن است و شاید به تعبیری دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بی امانش، زیرا که رمضان ماه تحمل شدائد و عطش است، عطشی ناشی از آفتاب سوزان یا گرمای شدید روزهای طولانی تابستان و عطش دیگر حاصل از نفس سرکشی که پیوسته می گدازد و سوزشش براستی جبران ناپذیر است. در مقایسه این دو سوزش، دقیقا رابطه عکس برقرار است، بدین مفهوم که نفس سرکش با چشیدن آب تشنه تر می گردد و هرگز به یک جرعه بسنده نمی کند و پیوسته، آدمی را در تلاش خستگی ناپذیر جهت ارضا» تمایلات خود وا می دارد. رسول خدا(ص)، در خطبه شعبانیه خود، درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا، ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است، ماهی که نزد خداوند بهترین ماه ها است، روزهایش بهترین روزها، شب هایش بهترین شب ها و ساعاتش بهترین ساعات است، چرا که در آن، به میهمانی خداوند فرا خوانده شده اید و از جمله  اهل کرامت قرار گرفته اید. در این ماه، نفس های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است. پس با نیتی درست و دلی پاکیزه،  پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.» آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزه داران را برشمرد و از صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان، چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت.


معنی ماه مبارک
یکی از اوصاف ماه رمضان که در برخی از روایات و ادعیه بدان تصریح شده است، صفت «مبارک» است. رسول خدا (ص) فرمود: ماه رمضان به سوی شما آمد، ماه مبارک، ماهی که خداوند روزه اش را بر شما واجب کرده است. از امام علی (ع) روایت شده که فرمود: روزی رسول خدا (ص) چنین فرمود: مردم، ماه خدا، همراه با برکت و رحمت و مغفرت به شما روی آورده است. علمای لغت واژه «برکت» را به فزونی و رشد، همراه با ثبات و دوام معنی کرده اند. راغب اصفهانی نیز آن را به معنای ثبوت و استقرار خیر الهی در چیزی می داند، چنانچه برکه، چیزی شبیه حوض، به جایی که آب در آن مجتمع و مستقر می گردد، گفته می شود.اما مبارک، به آنچه که در آن خیر فراوان وجود دارد و از او بروز و صدور می یابد اطلاق می گردد.
راز مبارکی ماه رمضان
بی تردید مبارکی و نامبارکی و سودمندی و زیان باری هرچیزی که به انسان منتسب می شود, با حیات آدمی و ابعاد وجودی او رابطه ای تنگاتنگ و گسست ناپذیر داشته و با مصالح و مفاسد حیات و جنبه های مختلف وجود او ارتباط کامل دارد. به همین علت, برای پی بردن به «مبارکی» ماه رمضان و برکت زایی آن برای انسان،توجه و تامل در نکات زیر ضروری است:
الف-حقیقت حیات و گوهر وجود انسان: روشن است که آدمی علاوه بر جنبه های مادی و زندگی حیوانی، از جنبه های معنوی و زندگی انسانی نیز برخوردار است که این جنبه معنوی و انسانی در پرتو اعطای وجودی برتر به او بخشیده شده است،«ثم انشاناه خلقا آخر فتبارک الله احسن الخالقین.» این وجود برتر و حقیقت فراتر که اساس هستی و گوهر حیات انسان را تشکیل می دهد همان روح آدمی و جان انسانی است که دیگر موجودات از آن بهره ای ندارند،
 ب-نیازمندی ها وموجبات حیات انسانی: همان گونه که برای حیات حیوانی و جنبه  مادی وجود انسان، نیازمندی ها و خواسته هایی متناسب با آن وجود دارد و در صورت تامین نشدن و پاسخ ندادن به آنها، حفظ و بقای آن ناممکن می شود برای حیات انسانی و معنوی نیز نیازها و تمایلاتی وجود دارد که حفظ و بقای آن، تنها در پرتو تامین و برآورده کردن آنها امکان پذیر خواهد بود. پیداست که نیازمندی ها و خواسته های این دو جنبه ی وجود و دو بعد حیات انسانی، متناسب با تفاوت و اختلاف آنها متفاوت و مختلف خواهد بود; تغذیه،رشد و بالندگی و نشاط بعد حیوانی و جنبه  مادی انسان، به امور مادی و تامین خواسته های حیوانی وابسته است، شادابی و پرورش بعد انسانی و جنبه معنوی و روحی انسان موجبات و نیازمندی های دیگری وجود دارد.

هدف و نقش ماه رمضان
برای پرورش و رشد و بالندگی روح و تامین خواسته های آن باید به سراغ اموری غیر از عوامل تامین کننده نیازهای جسم، شتافت. هدف اساسی و نتیجه نهایی و دستاورد اصلی روزه، که برجسته ترین وظیفه  مسلمان در ماه مبارک رمضان است،تقو ا ست. خداوند در قرآن می فرماید:«یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون.» ای کسانی که ایمان آورده اید، روزه بر شما نوشته شده; آن گونه که بر آنها که پیش از شما بودند نوشته شد، تا پرهیزکار باشید. «علی دژاکام»، مدیر پژوهشهای بنیادین معاونت پژوهشی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه، درگفتگو با ایکنا، می گوید: روزه در لغت، عبارتست از امساک و خودداری و کف خود باز داشتن و پرهیز کردن است ولی از دیدگاه دین، روزه عبارت است از امساک و خودداری ویژه، با کیفیت ویژه و در زمان ویژه از سوی کسی که دارای حالت و صفت ویژه است.روزه در قرآن با کلمه صوم عنوان شده است و «صیام» آنجا به کار می رود که آدمی با نیت روزه از مبطلات آن پرهیز کند. او در پاسخ به این سوال که آیا در سایر ادیان الهی،مقولهای با عنوان روزه وجود دارد یا نه، می گوید:بله، روزه در سایر ادیان الهی نیز وجود داشته است، چراکه عبادت دیرینی است که پیدایش آن را می توان با حضور آدم (ع) در زمین و پس از خروج وی از بهشت، مقرون دانست. آری امتهای پیشین روزه می داشتند ولی در غیر ماه مبارک رمضان و فقط انبیا» در این ماه روزه می گرفتند، لکن خدا بر آحاد مسلمین تفضل کرد و آنان را در ردیف انبیای پیشین قرار داد و روزه در ماه مبارک را برای آنان منظور فرمود. موسی کلیم در مناجات خود از درگاه الهی پرسید: آیا کسی را همانند من گرامی داشته ای؟ ندا رسید:من بندگانی در آخر الزمان را دارم که آنان را از طریق ماه رمضان گرامی داشتم. ایشان در پاسخ به این سوال که چرا قرآن بر 30 روز کامل روزه داشتن، تاکید کرده است می گوید: این سوال را یکی از یهودیان مدینه در محضر پیامبر اسلام مطرح کرد. آن حضرت فرمود: اثر غذایی که آدم و حوا خوردند و 30 روز در آنها باقی مانده بود. البته سی روز بودن روزه، بیشتر جنبه تعبدی دارد تا یک امر علمی و تحقیقی. در باب درک فضائل ماه مبارک رمضان، تاملی در اقوال به یادگار مانده از ائمه اطهار(س)، خود کفایت می کند. پیامبر اکرم(ص)، در این باره می فرمایند:درهای آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده می شوند و تا آخرین شب بسته نمی شوند. ایشان همچنین می فرمایند، هنگامی که هلال ماه رمضان پدیدار گردد، درهای دوزخ بسته شود. امام باقر (ع) فرماید: برای هر چیزی بهاری است و بهار قرآن ماه رمضان است. امام رضا (ع) می فرماید: کسی که در ماه رمضان آیه ای از کتاب خدا را بخواند،مانند کسی است که در دیگر ماه ها تمام قرآن را خوانده باشد.


 
 
رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا
نویسنده : منتظر المهدی(عجل الله) - ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸٩
 

رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا

مستعد سفـــر شهر خدا کرد مرا

از گلستان کرم طرفه نسیـمی بوزید

که سراپای پر از عطر و صفا کرد مرا

نازم آن دوست که با لطف سلیمانی خویش

پــــله از سلسـله دیـــو دعــا کـــــرد مـــرا

فیض روحالقدسم کرد رها از ظلمات

همرهـی تا به لـب آب بقـا کرد مـرا

من نبودم بجز از جاهل گم کرده رهی

لایـــق مکتب فخــر النجبا کـــرد مـــرا

در شگفتم ز کرامات و خطاپوشی او

من خطا کردم و او مهر و وفا کرد مرا

دست از دامن این پیک مبـارک نکشم

که به مهمانی آن دوست ندا کرد مرا

زین دعاهاست که با این همه بیبرگی و ضعف

در گلـستــــان ادب نـغمـــه ســرا کــــرد مـــرا

هر سر مویــم اگـر شـکر کند تـا به ابــد

کم بود زین همه فیضی که عطا کرد مرا

______

 بنده را هم لایق دعای خیرتان بدانید!

یا حق


 
 
 
نویسنده : امین - ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٩
 

پیش به سوی مرد سالاری منطقی

این ، عنوان سلسله مقالات دوست بسیار عزیزم آقای احسان رادمند هست که شما رو از طریق لینکی که ارائه می شود، به خوندنش دعوت میکنم. فقط قبل از مطالعه:

ظاهربین نباشین و طوری نباشه که صرفا به خاطر عنوان مقاله از خوندنش اجتناب کنین

من تمام قسمتهای مقاله رو به دقت خوندم(چه قسمتهایی که تقدیم شما شده و چه قسمتهایی که هنوز تقدیم حضور نکردم) در هیچ کدوم از قسمتها از مردان یا زنان جانبداری نشده و همونطور که عنوان مقاله ایجاب میکنه یه زندگی زناشویی منطقی و راهکارهای دستیابی به اون ارائه شده

در قسمت های اولیه مقاله می تونین با مفاهیمی که در طول قسمتهای بعدی مقالات زیاد استفاده میشه( از قبیل همین واژه مرد سالاری که الان بار منفی در ذهن عموم داره) آشنا بشین. 

نویسنده مقالات با این امید مقالاتش رو برای انتشار در وبلاگ در اختیار من گذاشت که دیدگاه های مختلف رو نسبت به مسائلی که در مقالش آورده، بفهمه لذا ازتون خواهش میکنم بعد از خوندن مقالات حتما نظراتتون رو مطرح کنین.

از اونجایی که الان درصد بالایی از جوانها درسن ازدواج هستند و با توجه به اینکه آمار طلاق به شدت بالاست لذا ارائه این سلسله مقالات در این برهه از زمان لازم هست بنابر این شما هم اگه این مقالات رو بخونین منافعش به زودی عائدتون میشه همونطور که توی زندگی من خیلی موثر و مفید بود(درسته که من مجرد هستم ولی بسیاری از راهکارهاش برای پیشبرد زندگی مجرد ها هم قابل تعمیم هست)

نکته جالب اینکه: در نظر سنجی که در یه موسسه تحقیقاتی نسبت به این مقالات انجام شد بیشترین طرفداران این مقاله رو زنان تشکیل میدادن!!

در آخر عرایضم:

انتقادات و پیشنهادات شماست که نویسنده ها رو هرچه بیشتر تشویق به نوشتن میکنه پس تشویق های خودتون رو دریغ نفرمائین.

لینک زیر شما رو به این سلسله مقالات رهنمون میشود         

                               پیش به سوی مرد سالاری منطقی!!!

 

 

 


 
 
بیاد مرحوم مهدی سهیلی
نویسنده : امین - ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸٩
 


امروز سالگرد درگذشت شاعر و ادیب معاصر، آقای مهدی سهیلی بود. در

طول چند سطر نسبتا کوتاه اشاره ای به زندگی پربار آن مرحوم خواهیم

داشت(هرچند که غیر ممکنه) و در ادامه مطلب شعر معروف اشک مهتاب

ایشان ارائه می شود. با اینکه دوستان به این نکته اشاره داشتند که وبلاگ رو

تبدیل به " تقویمی برای بیان مناسبت ها " نکنیم !!

ایشون متولد هفتم تیر ماه هزارو سیصد و هفت بودند و سالها به نمایشنامه

نویسی و اجرای برنامه های مختلف در رادیو اشتغال داشتند.

اولین مجموعه شعری ایشان با عنوان اشک مهتاب در فروردین ماه 1347 در

تهران منتشر گشت و در سال 1957 میلادی تعدادی از آثارشان در موسکو به

چاپ رسید ودر نهایت درسال 1366 در گذشتند.

در زیر به برخی از مهمترین آثارشان اشاره میکنیم:

لحظه ها و صحنه ها، باغ هایی از نور، کاروانی از شعر، هزار خوشه عقیق،

بوی بهار می دهد، اولین غم و آخرین نگاه، گنجواره سهیلی و...




 
 
افراد خود ساخته چه خصوصیاتی دارند ؟
نویسنده : خاتون - ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٩
 
  

در اینجا 16 خصوصیت از افراد خودساخته را برایتان عنوان می‌کنیم. فرد خودساخته اینجا به معنی فردی است که درصدد واقعیت دادن به توانایی‌های خود است. بعد از اینکه تک‌تک این خصوصیات را به دقت مطالعه کردید، به نسبت میزان نزدیکی که به هر یک از خصوصیات دارید، به خود نمره 1 تا 10 بدهید. نتیجه‌ای که به دست می‌آورید نمایش شهودی نقاط ضعف و قدرت شما در حرکت به سمت به واقعیت کشاندن توانایی‌های فردیتان است. وقت بگذارید و به این فکر کنید که واقعاً چرا در برخی خصوصیات قوی‌تر از بقیه هستید. چه چیز باعث شده که برای فلان خصوصیت نمره بالایی بگیرید؟ برای اینکه نمره هر خصوصیت را در خودتان بالاتر ببرید، چه باید بکنید؟ بالاترین نمره‌ای که می‌توانید به دست آورید 160 است. شما چقدر به این عدد نزدیک هستید؟
1. فرد خودساخته درک کارامدتری از واقعیت دارد و با آن احساس راحتی بیشتری می‌کند. او قادر است خوب و بد و بالا و پایین‌ها را بپذیرد و تفاوت آنرا تشخیص دهد.

2. پذیرش خود، دیگران و طبیعت. فرد خودساخته واقعیت را همانطور که هست می‌بیند و مسئولیت آنرا نیز به گردن می‌گیرد.

3. فرد خودساخته در کارهای خود سادگی، طبیعیت و فوریت دارد. به عبارت دیگر، این افراد آنطور که دیگران تصور می‌کنند، معلق نیستند. او قادر است هر کاری را که به نظرش خوب و طبیعی می‌رسد انجام دهد و دلیلش هم خیلی ساده است: چون احساس خوبی نسبت به آن کار دارد. سعی نمی‌کند دیگران را آزار دهد، و برای خوبی‌ها ارزش و احترام قائل است.

4. مشکل محوری. فرد خودساخته کسی است که شدیداً روی مشکلات خارج از خودش تمرکز می‌کند. او درگیر مشکلات دیگران و مشکات جامعه است و برای تسهیل آن مشکلات تلاش می‌کند.

5. جدایی و نیاز به حریم خصوصی. با وجود همه دغدغه‌های او برای جامعه، فرد خودساخته نیاز دارد با خود تنها باشد. او از زمان‌هایی که به تنهایی غرق در تفکر و تعمق می‌شود، لذت می‌برد و دوست ندارد همیشه مردم در اطرافش باشند. فقط با چند نفر از نزدیکان است و لزومی هم نمی‌بیند که همیشه با آنها در ارتباط باشد. حضور آنها به تنهایی کافی است.

6. خودمختاری، استقلال از فرهنگ و محیط. فرد خودساخته قادر است به تنهایی تصمیم بگیرد و به تنهایی کارهایش را انجام دهد. او به خودش اطمینان و اعتماد کامل دارد.

7. طراوت همیشگی. فرد خودساخته از ساده‌ترین و طبیعی‌ترین چیزها احساس لذت می‌کند. غروب آفتاب همیشه برای او زیباست به همین‌خاطر همیشه به تماشای آن می‌رود. هنوز هم از انجام بازی‌های دوران کودکی خود لذت می‌برد.

8. تجربه عارفانه، عالی‌ترین تجربه. فرد خودساخته همیشه تجربیاتی دارد که باعث می‌شود احساس شناور بودن به آنها دست دهد. خود را هماهنگ با دنیای اطرافشان می‌بینند و تصور می‌کنند که در یک برهه از زمان بخشی از واقعیتی متفاوت هستند.

9. حس همبستگی. فرد خودساخته نسبت به همه مردم احساس دارد. از آدم‌هایی که در اطرافشان وجود دارد آگاهند و نسبت به آنها حساسند.

10. ارتباطات میان فردی. فرد خود‌ساخته ارتباطات میان فردی عمیق‌تر و شدیدتری نسبت به سایر افراد بزرگسال دارند. آنها توانایی عشق ورزیدن و دوست داشتنی دارند که برای بقیه افراد به نظر غیرممکن است. معمولاً دوستان کمی دارند اما همین ارتباطات کم بسیار عمیق و پرمفهوم هستند.

11. ساختار شخصیتی دموکراتیک. فرد خودساخته به برابری انسانها معتقدند، اینکه هر انسان حق حرف زدن دارد و هر انسان نقاط قوت و نقاط ضعف خاص خود را دارد.

12. تشخیص بین راه و هدف، خوب و بد. فرد خودساخته تفاوت بین راه و هدف، خوب و بد را می‌دانند و آنها را طوری با هم اشتباه نمی‌گیرند که باعث لطمه خوردن به خودشان یا دیگران شود.

13. حس شوخ طبعی فلسفی یا غیرخصومت آمیز. فرد خودساخته از شوخی لذت می‌برند. دوست دارند بخندند و لطیفه تعریف کنند اما نه به قیمت دیگران. آنها با اینکه می‌توانند خیلی جدی باشند، اما افرادی خوش‌طینت به نظر می‌رسند.

14. خلاقیت. فرد خودساخته می‌توانند شدیداً خلاق باشند. خلاقیت خود را می‌توانند در ابعاد مختلف با نوشتن، نواختن موسیقی، خیالپردازی و هر چیز دیگری نشان دهند.

15. مقاومت دربرابر فرهنگ‌پرستی، برتری هر فرهنگ خاص. هر انسانی به طریقی فراتر از فرهنگ خود قرار دارد، یعنی فردیتی عمیق دارد و می‌تواند فرهنگ را منتقدانه ارزیابی کند طوریکه خودش تصمیم بگیرد که چه چیز برایش بهتر است.

16. نواقص فرد خودساخته. افراد خودساخته، افرادی هستند که از این واقعیت آگاهی دارند که کامل نیستند و آنها هم مثل فردی که در کنارشان قرار گرفته، کمی و کاستی‌هایی دارند و همیشه چیزهای تازه‌ای برای یادگرفتن و راه‌های تازه‌ای برای رشد وجود دارد. فرد خودساخته بااینکه با خود خیلی راحت است اما هیچوقت دست از تلاش برنمی‌دارد.      
 
 

 

 


 
 
عقاید ابن عربی
نویسنده : خاتون - ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ امرداد ۱۳۸٩
 

 

ورود رسمی ابن عربی به تصوف در سنّ ۲۱ سالگی یعنی در سال ۵۸۰ (ه.ق.) روی‌داد، ولی او به‌زودی و در زمانی اندک بلندآوازه گردید، و مشایخ زمانش به دیدار او شتاب‌نمودند. محی‌الدّین آثاری گران‌سنگ و پرارزش در شاخه‌های مختلف حکمت و علم پدیدآورد، تصوف را به نوعی فلسفه تبدیل‌کرد، و در نوشته‌هایش عقاید و باورهای بسیاری از مکاتب را تبیین و تفسیرنمود (ص-ص ۵۱ - ۵۵ مفاتیح‌الاعجاز فی شرح گلشن راز.)

 

مهمترین کتاب وی «فصوص الحکم» است.این کتاب بر مبنای خواب مبشرین است. او می‌گوید من در دمشق بودم.

 

علیرغم آنکه فقها تضادهای (صوری یا واقعی) میان عقاید بیان شده در کتب وی با فقه شیعه یا سنی ارائه کرده‌اند، آیت‌الله قاضی طباطبایی وی را شیعه دانسته و گفته‌است: محیی‌الدّین از کاملین است، و در «فتوحات‌» او شواهد و ادلّه‌ای فراوان است که او شیعه بوده است‌؛ و مطالبی که مناقض با اصول مسلّمهٔ اهل سنّت است بسیار است کسی در معارف عرفانی بالاتر از او نیامده و نخواهد آمد. مرحوم آقا (آقای قاضی‌) به محیی‌الدّین عربی و کتاب «فتوحات مکّیّة» وی بسیار توجّه داشتند، و میفرموده‌اند: محیی‌الدّین از کاملین است، و در «فتوحات‌» او شواهد و ادلّه‌ای فراوان است که او شیعه بوده است‌؛ و مطالبی که مناقض با اصول مسلّمهٔ اهل سنّت است بسیار است‌.

 

در عین حال برخی وی را پیرو مذهب شافعی دانسته‌اند و در این امر اختلاف است.

 

محیی‌الدّین کتاب «فتوحات‌» را در مکّهٔ مکرّمه نوشت، و سپس تمام اوراق آن را بر روی سقف کعبه پهن کرد و گذاشت یک سال بماند تا بواسطهٔ باریدن باران، مطالب باطله‌ای اگر در آن است شسته شود و محو گردد، و حقّ از باطل مشخّص شود. پس از یک سال باریدن بارانهای پیاپی و متناوب، وقتیکه اوراق گسترده را جمع نمود مشاهده کرد که حتّی یک کلمه هم از آن شسته نشد. برخی دیگر از علما نیز وی را بجهت مناقب اثنی عشر منسوب به ابن عربی که در آن صلوات کبیره بر چهارده معصوم علیهم السلام است، دوستدار اهل بیت دانسته‌اند.[۴]

 

 

به گفته دکتر جهانگیری نویسنده کتاب«این عربی عالم بزرگ اسلامی» عرفان اسلامی پیش از وی بیشتر عرفان عملی و نوعی زهد و بی اعتنایی به زندگانی دنیا وی بود. اما عرفان ابن عربی عرفان نظری و عرفان حب و به اصطلاح عشق است. او به راستی بنیانگذار عرفان نظری در اسلام است و اصل الاصول عرفانش عشق و وحدت وجود است. یعنی که مدارهستی بخش و حقیقت هستی حق تعالی است و جز او حقیقتی و وجودی نیست«لیس فی الدار غیره دیار». البته رگه‌هایی از وحدت وجود در آثار عارفان پیش از وی همچون ابوسعید ابی الخیر و حلاج و دیگران دیده می‌شود ولی آنها اکثراً وحدت شهودی بودند نه وحدت وجودی. عارف وحدت شهودی در نهایت مسیرش به جایی می‌رسد، که جز خدا چیزی نمی‌بیند. «رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند» ولی نهایت نظر و سپر عارف وحدت وجودی این است که جز خدا اصلاً وجودی و موجودی نیست. «لاموجود الاالله».[۵] [۶]

 

 

 

 


 
 
بستگی داره تو دست کی باشه...
نویسنده : موحد - ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٩
 

یک توپ بسکتبال تو دست من تقریباً 19 دلار می ارزه .
یک توپ بسکتبال تو دست مایکل جوردن تقریباً 33 میلیون دلار می ارزه.
بستگی داره تو دست کی باشه ...

یک توپ بیس بال تو دست من شاید 6 دلار بی ارزه .
یک توپ بیس بال تو دست راجر کلمن 4.75 میلیون دلار می ارزه.
بستگی داره تو دست کی باشه ...

یک راکت تنیس تو دست من بدون استفاده است .
یک راکت تنیس تو دست آندره آقاسی میلیونها می ارزه .
بستگی داره تو دست کی باشه ...

یک عصا تو دست من می تونه یه سگ هار رو دور کنه .
یک عصا تو دست موسی دریای بزرگ رو می شکافه .
بستگی داره تو دست کی باشه ...

یک تیرکمون تو دست من یک اسباب بازی بچگانه است .
یک تیرکمون تو دست داوود یک اسلحه قدرتمنده .
بستگی داره تو دست کی باشه ...

دوتا ماهی و پنج تیکه نون تو دست من دوتا ساندویچ ماهی میشه .
دوتا ماهی و پنج تیکه نون تو دستای عیسی هزاران نفر رو سیر میکنه .
بستگی داره تو دست کی باشه...

همونطور که می بینی، بستگی داره تو دست کی باشه ...

پس دلواپسی ها، نگرانی ها، ترس ها، امیدها، رویاها، خانواده ونزدیکانت رو به دستان خدا بسپار

چون ...
بستگی داره تو دست کی با
شه...

 

این پیام تو دستهای توست .

لبخند بزن، امروزاز آن توست


 
 
حسرت
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٩
 

امروز در مسیرم، کودکی را دیدم که با اکراه دنبال مادرش در حرکت بود. از راه رفتنش هم مشخص بود که نو قدم است.(یعنی تازه به راه افتاده!!)

ظاهرا در ویترین مغازه چیزی دیده بود و آن را طلب کرده بود، اما مادر صلاح ندیده بود که برایش تهیه کند. کودک هم ناراحت شده بود و به شدت "گریه" میکرد و اشک میریخت!

چند قدم که دور شدم، به این فکر میکردم که کودکان چقدر در ابراز ناراحتیشان از برآورده نشدن خواسته هاراحتند! هیچ کس آنها را بخاطر گریه کردن، سرزنش نمیکند.

بعضی اوقات چشم ها هم باور نمیکنند که باید اشک بریزند. کسی هم که نگوید عقل نهیب میزند که "گریه مال بچه هاست".

اما واقعا اینطور نیست. هرچه شخص عقل و سن و تجربه اش بیشتر باشد، اشکش معنای بیشتری دارد......

********************************

* علیرغم اینکه این موضوع در حوزه تقسیم وظایف نمیگنجید و با توجه به اینکه اصولا شنیدن این نوع حرفها از اینجانب به ندرت صورت میگیرد!!،تصمیم گرفتم که زحمت خواندنش را به همکلاسیان محترم بدهم! ان شاءالله که حلال میفرمائید.

** التماس دعا.


 
 
عاشقه اللیل
نویسنده : امین - ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٩
 

عاشقة اللیل

" للشاعرة العراقیة نازک الملائکة "

ظلامَ اللیــلِ یا طــاویَ أحزانِ القلوبِ

أُنْظُرِ الآنَ فهذا شَبَحٌ بادی الشُحـــوبِ

جاء یَسْعَى ، تحتَ أستارکَ ، کالطیفِ الغریبِ

حاملاً فی کفِّه العــودَ یُغنّـــی للغُیوبِ

لیس یَعْنیهِ سُکونُ اللیـلِ فی الوادی الکئیبِ

* * *

هو ، یا لیلُ ، فتاةٌ شهد الوادی سُـــرَاها

أقبلَ اللیلُ علیهــا فأفاقتْ مُقْلتاهـــا

ومَضتْ تستقبلُ الوادی بألحــانِ أساهــا

لیتَ آفاقَکَ تــدری ما تُغنّـی شَفَتاهــا

آهِ یا لیلُ ویا لیتَــکَ تـدری ما مُنَاهــا

* * *


 
 
درجستجوی عزت نفس بهتر
نویسنده : خاتون - ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٩
 


•  عزت نفس چیست ؟

احساسات و افکار مردم دربارة خودشان، اغلب براساس تجارب روزانه تغییر پذیر است.
برای مثال، نمره‌ای که در امتحان می‌گیرید،برخورد دوستانتان با شما و افت و خیزهای موجود دریک رابطه عاطفی ، همگی به طور موقت بر احساس نوعدوستی و خوشحالی شما تأثیر می‌گذارند.
البته ،عزت نفس شما بنیادی تر از آن است که افت و خیزهای عادی سبب تغییر آن شود. مثلا افرادی که از عزت نفس خوبی برخوردارند، افت و خیزهای معمول می‌تواند نوسانات گذاریی در نحوه احساسشان نسبت به خود ایجاد کند، ولی این تأثیرات بسیار محدودند برعکس ، آنهایی که عزت نفس نازلی دارند ، افت و خیزهای معمول چه بسا زندگی آن ها رادگرگون کند.
ـ نگاهی به ذیل ، شما را در مسیر عزت نفس بهتر قرار خواهد داد:
• عزت نفس ضعیف در مقابل عزت نفس سالم
• منشأ پیدایش عزت نفس کجا ست ؟
• عزت نفس سالم
• عزت نفس پایین
• ندای درونی شما چه می‌گوید؟
• سه وجه درونی شما چه می‌گوید؟
• سه وجه در عزت نفس پایین
• پیامد های عزت نفس پایین
• سه گام جهت عزت نفس بهتر


 
 
قوس 60 درجه
نویسنده : خاتون - ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٩
 

 

 

گفتم دربست بگیریم. باباجی قبول نکرد. نیم ساعت طول کشید تا به ایستگاه برسیم. اول عصا را می گذارد بعد پای چپ. پای راست قوسی 60 درجه پیدا می کند و زانو از بغل بیرون می رود و سر جایش برمی گردد و پا جلو می رود. عرق تمام صورت و گردن را خیس کرده. دست راست دائم بندری می زند. اتوبوس نیست. باباجی سینه را صاف می کند و پیش روی جمعیت داخل صف خلط سبز و کف آلود را پشت سرش پرت می کند. از اتوبوس خبری نیست.
- توالت نداره اینجا؟!
- شما که تازه رفتی؟!
ناراحت است.

 

- این شاش تمومی نداره!
- آخه دوره!
- می رم پلو همین شمشادا.
- اینجا؟!

 

راه می افتد. به سمت شمشادها، پشت به ما. با هر قوس 60 درجه به راست، خمیده و صاف می شود. نزدیک شمشادها عصا را زیر بغل می گذارد. دستها تقلا می کنند. گویا آماده شده. جلوتر می رود. شلوار رها می شود. قوس باباجی را سر می دهد و روی زمین ولو می شود. همه چیزش پیداست. همه نگاهش می کنیم.

مریم محمدی


 
 
سفرهای ابن عربی
نویسنده : خاتون - ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٩
 

 

ابن عربی تا سن ۳۰ سالگی (۵۹۰ق‌/۱۱۹۴م‌) در اشبیلیه به سر برد و در این میان به شهرهای دیگر اسپانیا سفر می‌کرد. در اشبیلیه وی با چند تن از شیوخ زمان خود، از جمله ابویحیی صنهاجی ضریر، صالح بربری، ابوعبدالله شرفی و ابوالحجاج شُبَربُلی دیدار داشته است‌. وی می‌گوید با این ۴ تن که از بزرگان ملامیه (ملامتیه‌) بوده‌اند، الفت و همنشینی و دوستی نزدیک داشته است‌. ابن عربی به ایشان در الدرة الفاخرة پرداخته است (الفتوحات، ۱/۲۰۶). وی از «ملامتیان‌» سخت ستایش می‌کند و ایشان را مردانی می‌نامد که در ولایت به بالاترین درجات آن رسیده‌اند و بالاتر از درجهٔ ایشان تنها درجهٔ پیامبری است‌.در جای دیگری در بارهٔ ملامتیان می‌گوید که اگر مقام و منزلت ایشان نزد خدا بر انسانها آشکار می‌شد، آدمیان آنان را به جای خدایان می‌گرفتند.ابن عربی در ۵۹۰ق اندلس را ترک گفت و به شمال آفریقا سفر کرد. در آن سال وی را در تلمسان می‌یابیم که در آنجا پیامبر(ص‌) را در خواب می‌بیند.در همان سال وی به تونس می‌رود و در آنجا با ابومحمد عبدالعزیز بن ابوبکر بن قرشی مهدوی (د ۶۲۱ق‌/۱۲۲۴م‌) آشنا می‌شود که از آن پس دوست نزدیک وی بوده است‌. ابن عربی بعدها خطبهٔ کتاب فتوحات خود را به وی اهدا می‌کند و در ۶۰۰ق‌/۱۲۰۳م، در مکه، رسالة روح القدس را به نام وی می‌نویسد و نیز نوشتن کتاب انشاء الدوائر، را در ۵۹۸ق در تونس، در خانهٔ وی آغاز می‌کند (الفتوحات، ۱/۹، ۹۸، ۱۲۰، روح القدس، ۱۹).


 
 
قطاری به مقصد خدا
نویسنده : خاتون - ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٩
 

قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ لختی در ایستگاه دنیا توقف کرد و پیامبر رو به جهان کرد و گفت: مقصد ما خداست ٬ کیست که با ما سفر کند ؟ کیست که رنج و عشق توامان بخواهد ؟ کیست که باور کند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن ؟

قرن ها گذشت اما از بیشمار آدمیان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند .

از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود . در هر ایستگاه که قطار می ایستاد ٬ کسی کم می شد . قطار می گذشت و سبک می شد . زیرا سبکی قانون راه خداست .

قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ به ایستگاه بهشت رسید . پیامبر گفت :‌اینجا بهشت است . مسافران بهشتی پیاده شوند . اما اینجا ایستگاه آخرین نیست .

مسافرانی که پیاده شدند ٬ بهشتی شدند . اما اندکی ٬ باز هم ماندند ٬ قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند .

آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت : دورود بر شما ٬ راز من همین بود . آن که مرا می خواهد ٬ در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد .

و آن هنگام که قطار به ایستگاه آخر رسید ٬ دیگر نه قطاری بود و نه مسافری .

 

               عرفان نظرآهاری


 
 
زندگینامه ابن عربی
نویسنده : خاتون - ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٩
 

 

شرف‌الدین خراسانی در دانشنامه بزرگ اسلامی زندگی ابن عربی را چنین شرح می‌دهد:" در این زمان فرمانروای مرسیه ابوعبدالله محمد بن سعد بن مَردَنیش بوده است که از ۵۴۲ق‌/۱۱۴۷م تا ۵۶۷ق‌/۱۱۷۲م بر مرسیه، بلنسیه و شاطبه حکومت داشته است، ابن عربی نیز خود به تولد خویش در زمان محمد بن مردنیش اشاره می‌کند (الفتوحات، ۴/۲۰۷، محاضرة الابرار، ۱/۸۷).


 
 
 
نویسنده : رضا دهقانی - ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ امرداد ۱۳۸٩
 

به خدا هنوز یکی از امامانمان زنده است.

باور کنیم هنوز ذخیره ی الهی تموم نشده.

.

.

.

.

.

.

.

.

. باور کنیم او می آید...

میلادش مبارک

 

 

 

 

 

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/esteshhadi/4ucv028.jpg

 

 



 


 
 
میلاد موعود(عج)
نویسنده : مبینا - ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ امرداد ۱۳۸٩
 

الا    یا    ایها   العالم   بیارایید   محفل ها  

که آمد نیمه شعبان و حل گردید مشکل ها

 

هزاران کشتی شادی زده پهلوبه ساحل ها

ببندد کاروان غم   به  سوی گورمحمل ها

 

بیا   ساقی  لبالب  کن  ز می  پیمانه  دل  را                 

که ازگلبانگ جاءالحق فراری گشت باطل ها

 

احد با میم پیوند اخوت بست واحمد شد                  

گل نرگس شکوفا گشت وهمنام محمد شد

 

قلم در دست من امشب نوای دیگری دارد             

سخن در طبع من قدروبهای دیگری دارد

 

لبم بر ذکر حق حمد وثنای دیگری دارد               

دلم  شوق  لقای   دلربای   دیگری   دارد

 

فضای سامرا حال وهوای دیگری دارد               

زمین وآسمان امشب صفای دیگری دارد

 

بیا در بزم ما ای دل ببین قدرت نمایی را             

ز خود بیگانه شو دریاب فیض آشنایی را

 

مهیای گدایی کن تو کشکول گدایی را                 

زیمن مقدم مهدی(عج)ببین لطف خدایی را

 

به گردش آرای ساقی تو آن جام طلایی را  

که نوشم باده وگویم حدیث دلربایی را

 

                                                                   (التماس دعا)

 


 
 
از یاد مبر...
نویسنده : امین - ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ امرداد ۱۳۸٩
 

عشق من خاطره عشق من از یاد مبر
یادم ای شاخ گل نسترن از یاد مبر

آن گل یاس سپیدی که به دستم دادی
ای گل یاس سپید چمن از یاد مبر

خاطرات خوش این عشق جنون‌آسا را
مبر ای بوی خوش یاسمن از یاد مبر

چون ببوسد لب مهتاب گل روی تو را
بوسه‌ام ای گل مهتاب تن از یاد مبر

چون پر نرم نسیمی بنوازد رویت
نغمه نرم غزل‌های من از یاد مبر

یاد باد آنکه مرا یار عزیزت خواندی
یاد این یار عزیز کهن از یاد مبر

از غمت سوخته‌ام با ستمت ساخته‌ام
این همه سوختن و ساختن از یاد مبر

عالم و هر چه در او هست ببر از یادت
لیک دل دادن و عاشق شدن از یاد مبر


 
 
ابراز ارادت خالصانه...!!
نویسنده : امین - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ امرداد ۱۳۸٩
 

          سلام بر همه دوستان عزیز..امید که از تعطیلات تابستون در همه زمینه ها تمتع  وافر رو برده باشید. چند روز قبل روی وبلاگم یه بنده خدایی نظری گذاشت که حقیقتا با خوندنش، اگه به لحاظ فیزیکی شرایط فراهم بود شاخ هایی روی سرم در می اومد که به لطف خدا از این یک قلم محروم شدم.. بعد از اون ماجرا یکی دو تا از دوستان بهم پیشنهاد کردند که قضیه رو به عنوان یه مطلب روی وبلاگ علنیش کن تا اگه شبه هایی از این دست برای دیگران هم پیش میاد بشه برطرفش کرد. به همین منظور نظر اون بنده خدا رو که البته خیلی کوتاه هم هست رو روی وبلاگ قرار میدم تا دوستان نویسنده کمک کنن و از ذهن ایشون و امثالشون که کم هم نیستند ابهام زدایی کنند..البته بلافاصله بعد خوندن نظر مزبور پاسخی برای ایشون نوشتم ولی خب به دو دلیل باز هم حس کردم اگه قضیه در وبلاگ کلاس مطرح شه خیلی بهتره: اول اینکه نویسنده های وبلاگ کلاس بسیار با دید وسیعتری میتونند قضیه رو تحلیل کنن و پاسخ بدن . دو اینکه طبیعتا بازدیدهای وبلاگ کلاس از وبلاگ شخصیم به مراتب بیشتره لذا طرح این قضیه در وبلاگ کلاس کارایی بیشتر و مفید تری میتونه داشته باشه.

بنابراین از همه دوستان نویسنده خواهش میکنم نظراتشون رو جهت روشنگری و رفع ابهام مطرح کنند.

خب بریم سر اصل مطلب و اینکه اون دوست عزیز و غافل چی فرمایش فرمودن!