Redirect Code

Page has moved

Redirector Code

دانشجویان رشته ادبیات عرب دانشگاه تهران ورودی 1387

یک جوان ناب!
نویسنده : منتظر المهدی(عجل الله) - ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸٩
 

نگاهش که می کرد دلش می لرزید، چشمانش، موهای مشکی اش، قد و قامتش، راه رفتنش، خُلق و خویَش. رفت به سالهای دور، سالهای خوب. به خانه کوچکشان ، به آغوش مهربانی که همیشه برایش باز بود و حالا نیست. به روزی که او آمد. به تک تک روزهایی که قد کشید و هر روز بیشتر و بیشتر به او شبیه می شد تا جایی که هر وقت دلش برای آن آغوش ،برای پیامبر، تنگ می شد او را نگاه می کرد‍؛ نه تنها او، که هر کس آن رسول مهر را می شناخت و دلی در گرو مهرش، صورتش و سیرتش داشت علی را پیامبری دوباره می یافت .... .آهی کشید و به دور دست خیره شد. جایی کنار رود که گرد و غبار به هوا بلند شده بود. از راه دور او را شناخت. لبخند رضایتی بر صورتش نقش بست. آه که چقدر او را دوست می داشت.
او هم از دور آن لبخند مهربان را شناخت. آن حضور را حس کرد. حضوری که همیشه مایه تسکین او بود. حضوری که با هیچ چیز عوضش نمی کرد. وجودی که فردایش تا چشم بر او نبست، نتوانست برود. نتوانست دل بکند.

 
مقابلش که رسید پیاده شد و در سایه نگاه تحسین آمیز او مشکها را به زمین گذاشت و گفت : " پدر جان! این آب برای هر که تشنه است. بخصوص این علی کوچک... اگر چیزی ماند...من نیز تشنه ام." بچه ها دوره اش کرده بودند و او مهربانانه دست برسرشان می کشید و پیاله ای آب به دستشان می داد. و او نگاهش می کرد.. و چقدر این جوان را دوست می داشت.
آن شب گذشت و آن روز رسید. همه رفته اند واو خود مهیای رفتن می شود ولی مگر بنی هاشم می گذارند. از این جمع، اول به که رخصت دهد؟ به برادر، برادرزاده ها، خواهرزاده ها یا او که این چنین مشتاق او را می نگرد؟ و این کلام او با دلش چه کرد که: یا ابة لا ابقانی ا..ّ. بعدک طرفة عین ، پدر جان! خدا مرا پس از شما لحظه ای زنده نگذارد.
نگاهشان به هم گره می خورد و قلبهایشان می طپید.

عزیزتر از آنهایی که دور او حلقه زده اند در زمین سراغ ندارد. و اینجا قربانگاه، و قساوت موج زنان، و آفتاب دوخته بر زمین، وآب آن سوی خودها، و هوعلیمٌ بصیر و هو المحبوب.

 پس ابراهیم اسماعیلش را برمی گزیند و زره بر او می پوشاند و کمربند یادگار را بر کمرش محکم می کند ." پیش رویم راه برو." قد و قامتش را که می نگرد دلش می لرزد. آه که چقدر این جوان را دوست می دارد.
علی اکبر او یک جوان ساده نبود. از آنها که دل خوشند به نانی و نعره مستانه ای و دنیای زیبایی. از آنهایی که در صف مقابل بودند و ابدیت را با چهار روز خوشی فانی معامله کرده بودند. جوان او از آنهایی بود که عشق را می‌فهمیدند و ابدیت را درک می‌کردند. از آنهایی که هیچ ظلمی در حضورشان تاب ماندن ندارد و مظلومان، درگاهشان را خوب می شناسند، با ضعفا رحیم و کریمند و با متکبرین متکبر. آری علی او چنین جوانی بود بلکه بیشتر، و او علی اش را دوست می داشت ،نه، که عاشق او بود. پس چه نیکو به این کریمه که "از آنچه دوست تر دارید در راه حق بگذرید." عمل کرد، چرا که او به عشقی بزرگتر رسیده بود.
__________________

* میلاد "اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله" و البته روز جوان را خدمت همکلاسیان محترم تبریک عرض می کنم.

** شاید اگر کمی ساده تر بودیم .....!

فرصت بود این را ببینید

یا حق


 
 
هوامش
نویسنده : امین - ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٩
 

   با سلام خدمت خوانندگان محترم و خصوصا نویسندگان عزیز.

   اگرچه چند وقتی به دلایل عدیده سراغ وبلاگ نویس نیومده بودم و از چرندیات

   حقیر خلاصی داشتید اما الان با مطلب دندانگیری درخدمت هستم.

   به برکت آقای دکتر عدنان طهماسبی عزیز با جناب میخائیل نعیمه که آشنا

   شدید.

  اگر هم تا به حال آشنا نشدید از طریق فایلی که جهت دانلود قرار دادم تاحدی آشنا

   میشید.

  فایل مزبور یکی از کتابهی نامبرده هست به نام هوامش که با نرم افزار آکروبات

  ریدر میتونین ازش استفاده کنین.

  ان شاء الله که به کارتون بیاد (که صد در صد میاد!!)

  وقتی فایل رو باز کنید خواهید دید که کمی فونتش ریزه که این مساله برای امثال

   من میتونه مشکل ساز بشه(چون اگه مدتی رو به خط ریز نگاه کنم سردرد های بدی

  میاد سراغم). بنابراین پیشنهاد میکنم از همون روش معهود /+/ و ctrl برای درشت

نمایی استفاده کنید.

                                       دانلود کتاب هوامش



 
 
پازل
نویسنده : موحد - ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٩
 



پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم
پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن.
پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد.
پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید که نقشه جهان رو از کجا یاد گرفتی؟
پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم، وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه.

 


 
 
مناظره بین یک مسلمان ویک بهایی!!!
نویسنده : مبینا - ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٩
 

 توجه شما دوستان بزرگوار رو به متن یک مناظره بین یک مسلمان و یک بهایی جلب می کنم :

مسلمان :   شما که در کتاب ها و بیانیه های خود ، اسلام و قرآن را قبول دارید ، با این تفاوت که می گویید اسلام نسخ شده و آیین دیگری به جای آن آمده است ، از شما می پرسم که آیات متعددی در قرآن وجود دارد که آیین اسلام یک آیین جهانی و جاودانی است و تا روز قیامت ، ادامه دارد و با مطرح کردن مسأله " خاتمیت " ، هرگونه دین جدید را تا قیامت باطل اعلام نموده است .

بهائی : مثلاً کدام آیه قرآن تصریح می کند که پیامبر اسلام (ص) آخرین پیامبر است ؟

مسلمان : در آیه ۴۰ سوره احزاب می خوانیم :

" ما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ وَ لکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّینَ وَ کانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیماً"

" محمد (ص) پدر هیچ یک از مردان شما نیست ، بلکه پیامبر خدا و ختم کننده پیامبران است و خدا بر همه چیز دانا است . "

جمله " خاتَمَ النَّبِیِّینَ " با کمال صراحت و به روشنی می گوید : " پیامبر اسلام (ص) آخرین پیامبر است . "

زیرا واژه " خاتم " هرگونه که خوانده شده به معنی ختم و پایان است ، بنابراین طبق صریح این آیه ، پیامبر اسلام (ص) آخرین پیامبر و ختم کننده آنها است ، و بعد از او، پیامبرو دین و شریعتی نخواهد آمد .

 بهائی : خاتم به معنی انگشتر که زینت انگشت است نیز آمده است ، بنابراین منظور از آیه مذکور این است که پیامبر اسلام ( ص) زینت پیامبران است .

مسلمان : معنی رایج وحقیقی واژه خاتم ، همان ختم کننده بودن است ، و اصلاً دیده نشده که خاتم را بر انسانی اطلاق کنند و از آن معنی زینت را اراده نمایند ، وانگهی ما به لغتنامه ها مراجعه می کنیم ، می بینیم ، معنی اصلی خاتم همان ختم کننده می باشد ، استعمال لفظ در غیر معنی لغوی و رایج آن نیاز به قرینه و نشانه ای دارد ، ما در اینجا هیچ گونه نشانه و دلیلی نمی بینیم که از معنی حقیقی خاتم ، دست برداریم ، ومعنی مجازی آن را بگیریم .

در اینجا به گفتار بعضی از لغت شناسان در مورد واژه " خاتم " توجه کنید :

1-     فیروزآبادی در کتاب " قاموس اللغه " می گوید : " ختم ، به معنی مهر کردن است ، و " خَتَمَ الشَّییْءْ " ، یعنی به آخرآن چیز رسید ."

2-      جوهری در لغتنامه " صحاح " گوید : " ختم به معنی رسیدن به آخر است و " خاتمة الشَّییْءْ "  به معنی آخر آن چیز است ."

3-     ابومنظور در لغتنامه " لسان العرب " می گوید : " ختام القوم " یعنی آخرین فرد قوم ، و " خاتم النّبیّین " به معنی آخرین پیامبر است .

4-     راغب در " مفردات " می گوید : " خاتم النّبّیین " یعنی ، پیامبر اسلام ( ص) با آمدن خود ، رشته نبوت را به آخر رساند و قطع کرد و نبوت را به پایان رسانید .

نتیجه اینکه :  اراده معنی زینت از کلمه خاتم ، بر خلاف ظاهر و بر خلاف معنی لغوی است و نیاز به دلیل دارد ، که در اینجاهیچگونه دلیلی بر این مطلب نیست .

بهائی : واژه " خاتم " به معنی مُهر آخرنامه است که به عنوان تصدیق نمودن آن نامه به کار می رود ، بنابراین منظور از " خاتم النّبیّین "  این است که پیامبر اسلام ( ص ) تصدیق کننده پیامبران گذشته بوده است .


 
 
تست هوش جالب
نویسنده : مبینا - ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٩
 

سلام دوستان

امروز این مطلب زیر رو که گذاشتم یه سایت دیدم گفتم بذارم شاید بعضی از شما هم جایی هنوز نخونده باشید و واستون جالب باشه

شخصی در یک تست هوش دردانشگاه که جایزه یک میلیون دلاری براش تعیین شده شرکت کرده .

سوالات این مسابقه به شرح زیر میباشد :

1-جنگ 100 ساله چند سال طول کشید؟
الف-116 سال ب-99 سال ج-100 سال د- 150 سال
آن شخص از این سوال بدون دادن جواب عبور کرد .

2-کلاه پانامایی در کدام کشور ساخته میشود؟
الف-برزیل ب-شیلی ج-پاناما د-اکوادور
آن ازدانش اموزان دانشگاه برای جواب دادن کمک خواست .

3-مردم روسیه در کدام ماه انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟
الف-ژانویه ب-سپتامبر ج-اکتبر د-نوامبر
آن شخص از خدا کمک خواست .

4-کدام یک از این اسامی اسم کوچک شاه جورج پنجم بود؟
الف-ادر ب-البرت ج-جورج د-مانویل
آن شخص این سوال رو با پرتاب سکه جواب داد .

5-نام اصلی جزایر قناری واقع در اقیانوس ارام از چه منبعی گرفته شده است؟
الف-قناری ب-کانگرو ج-توله سگ د-موش صحرایی
آن شخص از خیر یک میلیون دلار گذشت .

اگر شما فکر میکنید که از آن شخص باهوش تر هستید و به هوش او می خندید، پس لطفا به جواب صحیح سوالات در زیر توجه کنید:

1- جنگ 100 ساله( 1453-1337 میلادی) به مدت 116 سال به درازا کشید.
2- کلاه پانامایی در کشور اکوادور ساخته می شود.
3- انقلاب اکتبر روسیه در ماه نوامبر جشن گرفته میشود.
4- نام کوچک شاه جورج البرت بود.(در 1936 او نام کوچک خود را تغییر داد.)
5- توله سگ. در زبان اسپانیایی insularia canaria که در فارسی به معنی جزایر توله سگها است

 

 


 
 
میلادیه ای برای ارباب
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩
 

شب عشق و شب شور و شب پیدایش نور و همه جا وادی طور است و رسد نور به اوج فلک از حجره زهرا شده لبریز ز انوار خدا دامن صحرا، بگو از شور حسینی شده سرتاسر خلقت همه جا محشر کبری، به زمین فخر کنان از سوی حق کرده نزول آسیه و هاجر و لعیا، زده گل بوسه رخ فاطمه را مریم عذرا، شده این چار زن از عز و شرف، قابله عصمت کبری، که نهد پای به عالم شرف دوده عالم، ولی‌الله معظم، گهر بحر کرامت، قمر برج امامت، در یاسین، گل طاها، ثمر ام ابیها، شجر طور دل اهل تولا، کند از دامن ناموس خداوند تجلا، ملک و حور و پری، آدمیان ای همه عالمیان، خوش بشتابید و بیایید، ببینید چه نوزاد عزیزی به جهان پای نهاده است، حسین است حسین است حسین است، ببینید همه در بغل فاطمه ماه رخ مصباح هدی را.

 


 
 
اس ام اس میلاد امام حسین (ع)
نویسنده : خاتون - ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩
 

 

ای دلنواز قاری قرآن خوش آمدی

در بیت وحی با لب خندان خوش آمدی

ای العطش، ترانه ی قبل از ولادتت

مادر فدات با لب عطشان خوش آمدی

 

 

اشکها بین که از این خنده بدامان دارد

ای سلیل اشرف اولاد آدم السلام

بهین جشن و سرور شیعیان است

دیگر زنخل رسالت پدید شد ثمری

سرور معنوی بر پاست هر جا

سلام ای صفای دل عاشقان

 

 امشب زمین و آسمان گردیده پر شور و شعف
امشب تمام عرشیان بهر زیارت بسته صف
امشب که عیدی میدهد بر عاشقان شاه نجف
امشب تو هم مستی کن و دل را بری کن از اسف
زیرا به دنیا آمده مظهر عزت و شرف
*میلاد نور مبارک*

 

 


 

ز گلزار نبی (ص) و بوستان حیدر و زهرا
گلی بشگفت با بوی خوش و با چهره ی زیبا
شنیدستی که با یک گل نمی گردد بهار؟ اما
گلستان گشته از این گل، همه دنیا و ما فیها
---
شکفتن پنجمین گل باغ عصمت و طهارت تهنیت باد.


 

بوی گلهای بهشتی ز فضا می آید
عطر فردوس هم آغوش صبا می آید
نوگل مصطفوی، زینت باغ علوی
مظهر پنج تن آل عبا می آید


 

دو ماه از دو افق در دو شب تجلّی کرد / یکی شهنشه دوران، یکی امیر سپاهش
دو گوهر از دو صدف از دو بحر گشت نمایان / یکی چراغ هدایت، یکی معین و گواهش
یکی حسین و یکی ناصر حسین، ابوالفضل / که جان خویش به کربلا بداد به راهش


 

 سروشی دوش در گوشم، سرود این نغمه ی شیوا
که بشگفت از گلستان محمد(ص) نوگلی زیبا
بشارت ای گنه کاران حسین آمد حسین آمد
نثار مقدمش سرها، فدای جان او جان ها
---
ولادت باسعادت شفیع المذنبین، حامی دین، امام حسین بن علی-ع مبارک.


 

 شاهی به دوصد عزت و اجلال آید
با شوکت و فر و جاه و اقبال آید
امروز حسین آید و فردا عباس
خورشید ز پیش و مه ز دنبال آید


 

 امام روح الله:
شما پاسداران بحق اسلامید، شما مثل جوان هاى صدر اسلام هستید
شما اسلام را نجات دادید باید از این به بعد هم پاسدارى کنید که این انقلاب به ثمر واقعى اش برسد.
---
روز پاسدار مبارک


 

8. الا ای پاسدار انقلاب کشور عشق
نام نیکویت همیشه ثبت، اندر دفتر عشق
تو کردی اقتدا در عزت و ایثار به آنکس
که هستی اش فدا بنمود و گردید"مظهر عشق"

---

 


ولادت امام حسین-ع و روز پاسدار مبارکباد.

 

 

 


 
 
نسخه شماره 2 فرهنگ لغت عربی به فارسی وبالعکس
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٩
 

دانلودنسخه شماره دو فرهنگ لغت عربی به فارسی وبالعکس با فرمت جاوا.

نسخه شماره یک این دیکشنری قبلا برای دانلود گذاشته شده بود که یکبار دیگر هر دو نسخه را می توانید دانلود کنید.

ازمزایای نسخه جدید نسبت به نسخه قبل جستجوی سریع و آسان است و خیلی از مشکلات موجود در نسخه قبل برطرف شده است.

دانلود نسخه شماره یک

دانلود نسخه جدید (شماره دو)


منبع: www.islamtape.com


 
 
به مناسبت بعثت پیامبر خوبیها
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٩
 

در راستای سنت شکنی در بزرگداشت مناسبتها در وبلاگ! تعدادی از روایتهای رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) را با ذکر منبع به مناسبت عید مبعث قرار میدهیم.

هرچند که قصد کرده بودیم، بخشی از سیره رسول خدا(ص) و قسمتهایی از سنن النبی را نیز به جهت این عید خجسته منتشر کنیم، اما متاسفانه موفق به تدوین نگشتیم.

با امید به آنکه خداوند متعال توفیق پیروی از سیره ی "اسوه حسنه" را به همه اعطا فرماید....


 
 
ترجمه های فارسی نهج البلاغه
نویسنده : خاتون - ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٩
 

بیش از هزار سال از تالیف جاویدان نهج البلاغه توسط سیدرضی قدس سره می گذرد. سپری شدن زمان، نه تنها این اثر را به بوته فراموشی نسپرده، بلکه روز به روز برجذابیت، شفافیت و رونق این هدیه آسمانی و اثر ارزشمند افزوده است; زیرا نهج البلاغه برادر قرآن است و مانند آن همیشه زنده وجاوید است. نهج البلاغه در طول قرن هاهمچون آفتابی درخشیده نظر دانشمندان ومحققان را به خود جلب کرده و مورد تمجیدو تحسین قرار گرفته است. نهج البلاغه شایسته تقدیر و تجلیل است; زیرا این کتاب از منبع بی پایان علم و فضیلت ریشه گرفته وجلوه ای از دریای عظمت مولای متقیان، امام علی علیه السلام است. این کتاب منتسب به شخصیتی است که آفتاب وجودش هرگزغروب ندارد.
بریکایک مردم متعهد کشورمان، بویژه جوانان عزیز این سرزمین علوی لازم است که به این کلام نورانی روی آورند و با الهام ازراهنمایی ها و اشاره های آسمانی این دائرة المعارف علوی، توشه زندگی خود را اخذو مشکلات اجتماعی، اخلاقی، روانی،خانوادگی رفع کرده و سایر نیازمندی های خویش را تامین کنند.
نهج البلاغه اعجاب و شگفتی دوستان ودشمنان اسلام را برانگیخت و مورد توجه اندیشمندان فرقه های مختلف قرار گرفت.نهج البلاغه به زبان های زنده دنیا، همچون فارسی، ترکی، اردو، انگلیسی، فرانسوی،آلمانی، ایتالیایی، اسپانیایی، اسپرانتو،بوسنیایی، سندی و... ترجمه شده است.ده ها شرح بر نهج البلاغه و ده ها کتاب درباره نهج البلاغه نوشته شده و ترجمه فارسی این کتاب شریف برای مشتاقان فارسی زبان کلام مولای متقیان، بویژه مردم عزیز کشورمان ازویژگی خاصی برخوردار است. این مقاله درصدد معرفی ترجمه های فارسی این یادگارجاویدان علوی می باشد.
تاریخ ترجمه فارسی نهج البلاغه
از اواخر قرن چهارم هجری که سخنان حضرت علی علیه السلام توسط «سید رضی »گردآوری شده عالمان فارسی زبان بر آن شدند که این کتاب نورانی را به زبان فارسی برگردانند، تا فارسی زبانان از برکات این اثرنفیس بهره مند شوند.
قدیمی ترین نسخه ترجمه فارسی نهج البلاغه که دردست است، مربوط به قرن ششم هجری است که اخیرا با تحقیق آقای دکتر جوینی در دو جلد به چاپ رسیده است. بعد از آن، ترجمه حسین اردبیلی،معاصر شاه اسماعیل صفوی و سپس شرح وترجمه ملافتح الله کاشانی است. در قرن اخیر ترجمه های فارسی بسیاری از نهج البلاغه صورت پذیرفته است.
اکنون ترجمه های فارسی نهج البلاغه را که به آن دسترسی داشته ایم، معرفی می کنیم.تعدادی از این ترجمه ها تمام کتاب نهج البلاغه را و تعدادی هم بخش هایی از آن رادربرگرفته است.
1 - ترجمه نهج البلاغه
این کتاب را یکی از بزرگان قرن ششم هجری که احتمالا یکی از اهالی خراسان می باشد، تالیف کرده است. در این ترجمه معنای فارسی کلمات در زیر عبارات عربی آمده است. این ترجمه با تحقیق دکترعزیزالله جوینی درسال 1408 ه .ق، در 2جلد به چاپ رسیده است. دکتر جوینی درباره نسخه این اثر می نویسد: «این نسخه گرانبها را شاه عباس صفوی در سال 1017وقف حرم مطهر رضوی علیه السلام کرده است. و ازخصوصیات دستوری، واژه ها و سبک آن می توان حدس زد که مؤلف آن با ابوالفتوح رازی هم زمان بوده یا اندکی از وی جلوتریعنی در قرن پنجم و ششم می زیسته است. (1)
2 - ترجمه اردبیلی
این کتاب توسط حسین بن شرف الدین اردبیلی متوفای 950 ه .ق معاصر شاه اسماعیل صفوی ترجمه شده است.
وی در این ترجمه از منهاج البراعه قطب راوندی و شرح نواب لاهیجی بهره گرفته است. این کتاب در سال 1355 در «مطبعه اخوان کتابچی » به چاپ رسیده ودیوان منسوب به امیرالمؤمنین علیه السلام باترجمه میبدی نوشته شده است.
در این کتاب ترجمه فارسی باخطریز در زیر متن نوشته شده است.همچنین ترجمه دارای فهرست به سبک زمان خویش و اطلاعاتی راجع به جمع آوری نهج البلاغه توسطشریف رضی می باشد.
3 - تنبیه الغافلین وتذکرة العارفین
اثر ملافتح الله کاشانی (متوفای 988 ه .ق) نویسنده تفسیر منهج الصادقین.
4 - ترجمه و شرح نهج البلاغه آقامحمدباقر لاهیجی
وی آن را درعصر فتحعلی شاه قاجار تالیف کرد. دیوان منسوب به امام علی علیه السلام درحاشیه آن آمده است.
5 - ترجمه و شرح نهج البلاغه قزوینی
محمدصالح قزوینی این کتاب را در دوجلد با یک مجلد تنظیم کرده و درتوضیح مطالب و عبارات مولای متقیان علیه السلام از اشعارشاعران معروف فارسی زبان بهره فراوان برده است.
6 - دائرة المعارف علوی
حاج میرزا خلیل کمره ای در این کتاب،نهج البلاغه را به 24 موضوع تقسیم بندی کرده و به شرح آن ها پرداخته است. جلد اول آن در مورد خلقت و جلد دوم آن درموردجنگ می باشد. این اثر حاوی مطالب بسیارسودمند و با ارزش می باشد.
7 - ترجمه نهج البلاغه عمادزاده
اثر عمادالدین حسین اصفهانی (متوفای 1410 ه .ق) از نویسندگان مشهور و دارای تالیفات بسیار در زمینه های تاریخ اسلام،تاریخ انبیا، زندگانی ائمه علیهم السلام و سائرموضوعات دینی می باشد. چاپ اول این اثردر سال 1400 ه .ق انجام گرفت و پس از آن توسط انتشارات شرق در تهران چندبار چاپ گردید.
8 - ترجمه نهج البلاغه شهیدی
این کتاب در سال 1368 توسط دکتر سیدجعفر شهیدی نوشته شد و توسط سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی چاپ شد.ناشر این کتاب در مورد ویژگی هایش می نویسد: «تفاوت و مزیت این ترجمه بردیگر ترجمه ها، در این است که این اثر علاوه بر امانت و اتقان و تطبیق یکایک واژه های عربی با فارسی، در مراعات ویژگی ادبی این اثر جاودانی - یعنی به کاربردن صنایع لفظی وآرایش های ادبی از استعاره و تشبیه و جناس و موازنه و مراعات نظیر بویژه سجع می باشدو در برگردان فارسی تا آن جا که ممکن بوده این نکات مورد توجه قرار گرفته; اما با این همه، معنی فدای آرایش لفظ نشده است، ودر آخر کتاب تعلیقه های مناسب آورده شده است.»
کلامی از این مترجم
مترجم در مقدمه کتاب می نویسد: «درمیان هزاران نام که مصنفان، مؤلفان و یامترجمان حوزه مسلمانی بر کتاب های خودنهاده اند، هیچ نامی چون «نهج البلاغه » راه سخن رساگفتن » با محتوای کتاب منطبق نیست و می توان گفت: این نام از عالم غیب بر دل روشن شریف رضی- رحمه الله - افاضه گردیده است که «الاسماء تنزل من السماء» راه سخن رساگفتن را در این مجموعه باید یافت.»
ترجمه نهج البلاغه شهیدی اخیراتلخیص شده و به عنوان «منتخب » به دانش دوستان عرضه شده است.
9 - ترجمه و شرح نهج البلاغه فیض
حاج سید علی نقی اصفهانی معروف به «فیض الاسلام » این اثر را در مدت 10 سال و در 6 جلد نوشته است.
این کتاب در 50 سال اخیر در میان فارسی زبانان، به ویژه مردم ایران معروف شده است.بدون تردید می توان ادعا کرد که در نیم قرن اخیر اکثر ترجمه ها و شرح ها از این ترجمه سود جسته اند. این ترجمه با خط زیبای طاهر خوشنویس تبریزی بارها به زیور طبع آراسته گشته و همیشه در بازار به صورت شش جلدی، سه جلدی، دو جلدی و یک جلدی موجود بوده است. طالبان سخنان علوی از این ترجمه استقبال شایان توجهی کرده اند.
مترجم درباره علت ترجمه این کتاب می نویسد: «گاهی در بعضی از مجالس دینی ومذهبی پاره ای از کلمات این کتاب را خوانده ومعنی می کردم. شنوندگان به شگفت آمده می گفتند: اگر علما و رجال دینی ترجمه فرمایشات امام علی علیه السلام را در کتاب نهج البلاغه به طوری که در خور فهم هر فارسی زبان باشد، نوشته بودند، همه از آن بهره مندمی شدند; ولیکن افسوس که از ترجمه وشرحهایی که در دسترس است چنان که بایداستفاده نمی شد. بنابراین بر نگارنده واجب شد که دست از کار بردارم و این کتاب جلیل رابه زبان فارسی سلیس و روان ترجمه نموده وکلمات و جملاتی که محتاج به شرح باشد،میان دو قوسی به اجمال و اختصار بیان نمایم تا ترجمه و شرح با هم فرق داشته وهمه از آن بهره مند گردند.»
10 - نهج البلاغه منظوم
دانشمند معظم، محمدعلی انصاری قمی نهج البلاغه را در قالب 27 هزار بیت شعر فارسی به نظم در آورد. این اثر در ده جلد و به صورت پنج مجلد و با خط زیبای حسن هریسی تبریزی به طبع رسیده است. وی ترجمه خطبه اول را با این شعر آغاز کرده است:
سپاس و شکر بی پایان خدا را که ما را از عدم کرد آشکارا نبرده کس به کنه مدحتش پی نکرده راه وصفش را کسی طی
11 - ترجمه و شرح زمانی
دانشمند معظم، مصطفی زمانی نهج البلاغه را در 4 جلد ترجمه کرد که بارها در قم چاپ شد. مترجم در مورد روش ترجمه اش می نویسد: «اینجانب در این کتاب مطالب امام علی علیه السلام را در کنار آیات قرآن مجید بررسی نموده ام. در نتیجه، در یک مورد نهج البلاغه تفسیر قرآن قرار گرفته و مورد دیگر امام علی علیه السلام مطلب را به اجمال بیان کرده که توضیح آن در قرآن موجود است. به تعبیردیگر، نهج البلاغه و قرآن همانند دو برادردلسوز هستند که به هنگام لزوم به کمک یکدیگر می شتابند و در مواقع عادی هرکدام در مسیر خود هستند.»
این ترجمه در بیش تر وقایع تاریخی از شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید بهره مند گردیده است.
12 - ترجمه و تفسیر نهج البلاغه جعفری
علامه محمدتقی جعفری نهج البلاغه را در27 جلد ترجمه و تفسیر کرده است. در این کتاب از نهج البلاغه نسخه صبحی صالح استفاده شد.
بهره گیری از منابع متعدد تشیع و تسنن،تفاسیر، تواریخ، دیوان ها، به ویژه از مثنوی معنوی و سخنان و نوشته های نویسندگان وپژوهشگران خارجی از امتیازات این کتاب می باشد. ترجمه و تفسیر فوق به علت کسالت مؤلف تا آخر خطبه 185 متوقف شد.خطبه 185 را نویسنده در لندن تفسیر کرده است. این اثر 27 جلدی اخیرا توسط آقای محمدرضا جوادی در یک جلد قطور تلخیص و روانه بازار شده است.
13 - ترجمه گویا و شرح فشرده
اثر محمد جعفر امامی و محمدرضا آشتیانی است که زیر نظر آیة الله مکارم شیرازی در 3جلد نوشته شده است. ویژگی های این ترجمه :
الف) ترجمه عبارات عربی به طرز روان وسلیس.
ب) توضیحات لازم و ارائه مطالبی سودمنددر موارد موردنیاز.
ج) شان ورود، شرایطی که خطبه ها در آن صادر شد.
د) تفسیر لغات مشکل.
ه) مدارک خطبه ها در این ترجمه آمده است.
14 - سخنان علی علیه السلام
اثر جواد فاضل که بعد از سال 1320 نوشته شد و بارها به چاپ رسید. در این ترجمه عبارات عربی نهج البلاغه نیامده است; فقطدر بعضی موارد عبارات کوتاهی از نهج البلاغه انتخاب و نقل شده است.
این اثر ظاهرا اولین ترجمه فارسی است که در نیم قرن اخیر به سبک جدید چاپ ومنتشر شده است.
15 - ترجمه و شرح باغمیشه ای
حاج میرزا احمدمدرس، مشهور به میرزاآقاباغمیشه ای تبریزی این کتاب را در 20 جلدتالیف کرده است. مؤلف در این اثر پس از نقل فرازی از کلام مولای متقیان علیه السلام تحت سه عنوان به بحث می پردازد:
1 - لغت. 2 - اعراب. 3 - معنا.
برخی خطبه ها و نامه های امام امیرالمؤمنین علیه السلام که در نهج البلاغه نیامده،در این کتاب آمده است.
گاهی به مصادر نهج البلاغه هم اشاره شده است. این کتاب با خط علی اصغر عالم دیانتی تبریزی به طبع رسیده است.
16 - خورشید بی غروب
اثر عبدالمجید معادیخواه که بافهرست های دهگانه تنظیم و در یک جلد،تمام نهج البلاغه ترجمه شده است.
دراین اثر متن در یک صفحه و ترجمه فارسی آن در صفحه مقابل قرار دارد.
17 - سروش خدا در سرود علی علیه السلام
اثر ذبیح الله منصوری، این کتاب متن عربی ندارد و فقط ترجمه فارسی نهج البلاغه را دربرگرفته است و در یک جلد منتشر شده است.
18 - ترجمه آیتی
عبدالمحمد آیتی نهج البلاغه را در دو جلدترجمه کرده است که در سال 1376 ش. چاپ شده است. چاپ ششم این ترجمه در یک جلد به بازار آمده است.
19 - ترجمه
اثر سید کاظم ارفع، در این کتاب متن نهج البلاغه در یک صفحه و ترجمه در مقابل آن قرار گرفته است. این اثر در سال 1378 توسط انتشارات فیض کاشانی به چاپ رسید.
20 - ترجمه استاد جعفری
علامه محمدتقی جعفری تمام نهج البلاغه را در یک جلد ترجمه کرد که به کوشش علی جعفری و توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامی درسال 1378 چاپ و منتشر شد. این کتاب،دومین اثر استاد جعفری در زمینه ترجمه نهج البلاغه می باشد.
21 - ترجمه امام ابهری
دراین کتاب 125 خطبه نهج البلاغه توسط نگارنده در سال 1383 ه .ق به صورت نظم و نثر، به فارسی ترجمه شده است.
22 - سخنان جاویدان
اثر داریوش شاهین، متن عربی نهج البلاغه در این کتاب نیامده است. چاپ اول آن درسال 1398 ه .ق درتهران انجام یافت و بعد ازآن چندبار چاپ شد و چاپ پنجم آن در سال 1402 ه .ق در 1632 صفحه به طبع رسید.
23 - ترجمه ابن ابی الحدید
اثر شمس الدین محمد بن مراد که در سال 1013 ه .ق ترجمه شده است. وی در این اثرتا جلد هفتم نهج البلاغه ابن ابی الحدید را به فارسی برگردانده است.
24 - مظهرالبینات
اثر نصرالله بن تراب دزفولی که در سال 1292 ه .ق به رشته تحریر در آورده است.
25 - ترجمه ملاتاجا
اثر تاج الدین حسن، معروف به ملاتاجا،پدر فاضل هندی (نویسنده کشف اللثام).
26 - درمکتب علی علیه السلام
اثر عمران علیزاده تبریزی که بخشی از نهج البلاغه را در بردارد.
27 - شگفتی های نهج البلاغه
ترجمه کتاب «روائع نهج البلاغه » اثرنویسنده معروف مسیحی، «جرج جرداق »،مولف کتاب معروف «الامام علی صوت العدالة الانسانیه » که توسط آقای فخرالدین حجازی و محمدرضا انصاری به صورت جداگانه ترجمه و به نام «زیبایی های نهج البلاغه » منتشر شد.
28 - مواعظ اهل اسلام
اثر سید حسین عرب باغی ارومی که خطبه هایی را از نهج البلاغه برگزیده و آن ها رادر نماز جمعه ارومیه خوانده، سپس به نام مواعظ اهل اسلام ترجمه و منتشر کرده است.علامه تهرانی شرح حال وی را در نقباء البشرآورده است. مؤلف در بین سال های 1294 تا1369ه .ق زندگی می کرد.
29 - هزار گوهر
اثر سیدعطاءالله مجدی که هزار کلمه ازکلمات امیرالمؤمنین علی علیه السلام را از نهج البلاغه استخراج کرده و به ترتیب حروف تهجی مرتب ساخته و به صورت نظم و نثر، به فارسی ترجمه نموده است. دفتر نشر فرهنگ اسلامی چاپ ششم این کتاب را در سال 1377 در تهران به چاپ رسانده است.
30 - سخنان درخشان امام علی علیه السلام
اثر هادی خاتمی بروجردی که قسمت هایی را از نهج البلاغه برگزیده و به فارسی ترجمه وشرح کرده است.
31 - سخنان علی علیه السلام در نهج البلاغه
اثر فضل الله کمپانی که گزیده هایی از نهج البلاغه را ترجمه کرده و در سال 1394 ه .ق در تهران به چاپ رسانده است.
32 - الهام از گفتار علی علیه السلام
اثر سید محمدتقی حکیم که موضوعاتی ازنهج البلاغه را ترجمه کرده و هر قسمتی را به عنوان یک درس جداگانه قرار داده است. هردرس با کلامی از نهج البلاغه شروع می شود وشرح مؤلف برآن در ادامه اش می آید. مؤلف آن را در سال 1346 منتشر کرد.
33 - سیری در نهج البلاغه
مقدمه کتاب با این شعر آغاز می شود:
نردبان آسمان است این کلام هر که از آن بررود، آید به بام نی به بام چرخ کان اخضر بود بل به بامی کز فلک برتر بود
استاد مطهری این کتاب را به 7 موضوع تقسیم کرده و با نقل فرازهایی از کلام علی علیه السلام آن را ترجمه و توضیح داده است.موضوعات فوق به این شرح است:
1 - کتابی شگفت.
2 - الهیات و ماوراء الطبیعه.
3 - سلوک و عبادت.
4 - حکومت و عدالت.
5 - اهل بیت و خلافت.
6 - موعظه و حکمت.
7 - دنیا و دنیا پرستی.
34 - خدا در نهج البلاغه
اثر محمدعلی گرامی.
35 - سی درس از نهج البلاغه
اثر علی کاظمی.
36 - ترجمه مبشری
اثر اسدالله مبشری که بخش دوم (نامه ها)و بخش سوم (کلمات قصار) نهج البلاغه را باعنوان گزیده ای از سخنان علی علیه السلام ترجمه کرده است. وی مقدمه کتاب خویش را با این شعر مولوی آغاز کرده است:
راز بگشای ای علی مرتضی ای پس از سوء القضا حسن القضاء
مؤلف بعدها تمام نهج البلاغه را ترجمه کرد وچاپ سوم آن در سال 1366 منتشر شد.
37 - نهج البلاغه فارسی
اثر محمدمهدی ابوترابی سهندی که نگارش آن درسال 1097 ه .ق به اتمام رسید.
38 - ترجمه آیة الله طالقانی
اثرآیة الله سید محمود طالقانی که در جلد اول این کتاب، نهج البلاغه را تا خطبه 81 به فارسی برگردانده و در سال 1326 چاپ شده است.
مترجم توضیحات خویش را در پاورقی آورده و در مورد هدف ترجمه خود نوشته است:
«این ترجمه را فقط برای آشنایی اولی عموم فارسی زبانان نگاشته ام.»
39 - نهج البلاغه در قالب مثنوی
اثر امید مجد، جوان نیشابوری که بخشی ازنهج البلاغه را به صورت نظم در قالب مثنوی ترجمه کرده است.
وی تاکنون توانسته است 180 خطبه حضرت علی علیه السلام را در قالب مثنوی به نظم در آورد. وی قبلا کل قرآن را در قالب 18 هزاربیت بر وزن شاهنامه سروده بود که تاکنون 8بار تجدید چاپ شده است.
40 - الکاشف
این کتاب برخلاف آثار قبلی، ترجمه و یاشرح فارسی نیست، بلکه استاد مصطفوی خراسانی آن را برای راهنمایی نهج البلاغه پژوهان به موضوعات و کلمات این اثرجاویدان، نگاشته است.
نویسنده درمورد علت تالیف این کتاب می نویسد: «این کتاب شریف (نهج البلاغه) رابا آن که بسیار مطالعه می کردم، گاهی برای یافتن مطلبی که سابقا دیده بودم، ساعت هاصرف وقت می کردم، در سال 1330 هجری به فکر افتادم که مانند کشف الآیات قرآن،تالیفی برای نهج البلاغه فراهم کنم.»


 
 
نهج البلاغه
نویسنده : خاتون - ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٩
 

 

 نهج‌البلاغه عنوان مجموعه‌ای برگزیده ازسخنان امام ‏علی ‌بن ‌ابیطالب(ع) است که در سال‌های پایانی سده چهارم به دست «‏ابوالحسن‌‌محمد الرضی‌الموسوی»، ادیب و شاعر برجسته سده چهارم ‏هجری دربغداد گردآوری شده است. ‏

‏از همان روز تألیف تاکنون این کتاب تأثیر ژرف و گسترده‌ای ‏بر ادبیات عربی و فارسی گذاشته است. اگرچه سخنان امام ‏علی(ع) پیش از گردآوری گزیده‌ای از آن در نهج‌البلاغه، مشهور ‏بوده است و بر ادیبان و مورخان و اهل حکمت و دانشمندان ‏رشته‌های گوناگون علوم و معارف اسلامی، اعم از عرب زبان و ‏فارسی زبان، تأثیر می‌گذاشته، آثار مکتوب سده‌های دوم تا ‏چهارم و از چهارم به بعد مستقل از نهج‌البلاغه، برخوردار از ‏بخش قابل توجهی از آن سخنان است که به شکل‌های گوناگون از ‏آن‌ها سود جسته‌اند؛ لیکن کتاب نهج‌البلاغه این تأثیرگذاری را ‏گسترش و ژرفای بیشتری بخشید. ‏

امام علی(ع) و سخنوری؛ بـه هریـک از بزرگان بشری و تـاریخ‌سازان انسانی که ‏بنگری، او را، کم و بیش، دارای بهره‌ای از ادبیات و آفرینش ‏هنری می‌یابی؛ از پیامبران گرفته تا دانشمندان، از اصلاح‌گران ‏تا هنرمندان، از سیاستمداران تا خردمندان، همگی سخنورانی ‏ادیب و هنرورانی عجیب بوده‌اند. ‏

این حقیقت در شخصیت امام ‌علی‌ بن ‌ابیطالب(ع)، از همگان ‏نمایان‌تر است و در همه شئون انسانی، علمی، ادبی و اعتقادی ‏پیشوایی برجسته است و نهج‌البلاغه او تاجی درخشان بر تارک ‏روزگاران. ‏

شیوه بیان او برگرفته از قرآن و سنت نبوی است؛ استعداد ‏ذاتی و برون مایه صحرای بیکران، آسمان درخشان و طبیعت ساده ‏جزیرة‌العرب نیز بر موهبت‌هایش افزوده است. ‏

از همان روزگار خود او که بر منبر فراز شده خطابه‌های ‏آتشینش افسردگان را گرما می‌بخشید و گمشدگان را راه می‌نمود و ‏نشستگان را به تکاپو می‌انداخت و مردگان را از گور به قیام ‏وا می‌داشت و شیفتگان را به حفظ، یادداشت، اقتباس و پیروی ‏برانگیخت.

یکی از برجستگی‌های پر فروغ سخنان علی(ع): زیبایی لفظ و ‏شیوایی بیان از جهت ظاهر و ژرفایی معنا و هماهنگی میان ‏لفظ و معنا از جهت باطن و همبستگی و پیوند میان الفاظ و ‏معنی از جهت نظم و ترتیب است. ‏

شگفت اینکه به دلایل تاریخی و قراین واقعی امام(ع) هیچ ‏یک ازخطابه‌ها و کلامش را با آمادگی قبلی، فراهم نساخته، ‏بیشتر آن‌ها را ناگهان در برابر پیشامدی به زبان آورده است؛ ‏جرج جرداق دراین باره می‌نویسد: ‏«در خطابه‌های ارتجالی و ناگهانی او معجزاتی از اندیشه‌های ‏استوار با معیارهای دقیق عقل حکیمانه و منطق پایدار یافت ‏می‌شود و در برابر چنین گستردگی و ژرفایی از استواری و دقت و ‏موشکافی آنگاه به شگفتی دچار می‌شوی که بدانی علی، حتی تا چند ‏لحظه پیش از سخنرانی هم، برای آن آمادگی نداشته است.

سخنان امام علی(ع) به جهت زیبایی و شیوایی و گیرایی و گوهر ‏زایی از همان روزگار گفتار میان مردم پراکنده شده است و در ‏دل‌ها و خردها جای گزیده بود، لیکن پس از وی، بنی امیه، ‏در ضمن اقدامات ضدعلوی خود، به جلوگیری از گسترش، نقل و ‏نوشتن سخنان او هم می‌کوشیدند؛ در روزگار عباسیان (چون ‏تظاهر به طرفداری و دوستی علی و خاندان او می‌کردند) سخنان ‏او از نهانگاه دل‌ها و مغزها و کتاب‌ها و گنجینه‌ها بیرون ‏آمده بر زبان‌ها و کتاب‌ها جریان یافت و نقش بست.

این وضع که ‏دوره حاکمیت فرهنگی و سیاسی شیعیان و ایرانیان بود دیری ‏نپایید و با فرمانروا شدن متوکل(233هـ) دست پرورده ترکان ‏ماوراء النهر و فرهنگ ضدایرانی و ضدشیعی و مخالف با عقل ‏و منطق و حاکمیت تقلید و حدیث، بار دیگر نقل و گزارش سخنان ‏علی(ع) و آموزش و گسترش فرهنگ شیعی ممنوع شد و بر دوش ‏دارندگان پرچمش دچار پیگرد دژخیمان و گریزان از مرکز قدرت و ‏خلافت شدند. لیکن این دوره هم بیش از یک سده تاب ماندن ‏نیاورد، اگرچه منابع فرهنگی بسیاری را در مرکز اسلام و ‏در شعاعی نه چندان محدود از میان برداشت و با درآمدن ‏آل‌بویه ایرانی و شیعی به بغداد (334 هـ ). بار دیگر خرد‌‏ورزی و آزاداندیشی (دو ستون استوار گسترش و ریشه‌دار ‏شدن دانش و فرهنگ است) به بغداد بازگشت.

دانشمندان ‏از گوشه و کنارهای جهان اسلام به آهنگ فراگرفتن هر دانشی که ‏می‌خواستند و برای آموختن هرچه می‌دانستند، بهره‌ور شده از ‏امکانات فرهنگی، برخوردار شدن از نعمت آزادی، به دست ‏آوردن تشویق بزرگان دانش و سیاست، چیدن بار و بر علم و ‏حکمت، روی به بغداد گذاشتند. ‏

در این روزگار که به گفته نویسندگان تاریخ و پژوهشگران ‏در ادبیات، عصر زرین تاریخ علوم اسلامی به شمار می‌رود.

در چنین دوره پربار و بی‌مانندی است که زمینه از هر جهت ‏برای گسترش و آموزش فرهنگ جاویدان و ژرف و انسانی علوی ‏فراهم می‌شود، و سید رضی، شاعر، ادیب، سخن‌شناس و دانشمند ‏بزرگ این روزگار گزیده‌ای از سخنان امیرالمومنین(ع) را گردآوری ‏می‌کند و نهج‌البلاغه می‌نامد.‏

 

 


 
 
خداحافظ
نویسنده : خاتون - ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٩
 

 

سفر به خیر گل من که می روی با باد
ز دیده می روی اما نمی روی از یاد


کدام دشت و دمن ؟یا کدام باغ و چمن؟


کجاست مقصدت ای گل؟کجاست مقصد باد؟


مباد بیم خزانت که هر کجا گذری
هزارباغ به شکرا نه ی تو خواهد زاد


تمام خلوت خود را ،اگر نباشی تو
به یاد سرخترین لحضه ی تو خواهم داد


تو هم به یاد من اورا ببوس ،اگر گذرت
به مرغ خسته پرِ دلشکسته ای افتاد


شاعر:حسین منزوی


 
 
غریبی از نسل غربت!
نویسنده : منتظر المهدی(عجل الله) - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ تیر ۱۳۸٩
 

باشد؛ قبول! تو از من خیلی عاشق تر بودی، خیلی پاک تر و با صفا تر.

اصلا همه ی خیلی ها مال تو  و فقط یکی سهم من، و آن این که:

                                  اویس! "من از تو خیلی غریب ترم"  خیلی!

وقتی که رسیدی؛ در خانه اش نبود...

گفتند: بمان؛ می آید.

گفتی: مادرم مرا امر فرموده نیمی از روز بیش نمانم. بسیار گریستی و آنگاه بازگشتی.

اویس! ما هر دو در یک چیز شبیه هستیم "فاصله". درد مشترکمان همین است!

           از قَرَن تو تا او.

           از قَرن من تا او.

 چه فرقی می کند؟ برای تو از جنس مکان باشد و برای من از جنس زمان .

تو رسیدی بر در خانه اش رفته بود سفر . من هم که رسیدم رفته بود سفر.

تو ندیدی اش. من هم ندیدم اش..

اما...

تو رسیدی رویش نبود بویش که بود .من رسیدم نه بویش بود نه هیچ چیز دیگری برای قناعت.

تو رسیدی ستون ها، تنه ی نخل بودند که بوی دستش را میدادند و تو در آغوش کشیدیشان. من که رسیدم ستون های سنگی سرد بود و گرمای دستهایش در مرمرها منجمد! معماری مدرن! هندسه ی عشق رفته بود.

و ما فقط تا به همان جا همسفر بودیم! بعد از این داستان من است و تو نیستی! تو با سهمت آن روز برگشتی و من هنوز...!

اویس! من خیلی دورم؛ جوان قرن های دور از او! که نه رویش را دارم و نه بویش را.

کجایند آن رسولانی که نه سیزده سال که فقط چند روز برای بازگشتنم صبوری کنند؟! کجایند مردانی که به دنبالم آیند و برای باز آمدنم بگریند؟! کجایند آنان که نفس بزنند و چنان به دنبالم بیایند که رمق زانوانشان تمامی بگیرد و باز برای آمدنم دعا کنند؟؟!!

اویس! ولله من از تو خیلی غریب ترم!

                                       کی می رسد آن جمعه که...

اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله و غیبته ولینا


 
 
یکسال و نیم....
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ تیر ۱۳۸٩
 

یکسال و  نیم بعد تو سالار تشنه لب
                                                                                        زینب به آب لب نزد ای یار تشنه لب
یکسال و  نیم بعد تو سوخت جان زینبت
                                                                                        شانه نخورده موی پریشان زینبت
یکسال و  نیم گریه برای تو کرده ام
                                                                                         با عالمی که غرق عزای تو کرده ام
یکسال و  نیم ناله زدم ای حسین من
                                                                                        یاد قدیم ناله زدم ای حسین من
یکسال و  نیم خنده به زینب شده حرام
                                                                                      جز نام دوست نشنود از من کسی کلام
یکسال و  نیم روضه گودال خوانده ام
                                                                                      از دست و پای زخمی اطفال خوانده ام
یکسال و  نیم یاد گلوی تو بوده ام
                                                                                      وقت نماز محو وضوی تو بوده ام
یکسال و  نیم یاد لبت از دلم نرفت
                                                                                     یاد نماز نیمه شبت از دلم نرفت
یکسال و  نیم بعد تو سینه زدم حسین
                                                                                     آتش بجان اهل مدینه زدم حسین
یکسال و  نیم بعد تو فریاد می زدم
                                                                                    در مسجد النبی ز دلم داد می زدم
یکسال و  نیم با پدر خسته گفته ام
                                                                                    از محمل برهنه و کت بسته گفته ام
یکسال و  نیم با حسن از کوفه گفته ام
                                                                                   یک کوچه نه از غم صد کوچه گفته ام
یکسال و  نیم نیمه شب بهر مادرت
                                                                                   گفتم حکایت سم اسبان و پیکرت
یکسال و  نیم بعد تو خوابم نبرده است
                                                                                  زینب
طعام سیر پس از تو نخورده است
یکسال و  نیم زینب تو بود و زمزمه
                                                                                 خجلت ز روی مادر سردار علقمه
یکسال و  نیم ناله ام البنین حسین
                                                                                می زد مرا کنار بقیع بر زمین حسین
یکسال و  نیم پیرهنت اشک من گرفت
                                                                                شیب الخضیب زخم تنت اشک من گرفت
یکسال و  نیم فکر سرت روی نیزه ها
                                                                                یک لحظه هم نکرده برادر مرا رها
یکسال و  نیم یاد سرت در میان طشت
                                                                              از قلب پاره پاره خواهر جدا نگشت
یکسال و  نیم زینب تو بود و اضطراب
                                                                              یک خاطره است کشته مرا مجلس شراب

*************************

انصافا زیباترین شعری است که در طول این سالها، برای وفات حضرت زینب (سلام الله علیها) شنیده ام. هرچند گلایه از اینکه چرا برای مناسبتها فقط شعر درج میشود، بجاست، اما در این مورد عفو کنید که بهتر نیافتم!



 
 
به نام "پدر"!
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ تیر ۱۳۸٩
 

مظهر کل عجائب به نبی یار علـیـست

                                                    ولـــی خـالــق بـخــشـنــده دادار عـلـیـسـت

آنـکـه مـیـگـفـت سلونی به فراز منـبر

                                                   باب عـلم نـبی و کاشـف اسـرار عـلـیســت

آنـکـه بر دوش رسول مدنی پـای نهاد

                                                    کرد بتها ز حـرم جـمله نگـونسار عـلیسـت

آنـکه در بسـتر پـیــغـمبر اسـلام بخفت

                                                   حافظ جان وی از فـرقه خونخوار علیـست

آنـکه گـرد مـحـن از چهره ایتـام زدود

                                                   هـمــدم مــردم درمــانـــده افـگـار علیـست

آنـکه بشکافت بگهواره ز هم اژدر را

                                                   شـیـر مـیـدان یـلـی حـیـدر کـرار عـلیـسـت

آنکه در خانه حق شد متـولـد ز شرف

                                                      خـانـه زاد احــد و محـرم اسـرار عـلیست

آنکه در خم غـدیر آمـده بـر خـلق امیر

                                                      مـظـهـر لـطـف خـداونـد جـهاندار علیست

آنکه با قاتل خود لطف و مدارا فرمود

                                                      ابــن عـم نـبـی و مـظـهـر دادار عـلـیسـت

آن یدالله که جدا کرد سر از پیکر عمرو

                                                       صـاحـب تـیـغ دو سـر آیـت قهـار علیست

کـی تـوانـم بـمـدیحش سخنی ساز کنم

                                                       فـوق اوهـام عـلی بـرتـر افـکـار عـلیست

ولادت امیرالمونین علی (علیه السلام) و روز پدر مبارک!

شاید تا به حال فکر نکرده باشیم که "پدری" برای پدرانمان چه وظیفه ی سنگینی است!

از همان اول، پدر و مولای ما، رنج فرزاندان امتش را کشید. از حقش گذشت، تا خانواده یعنی اسلام، باقی بماند.

حالا هم که ما، زحمت و تلاش پدرانمان را لمس میکنیم و میبینم که تکیه گاه بودن برای خانواده، چقدر مشکل است!!

حتی "مادر" که بار بسیاری از سختی ها و مصائب زندگی را به دوش میکشد، بعد از خدا، پشتوانه ای دارد که در هنگام خستگی به یاریش بیاید! اما "پدر"......................!!

نعمت خانواده که، ستونهای اصلی استواری اش پدر و مادر هستند، بی شک یکی از ارزشمند ترین کرامات خداوند به بندگان است که حقا مستوجب شکر کثیر است.

امیدوارم که خداوند متعال، توفیق این نعمت و شکر آن را به همه اعطا فرماید.

شاید حیا، دستمان را در سایر ایام بسته باشد اما روز پدر، بهترین فرصت برای فرزند است که دست و صورت "پدر"  را ببوسد و به دورش طواف کند!

لذتش، نوش جان همه......

یا علی مدد


 
 
 
نویسنده : رضا دهقانی - ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ تیر ۱۳۸٩
 

 

آخ. بالاخره امتحانات هم تموم شد......... امیدوارم همتون نمره های ١٩.۵٠ بیارید.

نمی گم ٢٠ چون زشته باسه یه دانشجو که را به را ٢٠ بگیره، مثل....

تابستونتون قشنگ