Redirect Code

Page has moved

Redirector Code

دانشجویان رشته ادبیات عرب دانشگاه تهران ورودی 1387

سلام بر رمضان
نویسنده : خاتون - ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ امرداد ۱۳۸۸
 

 

 

به سلام رمضان بر شده ام باز به بامی
ماه نو ! ماه نو! از مات درودی و سلامی

ماه نو! ماه نو! امسال به پیمانه چه داری؟
پیش از این از رمضانم نه می یی مانده نه جامی

ماه نو! ماه نو! امشب چه شب واقعه جوشی ست
چه شب واقعه جوشی! چه شب آینه فامی!

ماه نو! ماه نو! امسال مرا نور بیاموز
تو که در مهر امامی - تو که در سوز تمامی

ماه نو! در پی تفسیر نویی از رمضانم
روزه آن نیست که صبحی برسانیم به شامی

رمضان آمد و در سفره افطار و سحر نیست
نه تو را نان حلالی - نه مرا آب حرامی

در سلام رمضان کاش یکی آینه باشیم
آه - آیینه در آیینه - عجب حسن ختامی!

 

شاعر:علیرضا قزوه


 
 
زخم جوان
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۸
 

جمعه ای دیگر آمد و نیامدی...

 

دیده ام را زغمت اشک روان است هنوز     زخم هجران تو عمری است جوان است هنوز

با تو گفتم که تورا چشم به راهم به ابد     شاعر سوخته را عهد برآن است هنوز

شب هجران من سوخته را باش تو ماه     آتش هجر تو چون درد به جان است هنوز

گشته و آمده ام  من همه جا  را پی تو     نه زکوی تو ولی نام ونشان است هنوز

نکند   تا    ابدالدهر     زیادم        ببری     ای که نرخت سربازار گران است هنوز

با  حضورتو   مگر  نام   نوئی     بگزینم     ورنه بی نام مرا نام همان است هنوز   

 


 
 
آقای کروبی! لطفا از خواب بیدار شوید!!!
نویسنده : منتظر المهدی(عجل الله) - ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸۸
 

حوادث تلخ اخیر در اعتراض به نتایج انتخابات، که در پی تشنج و تحریک افکار عمومی به ویژه جوانان در قالب راهپیمایی و اردوکشی های خیابانی و خسارت به اموال عمومی و بیت المال و ...صورت گرفت، برای همه مردم ناخوشایند بود و ضررهای جبران ناپذیری را به مردم و دولت وارد کرد.

همه این اتفاقات به خاطر بی فکری کسانی رخ داد که نه تنها دلشان برای مردم نسوخته بود بلکه با تحریک افکار و تهییج احساسات مردم ، هر بلایی که خواستند بر سر همین مردم آوردند که اکنون دارد یکی یکی رو می شود و پرده از مقاصد شوم آنها برداشته می شود.

 

در مورد سوابق انقلابی آقای کروبی زیاد شنیده بودم ولی باید عرض کنم افسوس که ملاک حال فعلی افراد  است.

گویا این شیخ اصلاحات پس از 27 خرداد 1384 در خوابی فرو رفته است که معلوم نیست کی می خواهد از آن بیدار شود؟!

اما ....

 


 
 
پیر طریقت گفت
نویسنده : خاتون - ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸۸
 

ذکر نه همه آن است که بر زبان داری

ذکر حقیقی آن است که در میان جان داری

توحید نه همه آن است که او را یگانه دانی

توحید حقیقی آن است که  او را یگانه باشی وز غیر او بیگانه باشی


 
 
میلاد فروغ هدایت مبارک
نویسنده : موحد - ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ امرداد ۱۳۸۸
 

بی تو این جا همه در حبس ابد تبعیدند

سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند

 

از همان لحظه که از چشم یقین افتادند

چشم های نگران، آینه ی تردیدند

 

نشد از سایه ی خود هم بگریزند دمی

هر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند

 

چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خود

همه از دیدن تنهایی خود ترسیدند

 

غرق دریای تو بودند ولی ماهی وار

باز هم نام و نشان تو زهم پرسیدند

 

در پی دوست همه جای جهان را گشتند

کس ندیدند در آیینه به خود خندیدند

 

سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است

فصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند

 

تو بیایی همه ساعتها و ثانیه ها

از همین روز، همین لحظه، همین دم عیدند


 
 
چشم به راه سپیده
نویسنده : منتظر المهدی(عجل الله) - ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸۸
 

تو را غایب نامیده اند، چون «ظاهر» نیستی، نه اینکه «حاضر» نباشی.
«غیبت» به معنای «حاضرنبودن»، تهمت ناروائی است که به تو زده اند و آنان که بر این پندارند، فرق میان «ظهور» و «حضور» را نمی دانند، آمدنت که در انتظار آنیم به معنای «ظهور» است، نه «حضور» و دلشدگانت که هر صبح و شام تو را می خوانند، ظهورت را از خدا می طلبند نه حضورت را. وقتی ظاهر می شوی، همه انگشت حیرت به دندان می گزند با تعجب می گویند که تو را پیش از این هم دیده اند. و راست می گویند، چرا که تو در میان مائی، زیرا امام مائی. جمعه که از راه می رسد، صاحبدلان «دل» از دست می دهند و قرار از کف می نهند و قافله دل های بی قرار روی به قبله می کنند و آمدنت را به انتظار می نشینند...
و اینک ای قبله هر قافله و ای «شبروان را مشعله»، در آستانه میلادت با دلدادگان دیگری از خیل منتظرانت سرود انتظار را زمزمه می کنیم.

صبح بی تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد ** بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد

بی تو می گویند تعطیل است کار عشقبازی ** عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد

جغد بر ویرانه می خواند به انکار تو اما ** خاک این ویرانه ها بویی از آن گنجینه دارد

خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد ** عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد

روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرم ** ای خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد

در هوای عاشقان پر می کشد با بیقراری ** آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد

ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید ** آنکه در دستش کلید شهر پر آیینه دارد

 


 
 
 
نویسنده : خاتون - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸۸
 


گر چه عمریست که از دیده نهانی آقا !

بخدا سبزترین مرد جهانی آقا !

چشم من دوخته بر منظره آمدنت !

کی قدم بر سر و چشمم بنشانی ؟ آقا !

دلم از خاطره خوب به تنگ آمده است !

کاش که این بار خودت را برسانی آقا

 


 
 
گلچینی از مولودی های میلاد امام زمان عجل الله فرجه
نویسنده : منتظر المهدی(عجل الله) - ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸۸
 

 

به مناسبت میلاد با سعادت قطب عالم امکان، حضرت حجة بن الحسن العسگری  قطعاتی از مولودی مداحان را تهیه نموده ایم.

باشد که ما را لایق دعای خیرتان بدانید!! 

 

اونی که برای تو بی قراره(کریمی)

چشمامو می دوزم به جاده انتظار(کریمی)

باور نداری دلبر من میاد یه روزی(کریمی)

شبیه حیدر آمد از ره(کریمی)

شب شبه عشقه(کریمی)

خودت میدونی با نسیم(کریمی)

ستاره ها ستاره می ریزن از آسمون(کریمی)

ماه تموم تو دامن نرگس دمیده(کریمی)

خیز و پر از گلاب کن(کریمی)

ابرها به زیر قدمهات غزل بارون می باره(کریمی)

آقام آقام آقام آقام مهدی...کجایی(خلج)

مژده که اینک ز صبا آمده(حدادیان)

دوباره می باره از آسمون ستاره(حدادیان)

ذکر امن یجیب سرود هر فرشته(طاهری)

غروب تلخ جاده های بی کسی(طاهری)

بارون رحمت الهی برگرد(طاهری)

بی تو هوای زمونه سرده(بنی فاطمه)


 
 
آقا نمی آیی!!!؟؟؟
نویسنده : منتظر المهدی(عجل الله) - ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸۸
 

   یا رب المهدی بحق المهدی اشف صدر المهدی بظهور الحجة

این نوشته شرح درد انتظاریست و البته اولین مطلب منتشر شده در وبلاگ توسط این منتظر!!

این متن را یک بار دیگر در ایام میلاد آن نجات بخش بشر ، عطر گل نرگس ، حضرت حجت (روحی لمحبیه الفداء)؛ تقدیم به آن موعود می کنم. امید است که این بار هم نگاهی کنند!! 

 

ای روح دعا سلام مهدی(عج)

١١٧۴ بهار وخزان گذشت ونیامدی  و اکنون که در آستانه ١١٧۵  بهار میلادت هستیم شرح دردی از انتظار می نویسم  تا شاید اندکی از غم دل بکاهد!!

 سالهاست نگاهم پشت پنجره ای که متعلق به فرداست قاب گردیده وگرد وغبار هجران برآن سایه افکنده عمری است که برای آمدنت بی قرارم

 یابن الزهرا !

،ببین از فراقت  ثانیه ها چگونه  بغض کرده وبه هق هق افتاده اند

آقا جان !

حیف نیست ماه شب چهارده پشت ابرهای تیره وپاره پاره پنهان بماند،حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد. بیا وقرار دل بیقرارم شو

 بیا وصداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن . بیا تا سر به دامانت بگذارم وعقده های چندین ساله ام را باز کنم. تو که معنای سبز لحظه هایی بیا!! تو که ترنم الطاف حق تعالی ای بیا!!

بیا که از هجرت چون اسپندی بر آتشم

یوسف فاطمه !

کی طنین دلنواز انا بقیه الله جاری می شود.

کی می آیی که از کران تا بیکران دلم را برایت چراغانی کنم وچشمانم را فرش قدومت نمایم؟

بیا که بهار بی صبرانه مشتاق آمدن توست وقلبم جویبار اشکهایی که هرروز وشب برای فراق تو ریخته می شوند

یاس سپیدم  !

بیا که با ظهورت آیه"والنهار اذا تجلی" تأویل گردد. بیا که چشمه سار وجودم سخت خشکیده وفریاد العطش برآورده،بیا تا از نرگس چشمانت عطری برای سجاده ام بگیرم. بیا ومرا زائر شهر قاصدکها کن،بیا ... 

دلم برای ورود هر عشقی غیر از عشق تو بن بست است ودیده ام جز برای فراق تو نمی بارد. بیا که هجر توآیه"ان عذابی لشدید" را تفسیر می نماید. آقا جان!بحق کوچه وچادر خاکی بیا،بیا که رهبرمان سید علی تنهاست وچاهی ندارد که غصه هایش را با او در میان بگذارد. بیا ورأس سبز شاپرکهایی باش که در جستجوی قبر یاس سرگردان کوچه های هاشمیند.

ای پیدا ترین پنهان من !

تا تو بیایی مروارید چشمانم رابرای سلامتیت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال تو افطار می نمایم. نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را فرش قدمها یت نمایم. پس بیا که نذر خود را ادا کنم.

ای آفتاب عمر !

تا تو بیایی انتظار را قاب میکنم وبر لوح دلم می کوبم. فریاد را حبس می کنم وبه سکوت اجازه حضور می دهم. در نبود تو جام تلخ فراق را سر می کشم وسر به دوش هجران می نهم وبرای آمدنت دعا می کنم. به امید آنروز هزار وصد وهفتاد و پنجمین شمع را روشن می کنیم و چشم انتظارت می مانیم

به خدای کعبه می سپارمت وسبد سبد نرگس ویاس چشم براهی ات میکنم.

                                                                            منتظرت می مانیم


 
 
یک انتخاب دیگر!!!رای ات باطل نباشد!!!
نویسنده : منتظر المهدی(عجل الله) - ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸۸
 

این بار نمی‌خواهم به انتخابات دهم  بپردازم، چه شیرینی و زیبایی حضورش و چه تلخی های پدید آمده اش؛خائنانه یا غافلانه(١).

این بار اجازه می خواهم از یک انتخاب دیگری سخن به میان آورم و البته مخاطب این نوشته در درجه اول بنده حقیر است.

 

موضوع امامت و مهدویت ارتباط زیادی به انتخاب ریاست جمهوری گذشته که تنها مردم آن را رقم زدند؛ ندارد.

 که ولیِّ خدا را تنها خدا می‌شناسد و بس "اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ"(٢)؛. خدا بهتر می‌داند چه کسی عهده دار رسالتش گردد. خود بهتر می‌داند چه کسی را امام قرار دهد و به مردم معرفی کند.اما بالاخره ولیِّ خدا اگر بخواهد کار کند، بخواهد اهداف خود، تعلیم و تزکیه و...و هر آنچه هدف از رسالتش است را به منصه ظهور برساند،بایستی دستان و پاهایی گرد هم آیند.پاهایی پا در رکاب و دستانی آماده به خدمت.

امیرالمؤمنین علیه السلام هم که باشند، اگر مردم نباشند، شیرینی حضوری نباشد، بصیرت و قدم های محکم نباشد و قلب های استوار؛ خانه نشین می‌شوند.

 حکایت؛ حکایت روشنی است. اگر راه ولیّ ات را انتخاب کردی؛ با تمام وجود او را برتر از هر چیزی یافتی به «مَعَکُم مَعَکُم» (با شمایم، با شمایم) رسیدی، امام را تنها راه یافتی(٣) و در این مسیر قرار گرفتی، تازه یک بُعد دیگر از این انتخاب مانده و آن عدم انتخاب غیر از این راه است. لَا مَعَ غَیْرِکُم(۴) با دیگران نیستم.با شمایم نه با دیگران.

 این انتخاب، مهمترین انتخابات است. صندوق رأی، این است که  جانت، ولیِّ خدا را بر غیر مقدم دارد.

به که دل می‌دهی؟ با که همراهی؟ آخرالزمان امتحان های متفاوتی دارد؛ داستان غربال شدن است. راوی از امام باقر علیه السلام پرسید: کی فَرَج شما فرا می‌رسد؟ امام فرموند: هیهات. هیهات فَرَج ما محقق نخواهد شد تا اینکه غربال شوید. غربال شوید. غربال شوید تا این که آلودگی ها برود و پاکی ها بماند.(۵)

  اگر نیک را انتخاب ‌کنی یقینا نیک انتخاب می‌شوی. و برای همین انتخاب، جایگاهت متفاوت می‌شود. امام صادق علیه السلام فرموند: قسم بخدا آنچه منتظر آنید و متوقع او، رخ نمی دهد؛ مگر اینکه غربال شوید. قسم بخدا آنچه منتظر آنید و توقع اورا دارید ، رخ نمی دهد؛ مگر اینکه شناخته و جدا شوید. بخدا سوگند آنچه منتظر آنید و متوقع او، رخ نمی دهد؛ مگر بعد از ناامیدی ها. قسم بخدا آنچه منتظر آنید و مترصد آن، رخ نمی دهد؛ مگر این که هر یک از سعید و شقی به نهایت کار خود برسند(۶)

دنیا حکایت پل صراط است. پل صراط از همین جا شروع می‌شود(٧) و تنها در یوم الحساب قرار ندارد؛از همین انتخاب ها. وقتی خوب را انتخاب کردی و دست و پایت نلرزید. تردید هم نکردی. به اوج می‌رسی و اگر بد را انتخاب کردی ، دیر یا زود سقوط می کنی .انتخاب بد همان و ....به هلاکت رسیدن همان .

اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله را انتخاب نکردی، فردای حسرت، پشیمانی که ای کاش با رسول همراه بودم «وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً(٨)»؛ و پشیمانی از انتخاب دیگران،که ای کاش فلانی را دوست نمی گرفتم «یا وَیْلَتى‏ لَیْتَنی‏ لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلیلاً»(٩).

 حکایت ما فقط حکایت انتخابات و انتخاب یک مسئول و رئیس جمهور نیست (که البته انتخاب بد در آن هم حسرت است و سنگینی و وِزر) اما حکایت ما حکایت انتخاب راه دنیا و آخرت است.

 و نیمه شعبان یقینا تلنگری است برای این که  دل را به ولیِّ خدا بسپاری .

و خلاصه آن که: همه عالم صندوق است و همه ما انتخاب گر و رأی دهنده. مهم این است رأی ات باطل نباشد. 


١. تعبیر مقام معظم رهبری(دامت برکاته).

٢.انعام124. خدا بهتر مى‏داند که در کجا رسالت خود را مقرر دارد.

٣.السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا سَبِیلَ اللَّهِ الَّذِی مَنْ سَلَکَ غَیْرَهُ هَلَک ؛سلام بر مهدی راه خدای که جز آن راه هلاکت است.

۴. زیارت جامعه.

۵. بحارالأنوار ج 52 ص 113 ؛- نعمانی ،الغیبة ج 208 ص12. : مَتَى یَکُونُ فَرَجُکُمْ فَقَالَ هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ لَا یَکُونُ فَرَجُنَا حَتَّى تُغَرْبَلُوا ثُمَّ تُغَرْبَلُوا ثُمَّ تُغَرْبَلُوا یَقُولُهَا ثَلَاثاً حَتَّى یَذْهَبَ الْکَدِرُ وَ یَبْقَى الصَّفْوُ.

۶. بحارالأنوار ج 52ص 112... حَتَّى یَشْقَى مَنْ شَقِیَ وَ یَسْعَدَ مَنْ سَعِدَ.

 ٧. به تعبیر امام راحل(ره).

٨.فرقان 27.

٩. همان.


 
 
خدا کند که بیایی
نویسنده : خاتون - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۸
 

 

چه انتظار عجیبی

 

تو بین منتظران هم ، عزیز من چه غریبی

عجیب تر که چه آسان ، نبودنت شده عادت

چه بی خیال نشستیم

نه کوششی نه وفایی

فقط نشسته و گفتیم

خدا کند که بیایی


 
 
میلاد حضرت علی اکبر (ع)
نویسنده : خاتون - ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۸
 


نگویم آب و گل است آن وجود  روحانی          بدین   کمال    نباشد    جمال   انسانی

اگر تو آب  و گلی همچنان که سایر خلق          گل   بهشت  مخمر  به   آب   حیوانی

به هر چه خوب تر اندر جهان نظر کردم          که گویمش  بتو ماند  تو  خوبتر  زآنی

وجود هر که  نگه می کنم زجان و جسد          مرکب است و تو از فرق تا قدم  جانی

گرت در آینه سیمای خویش  دل  می برد         چو من شوی و بدرمان خویش درمانی

طمع  مدار  که  از  دامنت   بدارم  دست         بآستین   ملالی   که   بر  من  افشانی

مرا  که   پیش  تو  اقرار   بندگی   کردم         رواست  کر  بنوازی  و  گر   برنجانی

دلی   که   با  سر   زلفت   تعلقی   دارد         چگونه  جمع  شود  با  چنین  پریشانی

فدای جان تو گر من تلف شوم چه عجب          برای    عید    بود    گوسفند   قربانی


 
 
حکمت و فرزانگی از منظر قرآن
نویسنده : خاتون - ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸۸
 

.1
خدا فیض حکمت و دانش را بهر که خواهد عطا کند و هر که را به حکمت و دانش رساند درباره او مرحمت بسیار فرموده و این حقیقت را جز خردمندان متذکر نشوند.
.2
خدا بر اهل ایمان منت گذاشت که رسولی از خودشان در میان آنان برانگیخت که بر آنها آیات خدا را تلاوت کند و نفوسشان را از هر نقص و آلایش پاک گرداند و بآنها احکام شریعت و حقایق حکمت بیاموزد
هرچند از آن پیش گمراهی آنان آشکار بود.
.3
و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال تو نمی بود گروهی از آنان (دشمنان اسلام ) همت بر آن گماشته بودند که تو را از راه صواب دور سازند
(ولی بلطف خدا) آنها خود را از راه حق وصواب دور ساخته و بتو هیچ زیانی نتوانند رسانید.
و خدا بتو این کتاب (قرآن مجید) و مقام حکمت و نبوت را عطا کرد و آنچه را که نمیدانستی تو را بیاموخت
که خدا را با تو لطف عظیم و عنایت بی اندازه است .
.4
(ای رسول ما) خلق را بحکمت و برهان و موعظه نیکو براه خدا دعوت کن و با بهترین طریق مناظره کن (وظیفه تو بیش از این نیست )
که البته خدا(عاقبت حال ) کسیکه از راه او گمراه شده و آنکه هدایت یافته بهتر می داند.
.5
این است آنچه در حکمت بوحی پروردگار بتو می رسد
و هرگز با خدای یکتا کسی را بخدائی مپرست و گرنه ملامت زده و مردود بدوزخ خواهی در افتاد.
.6
و از آنهمه حکمت و آیات الهی که در خانه های شما تلاوت میشود متذکر شوید و پند گیرید
(و بدانید که ) همانا خدا را بخلق لطف و مهربانی است و بحال همه آگاه است .
.7
و در آیات قرآن اخبار (کیفر کفرپیشنیان ) که مایه عبرت و انزجار از معصیت است کاملا بمردم رسید.
(قرآن ) حکمت بالغه خداست و از این پس اندرز و پند سودی نخواهد بخشید.
.8
اوست خدائیکه میان عرب امی (یعنی قومی که خواندن و نوشتن نمی دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان مردم برانگیخت تا بر آنان آیات وحی خدا تلاوت کند و آنها را از لوث جهل و اخلاق زشت پاک سازد و شریعت کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد
با آنکه پیش از این همه در ورطه جهالت و گمراهی بودند.
و نیز قوم دیگری را (که بروایت از پیغمبر مراد عجمند) چون بعرب (در اسلام ) ملحق شوند هدایت فرماید که او خدای مقتدر و همه کارش بحکمت و مصلحت است .
این (رسالت و نزول قرآن ) فضل و کرامت خداست که آن لطف را در حق هر که بخواهد می کند و خدا را (بر خلق ) فضل و رحمت نامنتها است .
.9
چنانکه رسول گرامی خود را فرستادیم که آیات ما را برای شما تلاوت کند و نفوس شما را از پلیدی و آلودگی جهل و شرک پاک و منزه گرداند
و بشما تعلیم شریعت و حکمت دهد و از او بیاموزید هر چه را نمیدانید.
پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و سپس شکر نعمت من بجا آرید و کفران نعمت نکنند.
.10
خداوند به عیسی تعلیم کتاب و حکمت کند و تورات و انجیل آموزد.
و او برسالت بسوی بنی اسرائیل فرستد که به آنان گوید من از طرف خدا معجزی آورده ام
و آن معجزه است که از گل مجسمه مرغی ساخته و بر آن نفس قدسی بدمم تا به امر خدا مرغی گردد
و کور مادرزاد و مبتلای به پیسی را (که هر طبیب از علاج آن عاجز است ) به امر خدا شفا دهم
و مردگان را به امر خدا زنده کنم .
و بشما از غیب خبر دهم که در خانه هاتان چه می خورید و چه ذخیره می کنید
این معجزات برای شما حجت و نشانه حقانیت من است
اگر اهل ایمان هستید.
.11
و ما به لقمان مقام علم و حکمت عطا کردیم (و فرمودیم ) که خدا را شکرکن
و هر کس شکر حق گوید به نفع خود اوست
و هر که ناسپاسی و کفران کند خدا بی نیاز و بذات خود ستوده صفاتست .

1 ـ سوره بقره 329
2 ـ آل عمران 164
3 ـ نسا 113
4 ـ نحل 125
5 ـ اسرا 39
6 ـ احزاب 34
7 ـ قمر 4 و 5
8 ـ جمعه 4
9 ـ بقره 152 و353
10 ـ آل عمران 48 و 49
11 ـ لقمان 12