Redirect Code

Page has moved

Redirector Code

دانشجویان رشته ادبیات عرب دانشگاه تهران ورودی 1387

عمر دقایق
نویسنده : خاتون - ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸۸
 


در عبــور از کوچه های بی قرار

چشمه ای سازد به چشمم یاد یار

 

در مسـیر لحظه هـای اضطراب

می شــود مـوج نگاهم رهسـپار

 

چشــم شـمع منتـظر مانـد به در

تا به سـر آیـد دگر شـبهای تـار

 

هـر چـه از عمـر دقـایـق بگـذرد

حس شـود در عمق جانم انتـظار

 

بـوی بـاران خورده خاک رهش

آیـد از کنـج غـروبی پـر غبــار

 

فصل هجرانش به پایان می­رسد

از افـق آیـد همـی بـوی بهــار

 

غربت تلخ «رهــا» آخر شــود

در حضــــور جلـــوه روی نگار

 


 
 
اطلاعیه!!!
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸۸
 

مسابقه ترجمه داستان کوتاه برگزار می‌شود

مسابقه ترجمه داستان کوتاه برگزار می‌شود

خبرگزاری فارس: فراخوان مسابقه ترجمه داستان کوتاه در دو بخش عربی به فارسی و فارسی به عربی با موضوع آزاد توسط دفتر ادبیات ایران و عرب مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری اعلام شد.

 

به گزارش خبرگزاری فارس، به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری، این مسابقه در راستای شناخت استعدادها و تشویق مترجمان جوان و نوقلم برگزار می‌شود.

 

در فرخوان این مسابقه آمده است: شرکت در هر دو بخش مسابقه بلامانع است و در هر بخش تنها یک اثر در مسابقه شرکت داده می‌شود.

 

ترجمه‌هایی که بدون اصل اثر ارسال شوند، در مسابقه شرکت داده نخواهند شد.

 

ذکر مشخصات کامل، تحصیلات، نشانی و شماره تلفن شرکت کنندگان به همراه اثر ارسالی الزامی است.

 

به نفرات اول تا سوم هر بخش، جوایز ارزنده‌ای اهدا خواهد شد.

 

گزیده‌ای از آثار ارسالی، پس از اختتامیه از سوی مرکز آفرینش‌های ادبی، در مجموعه‌ای به چاپ خواهد رسید.

 

در این فراخوان مهلت ارسال آثار تا 25 آبان ماه اعلام شده است.

 

علاقه‌مندان می توانند آثار خود را به نشانی تهران، تقاطع خیابان های حافظ و سمیه، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، طبقه سوم، مرکز آفرینش‌های ادبی، دفتر ادبیات ایران و عرب ارسال کنند؛ و یا برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 84172309 تماس بگیرند.

 

خبر گزاری فارس


 
 
به بهانه پیوند خون شهدای عشایر و سپاه
نویسنده : منتظر المهدی(عجل الله) - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ مهر ۱۳۸۸
 

بسم الله الرحمن الرحیم

و مپندارید آنانکه در راه خدا کشته شدهاند، مردهاند بلکه زندهاند و روزی خور خوان الهی‌اند. "سوره آل عمران-١۶٩"

در جمعی پاک و عاشق و با صفا که نورخورشید یکرنگی و همدلی و محبتشان، کورکننده چشم خفاشان کوردل بود،‌دستی پلید درآمد و خون عاشقان فرشته خوی امت اسلام را در هم آمیخت.

اما...

 چه باک که خونهای به هم آمیخته و این پیکرهای پاره پاره و آن جگرهای به دندان گرفته شده، دودمان و بنیاد سلسله ظلم و تباهی و تیرگی را سست تر از همیشه خواهد کرد.

این بار  محفل عشق و عاشقی چه با صفا و بیآلایش بود. مردی از تبار کاروان عشاق، جانبازی جامانده از قافله شهادت، فرمانده ای از سلاله همت و باکری، کنار چند نفر از همسنگران همراهش، در جمعی با صفا و خاکی و در جمع بزرگی از عشایر بلوچستان ایران، به خاک و خون کشیده شد و کبوتر عاشق و خسته روح بزرگش، هم‌پرواز و همداستان با عاشقان بی ریا و باصفای عشایری، تا حریم ملکوت اوج گرفت.

چه زیباست این پیوند ... خون جا‌ماندهای از قافله شهدای ملت ایران در نبرد با همه استکبار، با خون عشایر شهید پروری که بار کینه و نفرت استکبار را این بار از شرق کشور به دوش می کشند.

 و ضحاک ددمنش، خون این جانباز عاشق و آن جمع پاک عشایری را در هم آمیخت و پیکرهای پاره پاره و گلگون آنان را در آغوش یکدیگر به مجسمه ای از جنایت صفتی و ددمنشی خود و تابلویی از زخم دیرین خون از ملت مسلمان ایران بدل ساخت.

آری، بار دیگر دست کثیف فتنه بیگانه و دست جنایت استکبار جهانی از آستین کافران و ملحدان و گروهکی تروریستی بیرون آمده و جمعی از فرزندان این مرز و بوم را به شهادت رساند .

سرنگون باد سلسله کفر جهانی؛ آنانیکه تحمل وحدت بین شیعه و سنی را ندارند و در ادامه ترورهای زنجیره ای و هدفمند کردستان اینبار سنکفرشهای شهر پیشین را از خون مدافعان اسلام رنگین کردند . غافل از این که بدانند شهادت نهایت آرزوی هر انسان آزاده ای است و سبزجامگان دلاور در آرزوی شهادت لحظه شماری می کنند.

 ولی دشمنان اسلام و ایران به دنبال از بین بردن وحدت بین مردم هستند . آنها نمی خواهند مناطق کمتر توسعه یافته رشد و بالندگی داشته باشد . جایی که امنیت نباشد سرمایه گذاری هم نخواهد بود و به تبع آن رشد و توسعه هم  نه !

و نظام سلطه و گروهکهای تروریستی دست پرورده اش هم به دنبال همین برنامه اند حالا هر شعاری هم بدهند در عمل باعث عقب ماندگی کسانی هستند که سنگ شان را به سینه می زنند .

به امید روزی که جوانان کشورمان به آن حد از آگاهی برسند که دست رد بر سینه دشمنان قسم خورده کشورشان بزنند . انشاالله


 
 
آن چه بخواهی توانی بود
نویسنده : خاتون - ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۸
 

در اندرون تو کسی است

دنیایی‌ست

و ترا یاری خواهد داد که خواستن را

به شدن بدل کنی

و نیرویی نهفته، که گام‌هایت را

پیوسته به راه تواند برد

پس خویشتن را آن گونه که می‌پسندی ترسیم کن

و دست به کار آن چه باید.

و هر روز تنها گامی بردار، آرام و پرتوان

در امتداد آن رویای دلپذیر

آری گاه چنین شود که تداوم راه

سخت و ناممکن آید

رویایت را فرو مگذار

پس آن گاه سحرگاهی فرا خواهد رسید

که چشم بگشایی و خویشتن راببینی

بایسته و پرتوان

و آمیخته‌ی آن چه که می‌خواسته‌ای

این کمترین پاداش است


 
 
نوای بندگی
نویسنده : مبینا - ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸۸
 

                                    بی نهایت است و لامکان و بی زمان 

اما به قدر فهم تو کوچک میشود

و به قدر نیاز تو فرود می آید

وبه قدر آرزوی تو گسترده میشود

و به قدر ایمان تو کار گشا میشود

وبه قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک میشود

پدر میشود یتیمان راومادر

برادر میشود محتاجان برادری را

امید میشود نا امیدان را

راه میشود گمگشتگان را

نور میشود در تاریکی ماندگان را

شمشیر میشود رزمندگان را

عصا میشود پیران را

عشق میشود محتاجان به عشق را

خداوند همه چیز میشود همه کس را...

به شرط اعتقاد،به شرط پاکی دل،به شرط

طهارت روح،به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

بشویید قلبهایتان را از هر احساس ناروا

و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف

وزبانهایتان را از هر گفتار ناپاک

و دستهایتان را از هر آلودگی در بازار...

و بپرهیزید از ناجوانمردی ها ،ناراستی ها،

نامردمی ها!

چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه

بر سفره شمابا کاسه ای خوراک وتکه ای نان

می نشیند

در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند

ودر کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند...

مگر از زندگی جه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمیشود...؟

 

 

 

 

 


 
 
شهادت امام جعفر صادق(ع)
نویسنده : خاتون - ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ مهر ۱۳۸۸
 

 


دلم هواى بقیع دارد و غم صادق

عزا گرفته دل من ز ماتم صادق

دوباره بیرق مشکى به دست دل گیرم

زنم به سینه که آمد محرم صادق

سلام من به بقیع و به تربت صادق

سلام من به مدینه به غربت صادق

سلام من به مدینه به آستان بقیع

سلام من به بقیع و کبوتران بقیع

سلام من به مزار معطّر صادق

که مثل ماه درخشد به آسمان بقیع

سلام من به ششم ماه فاطمىّ بقیع

سلام من به گل یاس هاشمىّ بقیع

ز غربتش چه بگویم که سینه‏ها خون است

براى صادق زهرا مدینه محزون است

دلم دوباره به یاد رئیس مذهب سوخت

که ذکر غربت لیلى حدیث مجنون است

همانکه غربتش از قبر خاکى‏اش پیداست

امام صادق شیعه سلاله زهراست

ز بسکه کینه و غربت به هم موافق شد

هدف به تیر جسارت امام صادق شد

همانکه فاطمه را بین کوچه زد گویا

ز کینه قاتل این پیرمرد عاشق شد

امام پیر و کهنسال شیعه را کشتند

امان که روح سبکبال شیعه را کشتند

براى فاطمه از بى کسى سخن مى‏گفت

براى مادرش از غربت وطن مى‏گفت

بخاک حجره‏اش از سوز سینه مى‏غلطید

پسر به مادر خود از کتک زدن مى‏گفت

از آن شبى که زد او را ز کینه اِبْن‏ربیع

دوانده در پى‏اش اندر مدینه ابن‏ربیع

فضاى شهر مدینه بیاد او تار است

هنوز سینه آن پیر عشق خونبار است

هنور مى‏کشد او را عدو به دنبالش

هنوز هم ز عدویش دلش به آزار است

هنوز تلخى کامش به حسرت شهدى است

هنوز چشم دلش به رسیدن مهدى است


 
 
اسباب و انگیزه‏هاى آرزوهای طولانی
نویسنده : خاتون - ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ مهر ۱۳۸۸
 

عمده‏ترین چیزى که سبب آرزوهاى دراز مى‏شود جهل و بى‏خبرى است، جهل نسبت‏به خویشتن و نسبت‏به دنیا و جهل نسبت‏به قدرت و لطف خدا و ثواب آخرت و عقبى، مجموعه این جهل‏ها انسان را به وادى آرزوهاى دراز مى‏کشاند.

توضیح اینکه: انسان به سبب بى‏خبرى از وضع خویش و عدم توجه به این حقیقت که هر لحظه ممکن است پایان عمر او فرارسد، یک لخته خون کوچک مى‏تواند مجراى رگهاى قلب یا مغز او را بگیرد و در یک‏6لحظه، سکته قلبى یا مغزى بر او عارض شود یا حادثه‏اى همچون زلزله و آتش سوزى، تصادف در رانندگى، لغزیدن و بر زمین خوردن و ضربه مغزى شدن یا مانند اینها به زندگى او پایان دهد. آرى بر اثر جهل به این امور گرفتار این پندار مى‏شود که عمرى طولانى دارد و سپس یک مشت آرزوهاى دراز اطراف فکر او را احاطه مى‏کند و به او اجازه نمى‏دهد به غیر آن بیندیشد.

همچنین جهل نسبت‏به ناپایدارى و بى وفایى دنیا، دنیایى که نه بر صغیر رحم مى‏کند و نه بر کبیر، نه بر جوان رحم مى‏کند نه بر پیر، گاه پیش از آنکه پیرى بمیرد صدها کودک و جوان از دنیا مى‏روند و گاه پیش از آنکه مریض سخت جان دهد ده‏ها سالم در آغوش مرگ قرار مى‏گیرند.

گاه سلاطین مقتدر در یک روز به ضعیف‏ترین افراد مبدل مى‏شوند و در زندان انفرادى جاى مى‏گیرند و گاه ثروتمندان غرق ناز و نعمت در یک شب فقیر و تهیدست مى‏شوند و بر خاک سیاه مى‏نشینند، آرى جهل به این امور است که انسان را در گرداب طول امل مى‏اندازد.

اینجاست که سلمان فارسى، شاگرد بزرگ مکتب وحى، مى‏گوید: «ثلاث اعجبتنى حتى اضحکتنى: مؤمل الدنیا و الموت یطلبه، و غافل لیس بمغفول عنه، و ضاحک ملئ فیه لایدرى اساخط رب العالمین علیه ام راض عنه; سه کس مرا در شگفتى فرو برده تا آنجا که به خنده واداشته است: کسى که دنیا را آرزو مى‏کند در حالى که مرگ در پى اوست و کسى که از اجل خویش غافل است در حالى که اجل از او غافل نیست و کسى که با تمام وجودش مى‏خندد در حالى که نمى‏داند پروردگار جهانیان از او راضى است‏یا نه‏»؟

در روایات اسلامى نیز اشاره‏هاى روشنى به این معنى شده است، مولاى متقیان على(ع) مى‏فرماید: «من ایقن انه یفارق الاحباب و یسکن التراب و یواجه الحساب و یستغنى عما خلف، و یفتقر الى ما قدم کان حریا بقصر الامل و طول العمل; کسى که یقین دارد(به زودى) از دوستان جدا مى‏شود و در زیر خاک مسکن مى‏گزیند و با حساب الهى رو به روست و از آنچه بر جاى گذاشته بى نیاز مى‏گردد و به آنچه از پیش فرستاده محتاج مى‏شود، سزاوار است که آرزو را کوتاه و اعمال صالح را طولانى کند»!

در حدیث دیگرى از همان حضرت مى‏خوانیم: «اتقوا خداع الاآمال، فکم من مؤمل یوم لم یدرکه، و بانى بناء لم یسکنه، و جامع مال لم یاکله; از فریب آرزوها بپرهیزید، چه بسیار کسانى که آرزو داشتند روزى را(در آغوش ناز و نعمت‏بگذرانند) و هرگز به آن نرسیدند، چه بسیار کسانى که خانه و قصرى ساختند ولى هرگز در آن ساکن نشدند و چه بسیار کسانى که اموال زیادى اندوختند ولى هرگز از آن نخوردند»!

گاه جهل به آخرت و نعمت‏هاى بى پایان آن سراى جاویدان که یک لحظه نگاه کردن به آنها به تمام دنیا مى‏ارزد، سبب مى‏شود که انسان به آرزوهاى دراز در این جهان کشیده شود، حتى گاه مى‏شود بى خبرى از لذت زهد در دنیا و آزادگى از چنگال اسارت زرق و برق آن، انسان را به وادى طول امل مى‏کشاند!

در حدیثى از امام باقر(ع) مى‏خوانیم: «استجلب حلاوة الزهادة بقصر الامل; شیرینى زهد را با کوتاهى آرزوها به دست آر»!

و گاه مى‏شود انسان قدرت خدا را فراموش مى‏کند و یا نسبت‏به آن جاهل و بى خبر است و نمى‏داند خدایى که از لحظه انعقاد نطفه در رحم مادر پیوسته به او روزى داده است، در حالى که هیچ کس دسترسى به او نداشته مى‏تواند تا پایان عمر زندگى او را اداره کند و فرزندانش اگر دوست‏خدا باشند، خدا آنها را تنها نمى‏گذارد و اگر دشمن خدا باشند خدمت‏به آنها بى دلیل است.

آرى جهل به این امور سبب مى‏شود که زیر پوشش (تامین آینده خود و فرزندان)، گرفتار آرزوهاى دراز و طول امل گردد.

مجموعه این جهل‏ها و بى‏خبرى‏ها(جهل به خویشتن، جهل به دنیا، جهل نسبت‏به خدا و قدرت بى مانند او و جهل نسبت‏به آخرت و مواهب بى پایانش) آدمى را در بیابان بیکران و برهوت خشک و سوزان آرزوها سرگردان مى‏سازد.


 
 
...
نویسنده : موحد - ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸۸
 

بر سر گور کشیشی در کلیسا نوشته شده بود :

کودک که بودم می­خواستم دنیا را تغییر دهم

بزرگتر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است باید کشورم را تغییر دهم

بعدها آن را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم

در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده­ام را متحول کنم

اینک در آستانه­ی مرگ هستم و می­فهمم که اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم، شاید می­توانستم دنیا را تغییر دهم.


 
 
عجب،جومونگ هم صهیونیستی بود!
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸
 

 

فقط همین مانده بود که از سوابق صهیونیستی جومونگ ودار و دسته اش

پرده بردارند که این کاررا هم کردند.

باورش سخت است ولی اگرروزنامه جوان را می خواندید گزارش مفصلی

داشت درباره اینکه جومونگ اصلا ساخته وپرداخته صهیونیست هااست.که

اصلا"جومونگ همچون موسی(ع)در خانه فرعون(امپراتور)رشد ونمو می کند،با

 وی به مخالفت برمی خیزد ودر نهایت،مردم آواره را از رودخانه ای پهناور(که

گذر موسی(ع)از نیل را تداعی می کند)به سرزمین خالی از سکنه(!)پدرانش

 یعنی چوسان قدیم(ارض موعود)وارد می کند."

این عین عباراتی است که نویسنده روزنامه جوان به آن پی برده است وبعدهم

در اثبات ادعایش گفته است که "اگر نقشه چوسان قدیم که روی پوست ترسیم

شده رادیده باشید فقط کافیست نقشه فرضی ارض موعود صهیونیست ها

(نیل تا فرات)راقبلا دیده باشید تا از این شباهت بی اندازه به شگفت

آیید."نویسنده تاآنجا پیش رفته که برای ایجاد حس اینهمانی میان جومونگ

وصهیونیسم گفته"جومونگ برای دفاع از خود،حق دارد از سلاح های نا متعارف

 مانند شمشیر فولادی،بمب آتش زا و...علیه دشمنان خود استفاده کند تا جایی

که بیننده،این برتری تسلیحاتی را نوعی حق مسلم می داند که حاصل

هوشمندی وتخصص کارگزاران اوست."

افشاگری روزنامه جوان درباره پلیدی های جومونگ واهداف صهیونیستی اش

 طولانی است وبه همین ها بسنده نمی شود.مسوولا نرسانه ملی را بگو که

 برای پرهیز از ترویج ارزشهای غربی دست به دامان سریالهایی چون یانگوم

وجومونگ شده اندوحالا می بینید که به شرقی ها هم نمی توانند اعتماد کنند.

اگر مسوولان محافظه کار تلویزیون کمی کوتاه بیایند لابد تا چند ماه آینده فقط

سریالهایی روی آنتن می رود که سازندگانش امثال فرج الله سلحشور وجمال

 شورجه و... باشند،بلکه دیگر ردپای صهیونیستی در تلویزون ایران دیده نشود.


 
 
صلوات در روز جمعه
نویسنده : خاتون - ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ مهر ۱۳۸۸
 

 

امام صادق (ع) فرمودند: هیچ عملی در روز جمعه برتر از صلوات بر محمد و آل محد نیست .و همچنین فرمودند:صلوات بر محمد آل محمد در روز جمعه هزار بار و در غیر جمعه صد مرتبه سنت است.

رسول خدا فرمود: هر کس صد بار یا هزار بار در روز جمعه بر من صلوات فرستد خطایای هشتاد ساله اش آمرزیده می شود.


 
 
یک حرکت زیبا
نویسنده : مبینا - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸۸
 

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.».....استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند....آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود: « کدام لاستیک پنچر شده بود؟»....!!!


 
 
فرزدق کیست؟
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸۸
 

فرزدق،

             شاعر شیعی گو در عصر امام سجاد علیه السلام

 

همام بن غالب بن صعصعه معروف به فرزدق حدود 20 هـ متولد شد و سال 110 هـ ق در بصره وفات کرد. او از بزرگان بنی تمیم بود و در کودکی همراه پدرش به خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام شرفیاب شد و پدرش او را به عنوان شاعر مضر معرفی نمود ، امام علی علیه السلام به او سفارش کردند که قرآن بخواند که بهتر است از شعر، پس او شروع به حفظ قرآن نمود.

 


 
 
آثار و پیامدهاى آرزوهای طولانی
نویسنده : خاتون - ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ مهر ۱۳۸۸
 

آرزوهاى دراز و گاه بى پایان، آثار مخرب فراوانى در زندگى معنوى ومادى انسان دارد که به گوشه‏هایى از آن در احادیث‏بالا و همچنین در آیاتى که در قرآن مجید در آغاز این بحث ذکر شد آمده است و به طور کلى مى‏توان گفت: طول امل پیامدهاى خطرناک و مخرب و سوء زیر را دارد.

1- طول امل سرچشمه بسیارى از گناهان

یکى از بدترین آثار منفى طول امل و آرزوهاى دراز این است که انسان را به انواع گناهان دعوت مى‏کند، زیرا رسیدن به این آرزوها معمولا از طریق مشروع غیر ممکن است، بنابراین گرفتاران این رذیله اخلاقى خود را ناگزیر مى‏بینند که در کسب درآمدها چشم بر هم نهند و حلال و حرام را شناسایى نکنند و از غصب حقوق دیگران، خوردن اموال یتیمان، کم فروشى، رباخوارى، رشوه و مانند این امور، ابا نداشته باشند.

به همین دلیل در حدیث معروف غررالحکم آمده است: «من طال امله ساء عمله; کسى که آرزویش دراز باشد عملش بد مى‏شود»!

و نیز آمده: «اطول الناس املا اسوئهم عملا; آن کس که آرزوهایش طولانى‏تر است عملش زشت‏تر خواهد بود».

و در نقطه مقابل آن آمده است: «من قصر امله حسن عمله; کسى که آرزویش کوتاه باشد عملش نیک خواهد بود»!

هر سه حدیث‏بالا از مولا امیرمؤمنان على(ع) است که جان به فداى سخنان نورانى و انسان سازش باد.

2- طول امل یکى از اسباب مهم قساوت قلب

همان گونه که در آیات آغاز این بحث‏خواندیم قرآن مجید در باره یکى از اقوام پیشین مى‏گوید: آنها کسانى بودند که مى‏پنداشتند عمر طولانى دارند(و گرفتار آرزوهاى دراز شده‏اند) و از این رو قلب‏هاى آنها قساوت یافت.

دلیل این مساله روشن است; زیرا طول امل انسان را از خدا غافل مى‏کند و به دنیا حریص مى‏سازد و آخرت او را به دست فراموشى مى‏سپارد و اینها همه اسباب سنگدلى و قساوت است.

به همین دلیل در حدیثى آمده است که خداوند به موسى(ع) فرمود: «یا موسى لاتطول فى الدنیا املک فیقسوا قلبک، و القاسى القلب منى بعید; اى موسى! آرزوى خود را در دنیا طولانى نکن که قسى القلب خواهى شد و قسى القلب از من دور است‏».

همین معنى در حدیث دیگرى از امام امیرمؤمنان(ع) آمده است که فرمود: «من یامل ان یعیش ابدا یقسوا قلبه و یرغب فى الدنیا; کسى که آرزو دارد جاودانه در این دنیا بماند قسى القلب مى‏شود و راغب در دنیا مى‏گردد».

3- طول امل سبب نسیان اجل

این اثر نیاز به شرح و بسط ندارد و به خوبى در زندگى آنها که گرفتار این رذیله اخلاقى هستند نمایان است که هرگز نه سخنى از مرگ بر زبان مى‏رانند و نه در فکر آخرتند، بلکه دائما در گرداب غفلت غوطه‏ورند.

حدیث معروفى که هم از پیامبر اکرم(ص) و هم از امیرمؤمنان على(ع) نقل شده که مى‏فرماید: «طول الامل ینسى الآخرة; درازى آرزوها سبب فراموشى آخرت است‏» گواه صدق این مدعاست.

در حدیث دیگرى از مولا على(ع) مى‏خوانیم: «اکثر الناس املا اقلهم للموت ذکرا; کسى که آرزویش از همه طولانى‏تر است از همه کمتر به یاد مرگ است‏».

4- زندگى پررنج محصول دیگرى از طول امل

بدیهى است هر قدر آرزوها طولانى‏تر باشد تهیه مقدمات بیشترى را مى‏طلبد، همچنین صرفه‏جویى بیشترى براى حفظ اموال و ثروت‏ها جهت رسیدن به آن آرزوهاى دور و دراز لازم است و نتیجه این دو، یک زندگى توام با درد و رنج و سخت‏گیرى بر خود و خانواده خود توام با تلاش شبانه روزى بى رویه خواهد بود.

به همین جهت در احادیثى که از امیرمؤمنان على(ع) نقل شده است مى‏خوانیم: «من کثر مناه کثر عنائه; کسى که آرزوهایش زیاد باشد، تعب و رنج او فزونى خواهد یافت‏».

و نیز مى‏فرماید: «من استعان بالامانى افلس; کسى که از آرزوهاى دراز کمک بگیرد فقیر و مفلس مى‏شود(و زندگى فقیرانه‏اى خواهد داشت هر چند ثروتمند باشد).

و نیز مى‏فرماید: «الرغبة مفتاح النصب; تمایل به دنیا(و آرزوهاى دراز) کلید درد و رنج است‏»!

5- طول امل و زندگى ذلت‏بار

صاحبان آرزوهاى دراز نه تنها در رنج و تعب دائم به سر مى‏برند، بلکه ناچارند شخصیت انسانى خود را نیز در هم بشکنند و براى رسیدن به مقصود خیالى در برابر هر کس و ناکس خضوع کنند و دست التماس به سوى این و آن دراز نمایند و به زندگى ذلت‏بار تن در دهند. در حدیثى از امیرمؤمنان على(ع) مى‏خوانیم: «ذل الرجال فى خیبة الآمال; خوارى مردان در ناکامى آرزوهاست‏».

6- محرومیت از نعمتها

همان گونه که در بالا اشاره شد، کسانى که گرفتار آرزوهاى دور و درازند و در دریاى امانى غوطه‏ورند، غالبا به سراغ صرفه‏جویى و سخت‏گیرى هر چه بیشتر در استفاده از مواهب حیات و زندگى مى‏روند تا به آرزوهاى دور و دراز خود برسند. به همین دلیل نسبت‏به همه کس حتى خویشتن و زن و فرزند بخیل خواهند بود، همان بخلى که آنها را از بهره‏گیرى از نعمت‏هاى الهى محروم مى‏سازد و در عین برخوردارى از امکانات فراوان، زندگى فقیرانه‏اى دارند.

در زمان خود افرادى را مى‏بینیم که تحت عنوان «تامین آینده‏»! براى خود و فرزندان، گرفتار طول امل هستند و همین امر آنان را از مواهبى که در اختیار دارند محروم مى‏سازد.

7- طول امل و محروم بودن از درک حقایق

آرزوهاى دراز همچون سرابى است که تشنگان را در بیابان زندگى به دنبال خود مى‏کشاند و تشنه‏تر مى‏سازد، بى آنکه به جایى برسند، این آرزوها چهره واقعیت‏ها را به گونه‏اى دروغین نشان مى‏دهد و انسان به خاطر آنها درک نمى‏کند کجاست و به کجا مى‏رود؟ و وظیفه‏اش در برابر این سرنوشت چیست؟

از همین رو در حدیثى از امیرمؤمنان على(ع) که سابقا به آن اشاره کردیم آمده است: «الامانى تعمى عیون البصائر; آرزوهاى دراز دیدگان بصیرت را نابینا مى‏کند»!

کوتاه سخن اینکه: کسى مى‏تواند چهره زیباى حقیقت را آن گونه که هست‏ببیند و به سرچشمه زلال معرفت‏برسد که دیده عقل خود را با حجاب آرزوها نپوشاند و در میان ابرهاى تیره و تار طول امل قرار نگیرد.

8- طول امل سبب کفران نعمت است

بدیهى است آرزوهاى دراز، انسان را به آن چه ندارد و شاید هرگز به آن نمى‏رسد دلبند مى‏سازد، به همین دلیل آنچه را از نعمت‏هاى الهى در دست دارد کوچک مى‏شمرد و نسبت‏به آن بى اعتناست و این کفران نعمت، پیامدهاى شومى در دنیا و آخرت براى او دارد.

در حدیثى از مولاى متقیان امیرمؤمنان على(ع) مى‏خوانیم: «تجنبوا المنى فانها تذهب ببهجة نعم الله عندکم، و تلزم استصغارها لدیکم، و على قلة الشکر منکم; از آرزوهاى دراز بپرهیزید که زیبایى نعمت‏هاى الهى را از نظر شما مى‏برد و آنها را نزد شما کوچک مى‏کند و به کمى شکر(و کفران نعمت) از سوى شما منتهى مى‏شود»!


 
 
موج تبسم
نویسنده : خاتون - ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۸
 

  

 

آخر شبی می آید و صبرم به پایان می رسد

آن یوسف گل پیرهن،آخر به کنعان می رسد

 

یک شب که از هجران او،سرگرم آه و ناله ام

موج تبسم بر لبش ، با روی خندان می رسد

 

آن دم که ظلم و بوی غم،جان را به لب می آورد

غمخوارمن می آید و لطفی ز جانان می رسد

 

وقتی که بیداد و ستم، چادر کشد بر صبح ما

از پشت کوه غیبتش،خورشید تابان می رسد

 

محبوب من آید ز ره ، وز بوی ناب نرگسش

هم بر مشام جان ما،عطر گلستان  می رسد

 

طوفان خشم منتظر،از کوی عشـق و انتــقام

با ذوالفقار حیدری،چون تک سواران می رسد

 

چشم انتظار مقدمش،تا پای جان ماند «رها»

چون عاقبت دامن کشان یارم شتابان می رسد

 

بهروز ((رها))


 
 
 
نویسنده : امین - ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۸
 

با سلام.

در جست و جو هایم در دهکده جهانی با وبلاگ زیر برخورد

کردم که به نظر حقیر وبلاگ نسبتا خوبی رسید به این جهت

 پیشنهاد میکنم به آن نیم نگاهی بیاندازید. 

موفق و پیروز باشید.www.alafagh.blogfa.com


 
 
خودتان را با دیگران مقایسه نکنید
نویسنده : خاتون - ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۸
 

 


هیچ چیز بیشتر از این خوشبختی و شادی من را تباه نمی کند که وقتی خودم را با کسی مقایسه می کنم. اما چرا اینکار را می کنم؟ اینکار باعث می شود دیگر از آنچه هستم و آنچه دارم نتوانم لذت ببرم.
شما هم عادت کرده اید مدام خودتان را با دیگران مقایسه کنید؟
البته ما همیشه ظاهر کار را می بینیم. تصورت ما همیشه براساس ظاهر بیرونی شکل می گیرد. اینجور مقایسه فقط باعث ناراحتی ما می شود.
راه های مختلفی وجود دارد که مقایسه کردن خودمان با دیگران باعث آسیب رساندن به ما می شوند و اگر ادامه پیدا کنند، آنوقت یک خلاء عمیق عاطفی در ما ایجاد می شود. در زیر به بعضی از احساساتی که موقع مقایسه کردن خودم با دیگران به من دست می داد اشاره می کنم. ببینید شاید شما هم درگیر چنین احساساتی می شوید.


1. دزدیدن حس شادی.

 از همان ثانیه اول حس رضایت و خرسندی از من گرفته می شود. شانس لذت بردن از آنچه که دارم و آنچه که تابه حال به دست آورده ام از من دزدیده می شود. در قلبم حس حسادت رشد می کند و دوست دارم چیزی را داشته باشم که آن فرد دارد. کم کم مرغ همسایه برایم غاز می شود. واقعاً احمقانه است که چرا باید به خودم اجازه بدهم همچنین احساسی در من ایجاد شود و خوشحالیم از بین برود.


2. ایجاد حس بی کفایتی.

 وقتی خودم را با کسانی که موفق تر از من هستند مقایسه می کنم، همچکدام از تلاش هایم خودم دیگر به چشم نمی آیند. البته واقعیت این است که من هیچ درک عمیقی نسبت به موقعیت آنها ندارم. نمی دانم که چطور به چنین موقعیتی رسیده اند و فکر میکنم چون باهوش تر و عاقل تر از من بوده اند، موفق تر از من شده اند.


3. ایجاد حس ناامنی

 مقایسه کردن خودم با این وضعیت، حس اعتماد به نفس من را خراب می کند. همه چیز خودم دیگر برایم زیر سوال می رود. نگران این می شوم که دیگران چه فکری درمورد من می کنند. گاهی فکر می کنم که دیگران از من سوء استفاده می کنند.
اگر اجازه بدهم این احساسات نارضایتی، بی کفایتی و ناامنی همه من را فرا می گیرند. گودال عمیقی می شوند که همه انگیزه و لذت من را در خود دفن می کند. البته، راه هایی برای دوری از این دام وجود دارد.


طی سالها سعی کرده ام به خودم آموزش دهم که دیگر خودم را با کسی مقایسه نکنم. متوجه شده ام که این نوع فکر کردن به ضرر من است و باید از آن دوری کنم. در زیر به بعضی از راه هایی اشاره می کنم که به شما کمک می کند از دام مقایسه کردن خود با دیگران دور بمانید.


1. در نطفه خفه اش کنید.
اولین کاری که می کنم این است که کنترل افکارم را در دست می گیرم. وقتی متوجه می شوم که دارم خودم را با کسی مقایسه می کنم، بالافاصله از آن دست می کشم. فکرم را به همه چیزهایی که باید به خاطرشان قدردان باشم معطوف می کنم. لیستی از همه چیزهایی که باید برایشان قدردان باشم تهیه کرده ام. این لیست خیلی خوب به من کمک می کند تا فکرم را عوض کنم.
2. همه چیز آنطور که به نظر می رسد نیست.
به خودم یادآور می شوم که من فقط دارم به ظاهر زندگی آن فرد نگاه می کنم. خیلی وقت ها به تجربه فهمیده ام که همیشه همه چیز آنطور که در ظاهر به نظر می رسد نیست. آنهایی که اط نظر مالی خیلی موفق به نظر می رسند خیلی وقت ها روابط بسیار اسفناکی دارند. آنهایی که آزادی خیلی وسیعی دارند، معمولاً خیلی تنها هستند. خیلی مهم است که از رو جلد یک کتاب درمورد آن قضاوت نکنیم.


3. آنچه که اهمیت دارد ظاهر نیست.
به خودم یادآور می شوم که ارزش من به عوامل ظاهری مثل اینکه چقدر پول دارم، چه ماشینی سوار می شوم، و کجا زندگی می کنم نیست. افتادن در چنین دامی خیلی راحت است. جامعه ما چنین طرز تفکری را ایجاد می کند. ما معمولاً آدم ها را برحسب این چیزها می سنجیم. اما ارزش واقعی آدم باید از این باشد که می دانیم دیگران را دوست داریم، انتخابات عاقلانه ای می گیریم، و از این قبیل. همه ما خصوصیاتی داریم که باید تحسین شود، همه ما آدم های خاص و به طریق خودمان ارزشمندیم.

 

دست از مقایسه کردن خودتان با دیگران بردارید و زندگی کنید.
برای داشتن یکز ندگی کامل و شاد باید استعدادها و توانایی های خودمان را پرورش دهیم. باید پیدا کنیم که به چه چیزی علاقه داریم و نقاط قوتمان را در همان راستا تقویت کنیم. نباید سعی کنیم مثل دیگران باشیم و باید قدر آنچه که داریم بدانیم و به خاطر آن سپاسگذار باشیم. این ممکن نیست مگر اینکه کنترل افکارتان را به دست گیرید، قدرشناس بودن را تمرین کنید و ارزش واقعی خودتان را کشف کنید.


 
 
هنوز باید بجنگیم!!!و دفاع همچنان مقدس است...
نویسنده : منتظر المهدی(عجل الله) - ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ مهر ۱۳۸۸
 

هنوز انقلابمان بیست ماهه نشده بود، هنوز ارتش در دودلی بودن یا نبودن بود، هنوز سپاه پاسداران برای دفاع از انقلاب اسلامی مجهز و مستقر نشده بود، هنوز بسیج، بسیج نشده بود و هنوز غائله‌های رنگارنک در گوشه و کنار کشور بخصوص کردستان تمام نشده بود که ...

غرش هواپیماهای دشمن بعثی در فضای کشورمان پیچید، انفجار گلوله‌های توپخانه سنگین او نقاط مختلف شهر‌های مرزی را ویران کرد و خانه‌ها، باغ‌ها، نخلستان‌ها و خیابان‌های شهر‌های جنوب و غرب کشور زیر زنجیر تانک‌های متجاوزان له شد.

ابتدا قرار بود سه روزه خوزستان فتح و از پیکر وطنمان جدا شود و پس از آن شهر‌ها یکی پس از دیگری سقوط کند و بالاخره، تهران زیر چکمه‌های متجاوزان به اشغال درآید.

دنیا، از قدرت‌های ابرش تا کشور‌های عربش ، تا کشور‌های آفریقایی همه یکدست و متحد به نظاره نه!! که به حمایت از متجاوزان ایستاده بودند.

یکی با دادن تانک‌های پیشرفته، دیگری با در اختیار گذاشتن هواپیما‌های جنگی مدرن، آن یکی با سلاح شیمیایی، یکی دیگر با حمایت سیاسی و اطلاعاتی، برخی با گسیل سرباز و بعضی هم با تامین هزینه، این تجاوز آشکار را پشتیبانی می‌کردند.



و این سوی میدان مردمی که در تحریم بودند و از داشتن سیم خاردار هم محروم! صدام که امروز پوسیده‌ای زیر خاک است و گورش هم مجهول تا استخوان‌هایش را بیرون نکشانند و نسوزانند و خاکسترش را به باد ندهند.

 آن روز رجز می‌خواند و خود را سردار قادسیه می‌نامید.


 
 
آرزوهای طولانی و روایات اسلامی
نویسنده : خاتون - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ مهر ۱۳۸۸
 

از آنجا که آرزوهاى دراز تاثیر بسیار مخربى بر زندگى معنوى و اخلاقى و حتى مادى انسانها دارد، در روایات اسلامى با تعبیرات گوناگون از آن نکوهش شده و با عبارات پرمعنایى به علل منطقى آن نیز اشاره شده است، به عنوان نمونه به روایات زیر مى‏توان اشاره کرد:

1- در حدیثى از پیامبر اکرم(ص) مى‏خوانیم:(اربعة من الشقاء جمود العین و قساوة القلب و طول الامل و الحرص على الدنیا; چهار چیز است که نشانه شقاوت و بدبختى انسان است: خشک بودن چشمها(به گونه‏اى که هرگز از خوف خدا اشکى نریزد) و سنگدلى و آرزوهاى دراز و حرص بر دنیا».

2- در حدیث دیگرى از امیرمؤمنان على(ع) مى‏خوانیم: «من اطال امله ساء عمله; کسى که آرزوى طولانى داشته باشد، عملش بد خواهد شد»!

همین معنى به صورت گویاترى در حدیث دیگرى از آن حضرت آمده است که فرمود: «اطول الناس املا اسوئهم عملا!; آن کسى که آرزوهایش از همه طولانى‏تر باشد، عملش از همه زشت‏تر و بدتر است‏»!

3- در نهج البلاغه خطبه‏147 نیز تعبیر گویایى در این زمینه دیده مى‏شود، فرمود: «انما هلک من کان قبلکم بطول آمالهم و تغیب آجالهم حتى نزل بهم الموعود الذى ترد عنه المعذرة و ترفع عنه التوبة; اقوامى که پیش از شما بودند و گرفتار عذاب شدند، فقط به خاطر آرزوهاى طولانى و فراموش کردن اجل و سرآمد زندگیشان بود تا آنکه عذاب موعود فرارسید، همان عذابى که با فرارسیدنش معذرت‏خواهى رد مى‏شود و درهاى توبه بسته خواهد شد»!

4- در حدیث دیگرى از فاطمه بنت الحسین از پدرش امام حسین(ع) از جدش رسول خدا(ص) چنین آمده است: «ان صلاح اول هذه الامة بالزهد و الیقین و هلاک آخرها بالشح(بالشک) و الامل!; دو عامل سبب اصلاح(و پیروزى) آغاز این امت‏شد که یکى زهد(و ترک وابستگى به دنیا) بود و دیگرى ایمان و یقین محکم و آنچه باعث هلاکت(و شکست) آخر این امت مى‏شود بخل(شک) و آرزوهاى دراز است‏».

بدیهى است ایمان و یقین محکم، به اضافه بى اعتنایى به زرق و برق دنیا، سبب شد که مسلمانان نخستین به هنگام ورود در میدان جهاد از هیچ چیز پروا نکنند، جز خدا را در نظر نگیرند و جز براى خدا شمشیر نزنند و هرگز پشت‏به دشمن ننمایند و این عامل مهم پیروزى آنان بود.

ولى هنگامى که آرزوهاى دراز و دلبستگى‏ها و دلدادگى‏ها نسبت‏به ظواهر دنیا جاى «زهد» را گرفت و شک و تردید به جاى یقین نشست، عقب‏گردها و شک‏ها شروع شد و امروز هم براى تجدید عظمت نخستین، راهى جز احیاى دو اصل نخست نیست.

5- در حدیث دیگرى از امام امیرمؤمنان مى‏خوانیم: «الامل سلطان الشیاطین على قلوب الغافلین; آرزوى دراز سبب سلطه شیطانها بر قلوب غافلان مى‏شود»!

6- در حدیث دیگرى از همان امام(ع) چنین افرادى به عنوان بدترین مردم معرفى شده‏اند، مى‏فرماید: «شر الناس الطویل الامل، السیئ العمل; بدترین مردم کسى است که آرزوهایش از همه طولانى‏تر باشد و عملش از همه بدتر»!

و نیز از آن حضرت در حدیث دیگرى مى‏خوانیم: «ان المرء یشرف على امله فیقطعه حضور اجله، فسبحان الله لا امل یدرک و لا مؤمل یترک!; انسان پیوسته دنبال آرزوهاى خویش است(و از مبدء و معاد غافل است) ناگهان حضور اجل، آرزوهایش را قطع مى‏کند، سبحان الله! نه به آرزو رسیده و نه صاحب آرزو رها شده است‏»!

7- در حدیثى از امیرمؤمنان على(ع) مى‏خوانیم: «اشرف الغنى ترک المنى; برترین بى‏نیازى ترک آرزوهاست‏»!

چرا که آرزوهاى دور و دراز سبب مى‏شود که انسان دائما خود را نیازمند ببیند و ست‏حاجت‏به سوى هر کس و هر جا دراز کند و شخصیت انسانى خود را به خاطر امورى که هرگز به آن نمى‏رسد بشکند!

8- در حدیث دیگرى از همان امام بزرگوار آمده است: «کذب من ادعى الایمان و هو مشغوف من الدنیا بخدع الامانى و زور الملاهى; دروغ مى‏گوید کسى که ادعاى ایمان مى‏کند در حالى که به خاطر خدعه‏هاى آرزوها و سرگرمى‏هاى باطل، دلباخته دنیا شده است‏»!

روشن است که دلباختگان آرزوها ناگزیرند براى وصول به آنها همه چیز را به دست فراموشى بسپارند و از همین جا رخنه در ایمان آنها پیدا مى‏شود.

9- و نیز از همان بزرگوار در سخن کوتاه و پر معناى دیگرى مى‏خوانیم: «الامانى تعمى عیون البصائر; آرزوهاى دراز چشم بصیرت انسان را کور مى‏کند»!

10- در حدیثى از پیامبر اکرم(ص) آمده است که روزى به اصحاب فرمود: «اکلکم یحب ان یدخل الجنة؟; آیا همه شما دوست دارید وارد بهشت‏شوید»؟!

«قالوا نعم یا رسول الله; همگى عرض کردند آرى اى رسول خدا»!

فرمود: «قصروا من الامل و اجعلوا آجالکم بین ابصارکم و استحیوا من الله حق الحیاء; دامنه آرزوها را کوتاه کنید و مرگ را در مقابل چشم خود قرار دهید و از خداوند(و مخالفت فرمان او) آن گونه که شایسته است‏شرم کنید».

11- باز در حدیث پرمحتواى دیگرى از امیرمؤمنان على(ع) آمده است: «ان الامل یذهب العقل، و یکذب الوعد، و یحث على الغفلة و یورث الحسرة; آرزوهاى دراز عقل انسان را مى‏برد و وعده آخرت را دروغ مى‏شمرد و انسان را به غفلت وامى‏دارد و سرانجام آن، حسرت و ندامت است‏»!

12- این بحث را با روایت دیگرى از رسول خدا(ص) - به عنوان «ختامه مسک‏» پایان مى‏دهیم، در این حدیث آمده است که پیامبر اکرم(ص) سه عدد چوب را گرفت، یکى را پیش روى خود در زمین فرو کرد، دیگرى را در کنار آن و سومى را در فاصله دورتر، سپس فرمود: آیا مى‏دانید این چیست؟ عرض کردند: خدا و رسولش آگاه‏ترند، فرمود: «هذا الانسان! و هذا الاجل! و هذا الامل یتعاطاه ابن آدم و یختلجه الاجل دون الامل!; این(چوب اول) انسان است و این(چوب دوم) سرآمد عمر است و این(چوب سوم که در نقطه دورى در زمین فرو شده بود) آرزوهاى دراز انسان است، (آرى) پیش از آنکه انسان به آرزوهایش برسد دست اجل گریبان او را خواهد گرفت‏»!

در احادیث‏بالا که گلچینى بود از احادیث فراوانى که در منابع معروف اسلامى در باره طول امل آمده است‏به خوبى گستردگى خطرات و عواقب شوم این رذیله اخلاقى را نشان مى‏دهد و ثابت مى‏کند که آرزوهاى دراز از بزرگترین دشمنان سعادت انسان و مانع قرب او در پیشگاه خداست.


 
 
دلتنگ
نویسنده : خاتون - ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸
 

 

 

امشب پریشان خاطر و دلتنگ هستم                       دلتنگ بوی جبهه بوی جنگ هستم

 

دلتنگ شور و حال شب های غریبی                         دلتنگ عطر خیس قرآن های جیبی

 

 کو لاله هایی که سراسر داغ بودند؟                            «حیثیت گل» «آبروی باغ» بودند

 

آنان که دریا وامدار روحشان بود                          خورشید زخم سینه ی مجروحشان بود

 

آنان که اخلاص عمل قدیسشان کرد                       آنان که باران شقایق خیسشان کرد

 

رفتند آنان لیک تیغی سرخ مانده ست               این تیغ را در دل دریغی سرخ مانده ست

 

 

این تیغ طعم خون و باران را چشیده ست               این تیغ سرد و گرم دوران را چشیده ست

 

این تیغ فکر ننگ و نام خود نبوده ست                   این تیغ یک شب در نیام خود نبوده ست

 

این تیغ آب از غیرت «عباس» خورده                دست  « حسین »  فرزند زهرا را فشرده

 

این تیغ پیموده ست آداب طریقت                 همچون«بروجردی»و«زین الدین»و«همت»

 

 

این تیغ را باید دوباره آب دادن                                با برگ خونین شقایق تاب دادن

 

این تیغ که آوازه خوان خشم رعد است                  در انتظار دست های نسل بعد است...