Redirect Code

Page has moved

Redirector Code

دانشجویان رشته ادبیات عرب دانشگاه تهران ورودی 1387

برنامه امتحانات شهریور ماه گروه ادبیات عرب دانشگاه تهران
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ تیر ۱۳۸۸
 

پس از اعلام زمانبندی برگزاری امتحانات معوقه خرداد ماه از سوی معاونت آموزشی دانشگاه تهران،برنامه امتحانات گروه های مختلف اعلام شد.

برنامه امتحانات گروه زبان و ادبیات عرب (ترم 2) به این شرح میباشد:

1- زبان عمومی (استاد قندهاری) ----- 88/6/14 ----- ساعت 10--8

2- معارف اسلامی (استاد نزهت،فرهمند پور) ----- 88/6/15 -----ساعت10--8

3- ریشه های انقلاب (استاد مغربی) ---- 88/6/15 ---- ساعت 15--13

4- تجوید قرآن کریم (استاد کاشفی) ----- 88/6/16 ---- ساعت 10--8

5- مکالمه 2 (استاد سیبویه) ----- 88/6/17 ---- ساعت 12--10

6- مکالمه 2 (استاد طهماسبی) ---- 88/6/24 ---- ساعت 12--10

7- آزمایشگاه (استاد طهماسبی) ---- 88/6/24 ---- ساعت 12--10

8- صرف 2 (استاد رضایی) ----- 88/6/28 ---- ساعت 12--10

9- نحو 2 (استاد رضایی) ---- 88/6/21 ---- ساعت 15--13

10- نحو 2 (استاد فؤادیان) ---- 88/6/21 ---- ساعت 15--13

برنامه کامل امتحانات که شامل تاریخ برگزاری سایر امتحانات و دیگر ترم ها میباشد، در دفتر آموزش دانشکده و به تفکیک در گروه ،موجود میباشد.

جدول زمانی امتحانات را نیز در سایت دنشگاه تهران ملاحظه کنید.


 
 
حاشیه ای بر نماز جمعه ی این هفته!!
نویسنده : منتظر المهدی(عجل الله) - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ تیر ۱۳۸۸
 

 نماز جمعه این هفته ی تهران با حضور حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی برگزار شد. جمع کثیری از امت خدا جوی که در چند هفته‌ی اخیر در اوج کدورت از وی به سر می بردند، به نیت تجلی بیرونی حضور متدینین در برابر کسانی که غالباً مسیر نمازجمعه را هم بلد نبودند!!! (نماز اولی‌ها) خود را به صفوف نمازجمعه رساندند و البته همان‌طور که پیش بینی می شد، این حضور معنادار امت خدا جوی از طرف هاشمی رفسنجانی تلقی دیگری پیدا کرد!

در متن و حاشیه‌ی نماز جمعه نکات فراوانی نهفته بود که هر چه سعی کردم در این دو روز از گفتن آن خودداری کنم جدا نشد...!!!

نماز جمعه ی این هفته  قابل بررسی است و البته تاریخ این سخنرانی را به عنوان یکی دیگر از اسناد جریان های معنادار نظام جمهوی اسلامی، حفظ خواهد کرد و بار دیگر هاشمی رفسنجانی را به عنوان "نماد تغییر مواضع" معرفی خواهد کرد. با این وجود، در مورد برخی از اظهارات هاشمی رفسنجانی نکاتی به ذهن می رسد که می تواند مبنای استیضاح او در برابر اذهان مردم قرار گیرد:


 
 
واقعه ای در دل کوه
نویسنده : خاتون - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸۸
 

غــــنوده کعبه و ام القری به بستر خـــــــواب

ولـــــــــی به دامن غار حرا دلی بی تـــــــاب

نخفته، شب هــــــمه شب، دیده خـدا بینش

ز دیـــــــــــده رفته به دامن سرشک خونینش

بســـــــــــــان مــــرغ شباهنگ ناله سر کرده

بــــــــــــه کــــــوه، نــــاله جانسوز او اثر کرده

دلـــــــــــــش، لبالــب اندوه و محنت و غم بود

بـــــــه کــامش، از غم انسان شرنگ ماتم بود

وجـــــــــود وی هـــــــمگی درد و التهاب شده

ز آتـــــــش دل خـــــــود همچو شمع آب شده

کــــــــــه پیــــــــک حضـرت دادار، جبرئیل امین

عیـــــــــان بــه منظر او شد، خطاب کرد چنین:

بخــــــوان به نام خدایـی که رب ما خلق است

پــــــــدیــــــد آور انســـان ز نطفه و علق است

بـــــــــــــخوان که رب تو باشد ز ما سوا اکـــرم

کــــــــــــه ره نمود بشر را، به کاربرد قــــــــلم

بــــــه گوش هوش چو این نغمه سروش شنید

هــــــــــــزار چشمه نـــــــور از درون او جوشید

ز قیــــــد جسم رها شد، به ملک جان پیوست

شـــــــــکست مرز مکان را، به لا مکان پیوست

درون گلشن جانــــــــش شکفت راز وجــــــــود

گــــــــــــشود بـــــــار در آن دم به بارگاه شهود

بـــــــــــه بـــــزم غیب چو تشریف قربتش دادند

در آن مشـــــــــاهده منشـــــــــور عزتش دادند

چــــــــــو غرقه گشت وجودش به بحر ذات احد

غبـــــــــــار میم، بشد زایل از دل احـــــــــمــــد

بــــــــــه بی نشانی مطلق ازو نشان برخاست

حجــــــــاب کثرت موهوم از میــــــــان برخاست

دوبـــــــــــاره چون به مکان، رو، ز لامــــکان آورد

امیـــــــــــد و عشق و رهـــــایی به ارمغان آورد

درود و رحـــــــمـــــــــت وافر، ز کردگار قدیــــــــر

بـــــــــــر آن گزیده یزدان، بــــــــر آن سراج منیر

"محمود شاهرخی"


 
 
با خودمان چند چندیم؟
نویسنده : موحد - ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ تیر ۱۳۸۸
 

 ساده باشیم؛صاف و پوست کنده!شیله را رها کنیم و از پیله بیرون بیاییم.

صاف باشیم مثل خط افق،ساده باشیم مثل سرخی گونه های کشاورزی که هنوز طعم شلوارک را نچشیده و شب ها با شلوار کار سر روی متکا و تشکی می گذارد که هنوز نامش به بالین و تختخواب تغییر نکرده است.

صاف باشیم مثل کف دست های پینه بسته کارگری که هنوز با چرک کف دست انس نگرفته است.

ساده باشیم مثل «سلام» و به دور از همه «چاکرم» و «نوکرم» های دروغین.

مثل واژه «خداحافظ» وقتی نمی خواهیم به دروغ بگوییم «دلم برایت تنگ می شود»...

ساده باشیم مثل یک تیتر ساده در برابر پرگویی های یک سرمقاله 500 کلمه ای که باید بخش معینی ار صفحه را پر کند و مشتی نصیحت و خط مشی و گنده گویی به خورد مخاطب بدهد.

روراست باشیم.رویمان را کج نکنیم به سمت دیوار.سر وجدان را شیره نمالیم و به آرزوهایمان وعده سر خرمن ندهیم.

بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم.

موقع عصبانیت از زبان شیرین فارسی دری و فارسی وری استفاده نکنیم.

حسابمان را با زندگی صاف کنیم.مراقب باشیم به خودمون و زندگی بدهکار نشویم.طلبکار سمجی باشیم و طلب و حقمان را از زندگی بگیریم.

با خودمون مساوی کنیم.از زندگی عقب نیفتیم.از مرگ جلو نزنیم.

راستی با خودمون چند چندیم؟!؟!

چند دقیقه وقت داریم برای جبران عقب افتادگی و عقب افتاده شدگی؟!؟!

در اتوبان دو طرفه قلبمان لایی نکشیم و بین خطوط قرمز آدمیت حرکت کنیم.

«ورود ممنوع»،ممنوع!

از آوردن هرگونه حیوان و حیوانیت به قلبمان خودداری کنیم.با دوربین مخفی وجدان خودمان را تحت نظر بگیریم.برای دیو درونمان شنود بگذاریم و فعالیت هایش را رصد کنیم.در هوای نفس را پلمپ کنیم.با افکار پلید و غیر مجاز روحمان به مبارزه برخیزیم و برای میل به گناهمان گشت ارشاد بگذاریم.

جرزنی نکنیم.قواعد بازی را یاد بگیریم.ساده ساده باشیم؛آنقدر ساده که همه موعظه های تصنعی این متن را باور کنیم و با چشمان بسته بگوییم «چشم»! و همین طور بی خود بی دلیل متحول و منقلب شویم وانگشت حسرت به دهان بگیریم و ناخن افسوس بجویم.

با خودمون چند چندیم؟!؟!


 
 
لکه ی ننگ دیگری بر نقض حقوق بشر!!!
نویسنده : منتظر المهدی(عجل الله) - ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ تیر ۱۳۸۸
 

شهادت مظلومانه‌ی بانوی محجبه‌ی مصری آن هم در قلب اروپای مدعی حقوق بشر و البته دموکراسی، قلب‌های بسیاری را شکست.

وقوع این حادثه‌ی دردناک و سکوت معنا‌دار غول‌های رسانه‌ای غرب در برابر آن، برگ دیگری از حقوق بشر در قرن 21 را ورق زد، این رویداد نشان از آن دارد که حقوق بشر امروز قربانی هوا و هوس شده است، هوا و هوسی که میزان و نوع آن را زورگویان و قدرتمندان مشخص می‌کنند.

جای تعجب نیست!؟؟؛ امروز همینان برخورد با اغتشاش‌گران و قانون‌شکنان در ایران را نقض حقوق بشر تشخیص می‌دهند و دیگر روز در برابر تحقیر و قتل مسلمانان در غرب سکوت اختیار می‌کنند!!! 

و اما چند نکته درباره دوران اسلام ستیزی غرب:

 


 
 
هر سال یک روزش فقط روز پدر بود
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳۸۸
 

هر سال یک روزش فقط روز پدر بود


اما همان یک روز هم، او کارگر بود

هی حرف پشت حرف، نه، باید عمل کرد


اما مگر دردش فقط درد کمر بود

گلناز، درست را بخوان دکتر شوی بعد


بابا بیاید پیش تو، عمری اگر بود

گلناز، دختربچه ی نازیست اما


بابا دلش می خواست گلنازش پسر بود

بیچاره این گلناز، خانم دکتری که


نه ماه از هرسال بابایش سفر بود

آنروز با سیمان و نان از کار برگشت

روزی که در تقویم ها روز پدر بود


 
 
میلاد نور مبارک باد...
نویسنده : منتظر المهدی(عجل الله) - ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸۸
 


http://www2.irib.ir/occasions/ImamALi/IMAM-ALI.JPG

ز لیلایی شنیدم یا علی گفت ... به مجنون چون رسیدم یا علی گفت

مگر این وادی دارالجنون است... که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

نسیمی غنچه ای را باز می کرد... به گوش غنچه کم کم یا علی گفت

چمن با ریزش باران رحمت... دعایی کرد و او هم یا علی گفت

یقین پروردگار آفرینش ...به موجودات عالم یا علی گفت

دلا بایست هر دم یا علی گفت ...نه هر دم بل دمادم یا علی گفت

به هر روز و به هر شب یا علی گفت... به هر پیچ و به هر خم یا علی گفت

خمیر خاک آدم را سرشتند... چو بر می خواست آدم یا علی گفت

علی در کعبه بر دوش پیمبر... قدم بنهاد وآن دم یا علی گفت

عصا در دست موسی اژدها گشت... کلیم آنجا مسلّم یا علی گفت

ز بطن حوت ، یونس گشت آزاد... ز بس در ظلمت یم یا علی گفت

به فرقش کی اثر میکرد شمشیر.... شنیدم ابن ملجم یا علی گفت

مگر خیبر ز جایش کنده میشد... یقین آن دم علی هم یا علی گفت

میلاد با سعادت مولی الموحدین ، امیرالمومنین ، امام علی علیه السلام را خدمت همه ی  شیعیان و ارادتمندان آن حضرت تبریک و تهنیت
عرض می کنم.

 
 
به رنگ آسمان برای حاج حسن!
نویسنده : خادم الرضا (علیه السلام) - ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸۸
 

سلام

اول عذر خواهی بابت اینکه چند وقتی است  توفیق ندارم در خدمت شما باشم و دوم تشکر از همکلاسیان محترم که در این مدت برای  ارتقای وبلاگ زحمات فراوانی متقبل شده اند .

بهانه نوشتن این چند خط ، کامنتی بود که یکی از دوستان عزیز و قدیمی من برای یکی از مطالب گذاشته بود، البته بعد از مدت ها که از هم بی خبر بودیم!

لازم بود مطلبی در اینباره بنویسم که چون این وبلاگ متعلق به کلاس است و شاید استفاده شخصی از فضای آن کار درستی نباشد،مجبور شدم  این مطلب را در وبلاگ خودم منتشر کنم.

اگر مایل بودید میتوانید این مطلب را در "شش گوشه" ملاحظه بفرمائید.

.....

در ایام پربرکت ماه رجب ، یکدیگر از دعای خیر محروم نسازیم!!!

 

 


 
 
خداحافظ آقای خاتمی!!!
نویسنده : منتظر المهدی(عجل الله) - ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۸
 

با گذشت حدودا دو هفته از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری یکی از مهترین پیام های این انتخابات به صورت کاملا زیرکانه ای از سوی طیف شکست خورده انتخابات مسکوت نگه داشته شد.



پنهان کردن پنجمین شکست پی در پی سید محمد خاتمی که مهمترین ابزار جناح موسوم به اصلاح طلب برای جمع کردن ظرفیت اجتماعی در انتخابات بود ، یکی از مهمترین استراتژی های اتاق فکر این طیف سیاسی است.


 
 
جنگ روانی تاریخچه 5
نویسنده : خاتون - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸
 

١.جـنـگ اقـتـصـادی

٢.بهره بردارى از حوادث براى تبليغات مسموم


٣.پيوستن منافقين به دشمنان

٤.فريبكارى

٥.انتشار شايعه كشته شدن پيامبر(ص )در غزوه احد


 
 
در گلستان کنکور سعدی!!!!!
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸
 

  ذلت کنکور پرسوزوگدازکه به یاد آوردنش مزید آزاراست واز یاد بردنش

مستوجب کار.هرکنکوری که برگزار می گردد موجب است به اضطراب،

چون قبول نگردی ،می شوی خانه خراب.پس درهر کنکوری ٢ زجر موجب

است وبر هرزجری ٢ التماس واجب:

        از دست وزبان که برآید                         کز عهده کنکور برآید؟

باران بی حساب داوطلبان آنجا رسیده وسیل پرخروش مردودین ردیف گشته

واشک بی پایان ازچشم بیرون آمده وبس روزنامه ها که پاره پاره گشته.داوطلبان

 را گفته خودکار ومداد بگسترانند و چهارخانه های دایره وار پر کنند ومردودین

 راگفته که تلاش دگر بکنید وقبول شدگان را گفته نخندید که شهریه در راه است.

 

ابر وباد ومه وخورشید وفلک درکارند         تا تو مدرک بستانی وبه جایی نرسی


 
 
این الرجبیون؟؟
نویسنده : منتظر المهدی(عجل الله) - ساعت ۱:٥٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ تیر ۱۳۸۸
 

ای ماه رجب مرا به خود راه بده

راهی تو نشان به سوی آن ماه بده

راهی که رسد به خانه دلدارم

از لطف نشان بر من گمراه بده

ای ماه رجب تو شهر حیدر هستی

از باب علی مرا به خود راه بده

http://www.fotothing.com/photos/497/49719073286abcb5d8150ca9b27b3a93.jpg

 

همچنین میلاد با سعادت جان جویندگان علم و معرفت، امام محمد باقر علیه السلام را خدمت محبین اهل بیت تبریک و تهنیت عرض می کنم.


 
 
آبروی همه مسلمان!!! اشک ما را چرا در آوردی؟!!
نویسنده : منتظر المهدی(عجل الله) - ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ تیر ۱۳۸۸
 

دیشب این طبع، بی‌قرار شما - - -خواست عرض ارادتی بکند
دست کم از دل شکسته‌تان - - - واژه‌هایم عیادتی بکند
***
چشم بد دور، عمرتان بسیار - - - کس نبیند ملالتان آقا!
ما نمردیم خون دل بخوری - - - تخت باشد خیالتان آقا!
***
چیست روباه در مصاف شیر؟! - - - چه نیازی به امر یا گفته؟!
تو فقط ابرویی به هم آور - - - می‌شود خواب دشمن آشفته
***
هست خاموشی‌ات پر از فریاد - - - در تو آرامشی است طوفانی
«الذی انزل السکینه» تو را - - - کرده سرشار از فراوانی
***
واژه‌ها از لبت تراویدند - - - پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفریدند در دل مردم - - - عزت، آمادگی، حماسه، حضور
***
این حماسه همه ز یمن تو بود - - - گرچه از آن مردمش خواندی
رهبرا! تا ابد ولی محبوب - - - در دل عاشقان خود ماندی
***
سهم دلدادگان تو سلوی - - - قسمتِ دشمنان تو سجیل
رهبری نیست در جهان جز تو - - - که ز امت چنین کند تجلیل
***
نسل سوم چو نسل اول هست - - - با شعف با شعور با باور
جاری است انقلاب چون کوثر - - - هان! «فصل لربک وانحر»
***
گرچه در باغ سینه‌ات داری - - - لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها
گفتی اما نمی‌روی چو حسین - - - تا ابد زیر بار بدعت‌ها!

***
ناگهان در نماز جمعه شهر - - - عطر محراب جمکران گل کرد
بغض تو تا شکست بر لب‌ها - - - ذکر یا صاحب الزمان (عج) گل کرد
***
جان ایران! چه شد که جانت را - - - جان ناقابلی گمان کردی؟!
آبروی همه مسلمانان - - - اشک ما را چرا درآوردی؟!
***
جسم تو کامل است، ناقص نیست - - - می‌دهد عطر یک بغل گل یاس
دستت اما حکایتی دارد - - - رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس


 
 
ای وای فراق تو !!!
نویسنده : مسلم سلیمانی - ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ تیر ۱۳۸۸
 

امشب زغم هجرتو بیمار شدم باز

باقافیه های غزلم یار شدم باز

 

تاچند زمن دور ومن ازهجر تو دل خون؟

درچاه فراق تو گرفتار شدم باز

 

دیگرسرشب هست ومن از شدت زاری

در فکر سپردن سر بر دار شدم باز

 

یک لحظه بیا حال مرابین وغمی خور

ای وای فراق تو ! عزادار شدم باز

 

ای کاش که آغوش تو بود و سرمن نیز

افسوس که منت کش دیوار شدم باز

 

هنگام طلوع است که با خنده خورشید

روز از نو و هجر تو و بیدار شدم باز

بی نام


 
 
مهمانی
نویسنده : خاتون - ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ تیر ۱۳۸۸
 


طلوع می کند آن آفتاب پنهانی
ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی

دوباره پلک دلم می پرد ،نشانه ی چیست؟
شنیده ام که می آید کسی به مهمانی

کسی که سبزتر است از هزاربار بهار
کسی ،شگفت کسی ، آن چنان که می دانی

کسی که نقطه ی آغاز هر چه پرواز است
تویی که در سفر عشق خط پایانی

تویی بهانه ی آن ابر ها که می گریند
بیا که صاف شود این هوای بارانی

تو از حوالی اقلیم هر کجا آباد
بیا که می رود این شهر رو به ویرانی

کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق
بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی

قیصر امین پور