Redirect Code

Page has moved

Redirector Code

دانشجویان رشته ادبیات عرب دانشگاه تهران ورودی 1387

پیامک و اس ام اس های جالب ویژه شب امتحان
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٩
 

برای دیدن ادامه  عکسها و دانلود روی این عکس کلیک کنید

پیامک و اس ام اس های جالب ویژه شب امتحان

 

تقلب چیست !؟

یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن واین کاره بودن

شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمی دارد.نوعی هلو برو تو گلو  !

 


یه تعریف دیگه از تقلب !

۱٫یک روش غیر اصولی و ناجوانمردانه برای نتیجه گرفتن در امتحان

۲٫تنها روش اصولی و مبتنی بر عقل برای نتیجه گرفتن در امتحان !


 
 
یک درس...
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ دی ۱۳۸٩
 

بسم الله

چند ساعتی از آغاز روز دوشنبه (امروز) گذشته بود که در حال تلاش برای یافتن راهی برای مطالعه کامل "متون عباسی" بودم و از  داغ مصیبت نیافتن آن راه با نوای

" توی خونه همه خوابند، و من بیچاره بیدار!

                              با کتاب زمزمه دارم: قبولی! خدا نگهدار....."

در حال اقامه عزا بودم! که ناگاه در بین جزوات خوش خط و منظم جناب "امین" که حقیقتا باعث ایصال دو صد تحیت و بدرود به روح اموات وی و آرزوی سلامتی برای بجا ماندگان تبار "عامریان" گردید!!، با دو بیت شعر مواجه گشتم که انصافا بسیار جای تأمل دارد! نه فقط برای ترجمه بلکه برای آویزه نمودن به گوش در تمامی مراحل زندگی! 

           اعدی عدوک ادنی من وثقت به

( دشمن ترین دشمنان تو نزدیک ترین شخصی است که به وی اعتماد داری!)

                                                                 فحاذر الناس و اصحبهم علی دخل

( از نیرنگ مردمان بر حذر باش و در هنمشینی با آنان، هوشیار باش)

         و انما رجل الدنیا و واحدها

                                                        من لا یعول فی الدنیا علی رجل

( یگانه مرد روزگار، کسی است که در دنیا بر هیچ فرد دیگری تکیه نکند!)

البته نه به این شدتی که در شعر آمده است اما بنظرم همواره باید توجه داشت که باید به کسی اعتماد کرد که علاوه بر اخوت و نزدیکی، " راز دار و معتمد" باشد!

و اینکه باید در هر زمینه که توانایی داشتیم به یکدیگر یاری برسانیم اما نباید آنچنان به کسی تکیه کرد که....!

---------------------------------------------

* در این ایام امتحانات یکدیگر را از دعای خیر محروم نکنیم!

( اللهم لا تلقنا بأیدی الااستاذة المشرطین!!)


 
 
وقتی آفرید
نویسنده : خاتون - ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ دی ۱۳۸٩
 

 

وقتی از آفتاب برایت تن آفرید

تکلیف روزهای مرا روشن آفرید

برقی به چشم های تو داد و دلی به من

انگار زیر صاعقه ای خرمن آفرید

من گل شدم کنار تو پرپر شدم ولی

ای غنچه در سرشت تو نشکفتن آفرید

در سر هوای زلف تو را داشتم ولی

کوتاه ز دست منت دامن آفرید

من ساحل و تو موج ؛ببین سرنوشت را

حتی کنار آمدنت رفتن آفرید

 

شاعر"جواد زهتاب"


 
 
 
نویسنده : امین - ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٩
 

وحشت از عشق که نه ،

      ترسم از فاصله هاست

             وحشت از غصه که نه ، ت

                    رسم از خاتمه هاست

                          ترس بیهوده ندارم

                                صحبت از خاطره هاست

                                      صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست

                                              کوله باری پر از هیچ که بر شانه ماست

                                                      گله از دست کسی نیست ،

                                                                مقصر دل دیوانه ماست


 
 
معرفی سایت
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ٤:۱۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٩
 

همکلاسی های عزیز می توانند با مراجعه به سایتی که در زیر آدرس آن را مشاهده می کنند سوالات خود را در رابطه با ادبیات عرب مطرح کنند و پاسخ آن را به کمک سایر اعضای انجمن دریافت کنند.

پیشنهاد می کنم که حتما در این انجمن ثبت نام کنید.

www.arabicforall.forummotion.com

و یا:

www.arabi.dde.ir

 


 
 
انگشت شهادت
نویسنده : خاتون - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٩
 

 

نیزه را سرورمن !بستر راحت کردی

شام را غلغله ی صبح قیامت کردی

 

به لب تشنه ات آن روز ؛اشارت می کرد

خاتمی را که در انگشت ِ شهادت کردی

 

عقل می خواست بمانی به حرم ؛اما عشق

گفت بر نیزه بزن بوسه ؛اجابت کردی

 

بانگ لبیک که حجاج به لب می آرند

آیه ای است که بر نیزه تلاوت کردی

 

اکبر و قاسم و عباس کجایند؟ کجا؟

عشق!چون این همه را بردی و غارت کردی؟

 

چیست در تو؟همه امروز تو را می جویند

ای تن بی سر سرور !چه قیامت کردی!

 

باز من ماندم و صد کوفه غریبی هیهات!

گرچه آزاد مرا ؛تو ز اسارت کردی

 

شاعر:محمد علی عجمی


 
 
آدرس روزنامه های عربی زبان...
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٩
 

 

روزنامه ها

سلام بر شما!!!

داشتم توی اینترنت چرخ می زدم که یه سایت نظرمو به خودش جلب کرد ، گفتم شما رو ازش بی نصیب نکنم.دوستان و همکلاسی های عزیز از لینک زیر می تونند برای مطالعه روزنامه ها و مجلات عربی استفاده کنند.

اینجا کلیک کنید.


 
 
شهدا و اسرا
نویسنده : خاتون - ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٩
 

 

شامیان!خون به دل خون شده ی ما نکنید

این قدَر ظلم به ذریه ی زهرا نکنید

 

بگذارید بگرییم به مظلومی خویش

به سرشک غم ما ؛خنده ی بی جا نکنید

 

دین ندارید اگر ؛غیرتتان رفته کجا؟

اسرا را ؛سر بازار تماشا نکنید

 

هر چه خواهید به ما زخم رسانید ولی

دیگر از زخم زبان ؛خون به دل ما نکنید

 

پیش چشم اسرا ؛سنگ به سرها نزنید

پای رأس شهدا ؛هلهله بر پا نکنید

 

این توقع که بگریید به ما نیست ولی

خنده بر گریه ی ذریه ی طاها نکنید

 

آیه ای کز لب خونین ؛سر نی می شنوید

با دف و چنگ و نی وهلهله معنا نکنید

 

محمل دختر معصوم مصیبت زده را

رو به رو با سر ببریده ی بابا نکنید

 

میثم از آل علی با همه ی خلق بگو

ترک دین ؛در طلب لذت دنیا نکنید

 

 

شاعر:غلام رضا سازگار(میثم)


 
 
به یاد آن روز...
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٩
 

کم کم به بودنشان عادت کردیم و باور کردیم که ما لیاقت میزبانیشان را داریم...

نزدشان رفتیم و سلام گفتیم."السلام علیکم یا اولیاءالله"

راز دلتنگی ها را در میان گذاشتیم و از غصه ها، حکایت کردیم و پیغامها فرستادیم...

برای انجام کارهایمان کسب اجازه کردیم و مدد خواستیم و جواب گرفتیم...

...

امروز  15 دیماه، دومین سالگرد تدفین 5 شهید گمنام در دانشگاه تهران است.

یادمان باشد که "هرچه داریم" از اعجاز خون مبارک این شهداست...


 
 
پاره آجر
نویسنده : موحد - ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٩
 

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت .
ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان ، یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد . پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد .
مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است . به طرف پسرک رفت تا او را به سختی تنبیه کند ….
پسرک گریان ، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو ، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند .
پسرک گفت :
” اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند . هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان کمک خواستم ، کسی توجه نکرد . برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم . ”
” برای اینکه شما را متوقف کنم ، ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم ”
مرد متاثر شد و به فکر فرو رفت … برادر پسرک را روی صندلی اش نشاند ، سوار ماشینش شد و به راه افتاد ….
در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما ، پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند !
خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند ….
اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند.


 
 
اشاره از دور
نویسنده : خاتون - ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٩
 

 

رأس تو را به روی نی هر چه نظاره می کنم

سیر نمی شود دلم ؛نگه دوباره می کنم

 

ز اشک و آه سینه ام ؛میان آب و آتشم

چوبا توام از این میان ؛کجا کناره می کنم؟

 

گمان کنند دشمنان ؛نیست به کام من زبان

ز دور بس که با سرت ؛ به سر اشاره می کنم

 

به دختران خود بگو که گوشواره ها چه شد؟

گریه به گوشواره نی؛ به گوش پاره می کنم

 

هم سر تو بر سر نی؛ هم سر اکبرت زپی

گاه نگاه سوی مه ؛ گه به ستاره می کنم

 

رخت به خون که رنگ زد؟آینه را که سنگ زد؟

رخنه ز آه خویشتن به سنگ خاره می کنم

 

شاعر:علی انسانی


 
 
مناجات نحویون!!!(طنز)
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٩
 

مناجات نحویون!!!



 بارالها هرچند درضمیرشأن ما نیست که با این صدای نکره با توسخن بگوییم ولی یا رب ما را به بالاترین مقام اولیائت منصوب بفرما.

خدایا ! ما همه اهل حرفیم ، مارا اهل فعل قرار بده واز زنگارکینه وعداوت منفصل بفرما. اراده ما را استوار بگردان تا اعمال ما مشتق ازافعالی باشد که رضایت تو را در تقدیر دارند.

خدایا ! افعال قلوب جامد ما را از افعال ناقصه گناهمان تمییز بفرما .

ای خدا ! ما که محلی از اعراب تقرّ ب تو نداریم خودت شر نواسخ شیطانی از سر ما رفع نما .ما را از صفات مشبهه به شیطان حفظ بفرما وصیغه مبالغه دوستی رابین ما وخودت قرار بده .ظروف ما را از عوامل معنوی سرشار بگردان . مارادر افعال مقاربه به تو بسیار دوریم به لطف افعال رجایت ما را مشمول ملحقین به جنّـت خود قرار بده .

خدایا ! بین جمله شرط و جزای آن گناهکار مانده ایم و از اعراب نظرت افتاده ایم به حق موصولات میان ما وخودت لفظـاً ومحلاً ارتباط قرار بده . ای منادای من ! از این همه نعمت که به ما داده ای باز برسر مادیات به تنازع وارد وبه آن مشغول شده ایم مارا در جهت شناخت درست حقیقت که از آن مجهول گشته ایم به فضل رحمت خوبش بر ما معلوم بگردان .

خدایا ! تو مجرد از هر گونه نواقص وما گرفتار هر گونه زوائد ، ما را مبرا بگردان . خدایا ! ما عبد و منسوب به تو هستیم لطفی نما واز مصغرات دنیوی مارا دور نگه دار . خدایا ! فاعل هر چیز تویی وما بقی مفعول تو پس عنایت به مفعول را مقدم بر فاعلیت خویش نگردان .

یا رب ! آنچه لازم است به درک آن رهنمون ساز واز تعدیات هوی وهوس زمان حال ، آینده ما را نیک ومطمئن بگردان . خدایا ! اعمال ما را عطف به مغفرت خود قرار ده . خدایا !  ما را از فهرست نزدیکان ویژه خود ملغی ومستثنی نفرما .

خدایا ! درک حقایق عالم هستی رابرای ما غیر منصرف قرار نده . بار خدایا ! صاحب حال حقیقی تویی به نیکوترین حال ما را محشور بگردان. ( یا أرحم الراحمین وآجود الأجودین )


 
 
هلال یک شبه
نویسنده : خاتون - ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩
 

 

صوت قرآن تو صبرم را ربود از دل حسین

زان سبب سر را زدم بر چوبه ی محمل حسین

 

من ز طفلی بر سر دوش نبی دیدم تو را

از چه بگرفتی کنون بر نوک نی منزل حسین؟

 

این تویی بالای نی ای آفتاب فاطمه

یاشده خورشید گردون بر زمین نازل حسین

 

می خورد بر هم لبت گویی تکلم می کنی

گاه با من گه به طفلان ؛گاه با قاتل حسین

 

ای هلال من ز بس در خاک و خون پوشیده ای

دیدنت آسان شناسایی بود مشکل حسین

 

اختیار دیده را پای سرت دادم زدست

ترسم از اشکم بماند کاروان در گل حسین

 

با تنت در قتلگه بنشسته جانم در عزا

با سرت بر نوک نی الفت گرفته دل حسین

 

با تمام دردها و غصه ها و رنج ها

نیستم آنی ز طفل کوچکت غافل حسین

 

هر چه پیش آید ؛خوش آید؛سینه را کردم سپر

با اسارت نهضتت را می کنم کامل حسین

 

سوز  و شور میثم بی دست و پا را کن قبول

گر چه شعرش هست در نزد تو نا قابل حسین

 

شاعر غلام رضا سازگار(میثم)


 
 
آزردن مهمان
نویسنده : خاتون - ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩
 

 

تا چند زنی ظالم !چوب یان لب عطشان را ؟

بردار از این لبها ؛این چوی خزیران را

 

آخر نه تو را این سر مهمان بود ای کافر!

تا چند روا داری آزردن مهمان را؟

 

در نزد تو تقصیرش جز خواندن قرآن چیست؟

با چوب نیازارد ؛کس قاری قرآن را

 

بهر چه زنی هی چوب بر بوسه گه احمد؟

او بوسه مدام از مهر زد این لب و دندان را

 

تا چند کنی ظالم خون در دل اطفالش؟

منمای پریشان تر این جمع پریشان را

 

گلزار پیمبر را ؛از کینه خزان کردی

الحال مکن خاموش این بلبل خوش خوان را

 

شاعر:صغیر اصفهانی


 
 
260 دیوان شعر از شعرای عرب
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩
 

260 دیوان شعر

از معروف ترین شاعران معاصر و کهن عرب

 به انضمام ترجمه عربی برخی از شاهکارهای ادبیات جهان


در این بخش، 260 عنوان کتاب به زبان عربی و به صورت فایل pdf برای

دریافت در اختیار شما قرار دارد. غالب این آثار مجموعه دواوین شاعران

کهن و معاصرعرب است. در این میان، دیوان شاعران قرون گذشته از

جمله؛ متنبی، ابوالعلاء معری، ابوهلال عسکری، امرو القیس، بشار بن

برد، صاحب بن عباد، فرزدق، شریف رضی و... مجموعه ای منحصر به

فرد را گرد آورده است. از میان شاعران معاصر عرب نیز دفتر اشعار و

مجموعه سروده های شاعرانی چون ادونیس، احمد مطر، محمود

درویش، سعادالصباح، سمیح القاسم، غاده السمان، نازک الملائکه، نزار

قبانی و ... در این مجموعه نفیس به چشم می خورد. در کنار همه این

آثار، برگزیده شعر شاعرانی از عراق، مغرب، سوریه، مصر و... بر غنای

این مجموعه افزوده است. بخشی از کتاب های این مجموعه نیز به

ترجمه معروف ترین آثار ادبی جهان اختصاص دارد.  در این میان ترجمه

عربی اشعار کسانی چون ازراپاوند، اکتاویوپاز، پابلو نرودا، گارسیا لورکا،

ویلیام شکسپیر، تی اس الیوت، بودلر و .... به چشم می خورد. ترجمه

هایی از دیوان حافظ و رباعیات خیام نیز رونقی خاص به مجموعه گرد

آمده بخشیده است. امید که مجموعه حاضر مورد توجه و استفاده

دوستان و دوستداران ادبیات جهان و شعر عرب قرار گیرد.